آکاایران: چگونه فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم , تربیت هوشهای مختلف فرزندان برای ایفای بهتر نقشهای اجتماعی در آینده بســیار موثر باشد

 در ادامه نکاتی کاربردی از دکتر مهرداد نامور میخوانید که میتواند در تربیت هوشهای مختلف فرزندان برای ایفای بهتر نقشهای اجتماعی در آینده بسیار موثر باشد. دکتر نامور، تحصیل کرده دانشگاه اصفهان و انستیتو روانپزشکی و روان شناسی بالینیست. در اداره روانسنجی ارتش، لابراتوار تستینگ انستیو روانپزشکی تهران و مرکز روانپزشکی رازی منشاء اقداماتی بوده که از آن جمله استاندارد سازی تستهای روانشناسی و روانپزشکیست. موسس انجمن روانشناسی روان شناسان شاغل در وزارت بهداشت، مسوول آموزش پایان نامه انستیتو روانپزشکی تهران و موسس مجله روانشناسی رازیست و تاکنون برای مربیان بهداشت آموزش آموزش و پرورش، کارشناسان بهزیستی و بسیاری از اقشار اجتماع دوره ها و کارگه های مختلف را برگزار کرده است.

آکاایران: آموزش ایجاد مسئولیت پذیری برای فرزندان بی مسئولیت

آموزش ایجاد مسئولیت پذیری برای فرزندان بی مسئولیت

نکته مهمی وجود دارد و آن این است که ما باید به بچه ها رویاپردازی را آموزش دهیم و آنها را برای رویاهای هرچند کوچک و محقرشان توبیخ نکنیم. بگذاریم بچه هایمان درفانتزی های خود غوطه ور شوند. به او بگوییم رویاهای زیبایش را بگوید، بنویسد و حس کند اما در کنارش این را هم به او برسانیم و آ موزش دهیم که این همیشگی نیست و یک زمانی هم از رویا بیرون بیایی و همه این آ موزشها ازطریق بازی امکان پذیر است. تو بابا میشوی و من بچه و یک ساعت بعد میگوییم بازی تمام شد. این rollplaying است که ما با آن هدفهایی را دنبال میکنیم:

به این وسیله میفهمیم که بچه چطور ما را میبیند. اگرما بددهنی و بدرفتاری میکنیم در وجود خود ما را میبیند و ما هم خود را مثل او نشان میدهیم و تمام کارهای بد او را درقالب نقش بازی میکنیم. به این ترتیب او میفهمد چه کارهایی خوب و چه کارهایی بد است. بعد از یک ساعت میگوییم تمام شد و حد میگذاریم و یاد میدهیم. ما اجازه داریم با دست غذا بخوریم ولی یک روز در هفته. هرکاری دوست داری انجام بده ولی همیشه نه و با قاشق و چنگال و چاقو غذا خوردن را هم یاد میدهیم. آ موزش ما دوگانه است و میگوییم هر رفتاری جایگاه مخصوص به خود را دارد. یک جا مقداری پول میدهم هرچه خواستی خرید کن. درمورد دوم همان مقدار پول را میدهیم با لیست و چارچوب خرید کن.

فرم یاد دادن به بچه ها یادگیری با دنباله روی بچه ها از والدین نیست. من میروم تو دنبال من بیا. تو برو جلو من هلت میدهم. اینها درست نیست. یادگیری یعنی من کنارت هستم.

باید خود فرزند انجام دهد و هرجا مشکلی بود والدین مداخله کنند. اجازه کوشش و خطا بدهند و تنهایش نگذارند. این از مشکلات آموزش و پرورش ماست که هیچ معلمی در کنار بچه ها نیست. اکثر معلمان روبروی بچه ها هستند و میگویند هر چه که من میگویم تو تکرار کن.

نکته دیگر اینکه روزهای آخر هفته برای استراحتکردن نیست، بلکه برای گذراندن وقت و شنیدن حرفهای همه اعضای خانواده است. پدر و مادر خوب، اول باید خوب حرفهای فرزند خود را بشنوند؛ نه اینکه دو سه جمله اول را بشنوند و بقیه را خودشان حدس بزنند. شاید درجمله های بعدی نتیجه عوض شود. او با این کار خوب گوش کردن را به فرزند خود آموزش میدهد. روانشناس خوب، خبرنگار خوب و هر شغلی که انتخاب کند، اول باید خوب گوش کند و بعد تجزیه و تحلیل کند. بعد از خوب گوش کردن حرفهای فرزند، از او بخواهیم که راجع به قسمتهایی از گفتگو بیشتر بدانیم، نه اینکه استنطاق کنیم.

آموزش ایجاد مسئولیت پذیری برای فرزندان بی مسئولیت -آکاکودک مسئولیت پذیر
آموزش ایجاد مسئولیت پذیری برای فرزندان بی مسئولیت

اخیرا پژوهشی با نوار مغزی روی مغز کودکان انجام شده است که نشان میدهد وقتی پدر و مادر شروع به نصیحت میکنند، مغز بچه ها بسته میشود و هیچ یک از آن نصیحتها وارد سیستم شنواییشان نمیشود.

نتیجه: فرزندان خودرا نصیحت نکنید. پدر و مادر باید شنونده و یکدل باشند. در این موارد همه پدر و مادرها میتوانند موفق باشند اگر تکنیک را بلد باشند. مساله دیگر موضوع مهم فرزند سالاری و رایدهی اعضای خانواده است. رای پدر با رای بچه یکی نیست. متاسفانه ما برای کل آرا یک ارزش را در نظر میگیریم که نباید اینطور باشد. باید جوانب مختلف را بسنجیم. رای فرزند که رای احساسیست با رای پدرکه جوانب دیگر را درنظر میگیرد یکی نیست. تصمیمات باید با سطح توانایی افراد اتخاذ شود و باید در نهاد اولیه که همان خانه است، آموخته شود.

تصمیم گیریها طبقه بندی دارند. مثال در مورد محل سکونت خانواده پدر خانواده تصمیم میگیرد نه بچه خانواده. اکثر مشکلات جامعه ما از این فرزندسالاریست. متاسفانه پدر و مادران بر این رفتار خود برچسب آگاهی میزنند و نتیجه مخرب آن این است که بیش از توان و حد بچه به او اختیار و حق رای داده میشود. قدم بعدی دادن شرح وظایف به اعضای خانواده است و به هرکسی جایگاه و مقام خود را بخشیدن. این روزها در خانواده ها سلسله مراتب از بین رفته و پدر و مادر پای قضاوت بچه ها مینشینند و حق را به فرزند کوچکتر میدهند و به این ترتیب جایگاه فرزند بزرگتر که قدیم در خانواده ها وجود داشت از دست میرود. هر فرزند اختیارات و مسئولیتهای خاص خودش را دارد و مسئولیتهای بزرگتر اجتماعی از همین اجتماع کوچک که خانواده است، شروع میشود. احساس مسئولیت و شرح وظایف از مهمترین آموزشهاییست که بچه ها در خانواده میبینند

.بچه ها باید شرح وظایف در مدرسه، در خانه، در مقابل دوستان و معلمان را یاد بگیرند تا بدانند در هر شرایطی چه مسئولیتها و چه اختیاراتی دارند. اختیار و مسئولیت در دو کفه ترازو و به یک میزان هستند و باید با هم تناسب داشته باشند. مثالی که دراین ارتباط وجود دارد غذا پختن و اختیار دادن به دختر خانواده است که بعدا قرار است این مسئولیت را به عهده بگیرد. این سنتها در قدیم وجود داشت. باید به فرزند اجازه کوشش و خطا را بدهیم و درکنارشان باشیم شانه به شانه. اگر امروز از پس ادارهکردن خود و کارهای شخصی خود برآمد، فردا مسئولیت خود را به عهده میگیرد. مسئولیتهای بزرگتر در اجتماعی بزرگتر. درتمام این مراحل عشق، رویا پروری، مسئولیتپذیری و تمام مسائل تربیتی مربوط به بچه ها هماهنگ نبودن والدین فاجعهای جبرانناپذیر است. دو رای بد بهتر از دو رای متفاوت است. فرزند از این تضادها و اختلافات بین والدین سوء استفاده میکند.

همیشه باید رودربایستی و حجابی از جنس حیا بین بچه ها و والدین باشد. الان بچه هایی هستند که پدر و مادر خود را با اسم کوچکشان صدا میکنند. دوستی و صمیمیت فرزند و والد را نباید با به همزدن سلسله مراتب اشتباه گرفت. بهتر است اسم اعضای خانواده را با کلماتی چون جان، آقا یا خانم همراه کنیم. شخصیت و تشخصی که ادای اسم به همراه احترام با خود میآورد، دو هدف عمده را دنبال میکند:

اول: گفتن خانم یا آقا.

دوم: احترام و ارزش و بهادادن به بچه ها و یاد دادن اینکه چطور افراد دیگر را خطاب کنند.

موقع عصبانیت یا وقتی که خطایی مرتکب میشوند، فقط با اسم خطاب قرار میگیرند )نه با جان، آقا یا خانم( و بچه ها حساب کار دستشان میآید. دیگر احتیاجی به استفاده از القاب و عناوین که گاهی به خاطر عصبانیت والدین نیست. بیشترین توهینی که به بچه ها میکنیم برداشتن همین احترامیست که از قبل خود ما به آنها دادهایم.

منبع :