آکاایران: می خواهم یک درخواست از شما پدر و مادرهای عزیز داشته باشم، درخواستی که اجابت آن می تواند در سرنوشت آینده فرزندانتان نقش داشته باشد؛ اینکه حتی اگر اهل سینمارفتن نیستید...


به تماشای فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند»، بروید چون دانستن آنچه در این فیلم به تصویر کشیده می شود، برای هر پدر و مادری لازم است. خانم «پوران درخشنده» با ساخت این فیلم و نامگذاری کاملا بجای آن که بیانگر ریشه واقعی و علت اصلی سوءاستفاده جنسی از بچه هاست، درواقع خواسته با صدایی بلند این واقعیت را در گوش والدین و همه جامعه فریاد بزند که بس است، سکوت نکنید و چشم هایتان را روی این واقعیت نبندید که کسانی در جامعه وجود دارند که ممکن است از بچه های ما سوءاستفاده کنند.

 

 

موضوع سوءاستفاده جنسی مختص جامعه ما نیست. در همه جای دنیا بزرگسالان دچار بیماری های روانی و جنسی، از معصومیت و ترس ذاتی بچه ها استفاده و از آنها سوءاستفاده می کنند و به آنها آسیب های غیرقابل جبرانی می زنند اما در همه این جوامع روی آموزش خانواده و بچه ها و هشدارهایی که باید به آنها در مورد تجاوز و سوءاستفاده جنسی داد، کار می شود. در بسیاری از این جوامع که توانسته اند در مهار مناسب این مشکل موفق باشند، آنچنان فرهنگ سازی شده که والدین بلافاصله پس از اطلاع از چنین اتفاقی، پلیس را در جریان می گذارند تا فرد متجاوز و بیمار، شناسایی و توقیف شود نه اینکه سال ها آزادانه بگردد و قربانی بگیرد فاقد اینکه حتی یک شاکی داشته باشد؛ اتفاقی که در فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند» می افتد و پدر از ترس آبروریزی در بازار، حاضر نمی شود شکایت کند.

 


پدر و مادرهای گرامی! اگر شما هم مثل من و همکارانم این امکان را داشتید که با کسانی که در کودکی به آنها تعرض شده، صحبت کنید، به دو موضوع مهم پی می بردید؛ اول اینکه تعداد این قربانی ها کم نیست. کاش می توانستید سری به مطب های روان پزشکی و روان شناسی بزنید و ببینید چه آمار تکان دهنده ای وجود دارد و عجب قصه های تلخی دارند این بزرگسالانی که فقط یک جسم توخالی اند. آنها در کودکی به قتل رسیده اند؛ نه به وسیله یک نفر، که به دست پدر و مادر و جامعه و فرد متجاوز، زنده به گور شده اند. به بسیاری از این افراد، محارمشان (دایی، عمو، و...) تعرض کرده اند و آنها حتی شاید تا دهه سوم و چهارم زندگی، سکوت می کنند و همه بدبختی ای که می کشند، از قانون نانوشته و ناگفته «هیس» است و ترس از آبرو، ترس از اینکه اگر کسی بفهمد، چه می شود؟

 


دومین چیزی که علاوه بر آمار بالای این حادثه شوم که به راحتی قابل پیشگیری است متوجه خواهیدشد، غیرقابل جبران بودن آن است. چه بسیارند بچه ها و بزرگسالانی که در کودکی از آنها سوءاستفاده شده و سال هاست تحت درمان با انواع درمان های دارویی و غیردارویی قرار دارند اما نه فقط در ایران که در همه جای دنیا ثابت شده آسیب وارده غیرقابل جبران است. این آسیب تا نسل بعدی آنها را هم خواهد گرفت. نمونه خارجی فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند»، فیلم «رودخانه مرموز» است که در آن دو مرد پسربچه ای را می دزدند و به او تعرض می کنند. پسر فرار می کند و با والدینش نزد پلیس می روند و مردها دستگیر می شوند اما از آن پسر شاد و قهرمان تیم بیسبال، مردی کمرو و گوشه گیر (با بازی تونی رابینز) می ماند که گویی تونی ۸ ساله مرد و اریک آدم نوین است.

 

او ازدواج می کند و بچه دار می شود اما پسری بار می آورد که خجالتی و کمرو است. کلاه بیسبال پسر تونی، همیشه چشم های خجالتی اش را می پوشاند و فیلم به زیبایی ناتوانی پدر را در جسور بارآوردن و رفع مشکل خجالتی بودن پسرش به تصویر می کشد. آسیبی که تونی ۸ ساله دید، به نسل بعدی هم منتقل شد و این است واقعیت تلخ زندگی بچه هایی که موردسوءاستفاده جنسی قرار می گیرند. حالا به من بگویید آیا دلتان نمی خواهد برای پیشگیری از این آسیب تلاش کنید؛ آن هم آسیبی که اگر خدای نکرده فرزندتان ببیند، جبران نشدنی است؟! حالا که مجالی فراهم شده، سکوت ها را بشکنید؛ به این هیس گفتن ها پایان دهید. تعریفتان را از آبروریزی اصلاح کنید و با دست های خود فرزندتان را نکشید و چشمتان را روی این قتل ها نبندید.

 

هشدار و آموزش؛ تنها راه پیشگیری


پدر و مادرهایی که فکر می کنند حرف زدن در مورد مسایل جنسی با بچه ها زشت و قبیح است، فرزندشان را چه پسر چه دختر، با دست های خود در دام آدم های متجاوز می اندازند. اگر حس می کنید حرف زدن شما ورود به حوزه ممنوعه است و این در شان خانواده تان نیست، مطمئن باشید مشکلات روانی، بستری شدن، تجربه خودکشی، کابوس های شبانه و همه آنچه «شیرین» در فیلم هیس تجربه کرد، برای کودکتان دور از انتظار نیست. شمایی که از حرف زدن درباره این موضوع ترس دارید، چطور انتظار دارید فرزندتان که کودکی است با دنیای ناشناخته، بتواند درصورت مواجهه با چنین شرایطی واکنش درست نشان دهد؟


چطور آموزش را شروع کنم و از کی باید شروع کنم، پرسش خوبی است که با مطالعه این ۵ نکته به پاسخ آن می رسید:


۱. والدین آگاه باید آموزش را از ۳ سالگی و همزمان با آموزش توالت رفتن آغاز کنند.


۲. با بچه ها درباره اندام های خصوصی شان حرف بزنید ولی آنها را بمباران اطلاعاتی نکنید. در چند کلمه و چند جمله نام اندام جنسی کودک و اینکه خصوصی است و هیچ کس جز شما نباید آن را ببیند، بگویید.


۳. با بزرگ ترشدن بچه و در شرایط مناسب، فضایی برای آموزش پیدا کنید و نکته جدیدی به او یاد بدهید. حتی اگر کودک ۶ ساله تان علاقه ای نشان نمی دهد درمورد موضوع جنسیت چیزی بداند، ابتکارعمل داشته باشید و موضوعی را بهانه کنید تا اطلاعات او را بسنجید. معلم مهد یا یکی از بستگان باردارشده است؟ همین بهانه کافی است تا سر حرف را باز کنید. شما نخستین آموزگار کودک در زمینه جنسیت هستید، پس باهوش باشید.


۴. از کتاب های مناسب سن کودک که با فرهنگ خانوادگی تان مطابقت دارد، استفاده کنید.


۵. کافی است باب گفت وگو در این باره را باز بگذارید تا بچه بداند اگر سوالی درباره اینکه نوزاد از کجا به دنیا می آید و امثال آن برایش پیش آمد، می تواند آن را از شما بپرسد و جوابش را بگیرد. حرف زدن در این باره را بغرنج جلوه ندهید. اگر همان موقع آمادگی پاسخگویی نداشتید، سنجیده عمل کنید. انگار بچه پرسیده هواپیما چطور روی هوا می ماند؟ هول نشوید؛ اول بگویید خودت چه فکر می کنی، بعد هم فرصت بخواهید: «می دونی جوابش یه کم سخته بعد از ناهار یادت باشه مفصل درباره اش حرف بزنیم.»


در قالب قصه و داستان یا یک ماجرای خیالی که در کودکی شما برای یکی از بچه های محل اتفاق افتاده، موضوع سوءاستفاده جنسی را پیش بکشید و از بچه بپرسید اگر به جای فرد موردتعرض واقع شده بود، چه می کرد. مثلا بگویید: «من وارد دستشویی شدم و دیدم پسرهای کلاس پنجم، همسایه مان علی که کلاس دومی بود، مجبور کردند شلوارش را دربیاورد. او خیلی ریزه میزه بود اما مهم تر اینکه ترسیده بود و اعتمادبه نفس نداشت وگرنه نمی گذاشت به اعضای خصوصی بدنش دست بزنند و...» سعی کنید مثل بندباز حرفه ای، ظرافت های لازم را در کلام و رفتارتان حفظ کنید. مبادا در هشدار و آماده سازی کودک چنان زیاده روی کنید که از همه چیز و همه کس بترسد. درنهایت بخواهید هر اتفاقی برای خودش یا دوستش افتاد، از بزرگ تر قابل اعتماد که پدر و مادر هستند، کمک بگیرد.


غفلت کردن، قدغن!


بچه ها را نباید به هیچ وجه حتی برای یک لحظه به امید کسی جز خودتان یا همسرتان رها کنید. اگر قرار است به دلیل کار واجبی او را به مادربزرگ یا خاله بسپارید، اطمینان حاصل کنید در آن ساعت پسرخاله یا عموی نوجوان و جوان فرزندتان قرار نیست از او مراقبت کند و تحت نظر مستقیم کسی است که او را به امانت گرفته و از اعضای درجه یک خانواده است. اگر به دقت و نظارت فردی که بچه را به او می سپارید شک دارید، هرگز ریسک نکنید. بچه ها به شدت از بزرگ ترها می ترسند و رابطه شما با فرزندتان باید طوری باشد که حتی اگر کسی او را ترساند یا تهدید کرد، به شما اطمینان داشته باشد و در مورد این موضوع با شما صحبت کند و بداند در موردش قضاوت نمی کنید و حامی اش هستید. اگر در ابتدا به خاطر ترس و تهدیدشدن موضوع را مثل راز نگه دارد، کم کم با اضافه شدن احساس گناه و مقصربودن، سعی می کند بیشتر در حفظ آن راز بکوشد و این موضوع باعث سوءاستفاده های بعدی و آسیب بیشتر می شود.


حس رانده شدن و هویت «من بدم»، ضعف اعتمادبه نفس و هزاران مشکل دیگر این بچه ها به دلیل ناآگاهی و غفلت والدینشان است. در آموزش ها به او اطمینان بدهید کودکانی که به آنها تعرض شده، کاملا بی تقصیر و بی گناه هستند و هیچ کس نمی تواند به آنها که حامیانی چون والدین خود دارند، آسیب بزند.

دکتر بدری السادات بهرامی

مشاور خانواده

گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع :