آکاایران: کنار باغچه حیاط، خاک گلدان ها را عوض می کردم. گلدان ها را یکی یکی از کنار پله می آوردم و خاک برگ و کود در آنها می ریختم تا خاکشان قوت بگیرد. پارسا هم کنار دست من نشسته بود و با عقل ۴ ساله اش داشت ادای مرا درمی آورد و خاک باغچه را با بیلچه جابجا می کرد...


سرم به کار خودم بود و زیاد متوجه اطراف نبودم. یک دفعه صدای افتادن و شکستن چیزی را شنیدم. پارسا می خواسته یکی از گلدان ها را از لبه پله بردارد و پایین بیاورد ولی زورش نرسیده و

بین راه رهایش کرده بود. گلدان سفالی هم از لبه پله ها افتاده و شکسته بود. سریع به طرف او رفتم که نکند خودش هم صدمه دیده باشد. خوشبختانه مشکل خاصی برایش پیش نیامده بود ولی خیلی ترسیده بود. او را در آغوش گرفتم. با بغض گفت: «گلدونمون شکست» و اشکش سرازیر شد. می خواستم بگویم: «عیبی نداره» ولی با خودم گفتم: «اگر دوباره این کار را انجام دهد، چه؟» خواستم کمی سرزنشش کنم ولی باز گفتم: «اگر ترسید و دیگه زیر بار مسوولیت های دیگر هم نرفت ، چه؟» پس فاقد اینکه چیزی بگویم، دستی به سرش کشیدم و با هم وارد خانه شدیم.


آن شب مدت زیادی به این موضوع فکر کردم که زمانی که مسوولیتی را به فرزندمان می دهیم یا خودش می خواهد آن مسوولیت را برعهده بگیرد ولی در انجام آن موفقیت نیست، چطور باید برخورد کنیم که هم متوجه اشتباه خود شود و هم اعتمادبه نفسش را از دست ندهد؟ اصلا از چه سنی باید به فرزند خود مسوولیت انجام کار بدهیم و چه مسوولیت هایی را باید به او واگذار کنیم؟ آنچه در «فرزندپروری» این هفته می خوانید، پاسخ های دکتر پرویز رزاقی، روان شناس و مدرس دانشگاه، به این پرسش هاست.


کودکان از همان وقتی که با محیط اطراف آشنا می شوند، دوست دارند مسوولیت برخی کارها را برعهده بگیرند. آیا خانواده ها باید به این میل کودک اهمیت بدهند؟


بله، این کار باعث می شود مسوولیت پذیری به تدریج در کودک شکل بگیرد و تعامل?های اجتماعی را بیاموزد و کم کم وارد جامعه شود. حتی توصیه کارشناسان این است که خود والدین این حس را در کودک ایجاد کنند و در سنین مختلف مسوولیت انجام برخی کارها را به او بسپارند. البته باید به این نکته هم توجه کرد که این سپردن مسوولیت به کودک باید با توجه به سن، شرایط روانی، علایق و توانایی های او باشد.
 

برای این کار چه سنی مناسب است؟


در حالت عادی کودک از سن ۲۸ ماهگی به درکی از محیط پیرامون خود می رسد که می تواند به تدریج برخی مسوولیت ها را بر عهده بگیرد. مثلا برای کودکی در این سن، جمع کردن اسباب بازی هایش می تواند مناسب باشد. این مسوولیت ها می تواند با بالارفتن سن و بالاتر رفتن توانایی های او تغییر کند و افزایش یابد. برای سنین بالاتر، مرتب کردن رختخواب، آبیاری گلدان ها، خریدهای کوچک و نگهداری از خواهر و برادر کوچک تر متداول تر هستند. در عین حال باید به این نکته هم اشاره کرد که این کار شرایطی دارد.

چه شرایطی؟


والدین باید توجه دارا باشند سپردن مسوولیت به کودک باید با این هدف باشد که آموزش ببیند و متوجه شود می تواند از عهده انجام برخی امور برآید. ما می خواهیم با این روش او را به شکل صحیحی با مسوولیت پذیری آشنا کنیم. متاسفانه در برخی موارد دیده می شود که والدین فقط برای پیشبرد کارهای خود این مسوولیت را به کودک می دهند که این کار چندان مناسب نیست. پدر و مادر باید بتوانند با فرزند خردسال خود به بهترین شکل ممکن ارتباط برقرار کنند و او را در انجام مسوولیتی که برعهده اش قرار داده شده یاری کنند. نکته دیگر اینکه نخستین مسوولیت های سپرده شده به کودک باید خوشایند او باشند تا نتیجه مطلوب تری حاصل شود؛ مثلا همین جمع کردن اسباب بازی ها، مسوولیتی است که می تواند برای کودک شیرین باشد چون در انجام مسوولیت خود نیز با ابزار و وسایلی سروکار دارد که برایش جذاب هستند.

پدر و مادر چه وظایفی در رسیدن به نتیجه مطلوب تر در سپردن مسوولیت به فرزند دارند؟


اولین نکته ای که باید به آن توجه کنند، همراهی است. آنها باید هنگام انجام مسوولیت فرزند، کنار او باشند و در انجام آن تنهایش نگذارند. دومین نکته، استفاده از لحن مناسب برای سپردن مسوولیت است. «برو به گلدونا آب بده» و «میای بریم به گلدونا آب بدیم»، اگرچه هر دو یک مسوولیت را برعهده کودک می گذارد ولی از نظر لحن تفاوت های زیادی با هم دارند و طبیعتا جمله دوم نتیجه مطلوب تری خواهد داشت. نکته سوم اینکه والدین دقت دارا باشند از پیام های کلامی بیش ازحد استفاده نکنند و پیام ها را به صورت تفکیک شده و تک تک به فرزند خود انتقال دهند. زیاد و سنگین شدن مسوولیت ها، امکان شکست، فراموش کردن و سرباززدن از انجام مسوولیت را می تواند در پی داشته باشد. در نهایت اینکه در صورت انجام موفقیت آمیز مسوولیت، حتما پاداش لازم است. کودکان به خصوص در سنین ۵ تا ۷ سالگی حس استقلال بیشتری دارند و نیاز است که به کار آنها بها داده شود. آنها باید احساس کنند کاری که انجام داده اند، مورد نیاز بوده و کارشان برای خانواده ارزشمند بوده است. این پاداش می تواند حتی به صورت کلامی یا حتی «رول پلی» باشد. یعنی مثلا مادر تلفنی به پدر کودک بگوید او امروز فلان کار مفید را انجام داده و این صحبت را زمانی انجام دهد که کودک حضور دارد و گفت وگوی آنها را می شنود. این کارها باعث می شود مسوولیت های خود را بهتر انجام دهد و اعتمادبه نفس بیشتری پیدا کند.

ولی در بسیاری موارد دیده می شود کودک نمی تواند مسوولیت خود را به خوبی انجام دهد و شکست می خورد. در این شرایط والدین باید چه واکنشی انجام دهند؟


همیشه احتمال شکست کودک در انجام مسوولیتی که برعهده اش گذاشته شده، وجود دارد ولی والدین باید شرایط را طوری مهیا کنند که امکان بروز رفتار خطا و احتمال شکست او به حداقل برسد. آنها باید مسوولیتی به فرزند خود بسپارند که پرخطر نباشد و میزان اشتباه در آن با توجه به سن کودک به حداقل برسد؛ مثلا اگر قرار است کودک برای خرید از منزل خارج شود، والدین باید احتمال گم کردن پول (شکست) را کم کنند، یعنی میزان کمتری پول در اختیار او بگذارند و آن را در جیبی قرار دهند که احتمال افتادن و گم شدن آن کمتر باشد. اگر با وجود تمام این تدبیرها در انجام مسوولیت خود با شکست روبرو شد، باز هم باید برخورد مناسبی داشت.
منظور از برخورد مناسب چیست؟


برخی والدین وقتی با شکست فرزند خود مواجه می شوند، او را سرزنش یا حتی با همسن و سال های دیگرش مقایسه می کنند که این برخورد فوق العاده اشتباه است. موارد برعکس این برخورد هم وجود دارد؛ یعنی والدین با همدلی های بیش ازحد، موفق نبودن فرزند خود را در چشم او ناچیز جلوه می دهند که این رفتار هم درست نیست چون او باید بداند و بفهمد که چرا نتوانسته کار خود را به نحو مطلوب انجام دهد، شیوه مطلوبی که می توانست او را با موفقیت همراه کند بیابد و در عین حال اعتمادبه نفس خود را برای پذیرش مجدد مسوولیت از دست ندهد. همه این دستاوردها به برخورد مناسب والدین وابسته است. والدین می توانند در این شرایط راه درست تر انجام مسوولیت را با لحن مناسب به کودک خود نشان دهند و دلایل شکست او را هم بازگو کنند. در مرحله بعد می توانند کودک را با پذیرش و درک درست از شکست آشنا کنند و با او همدلی دارا باشند.

پیمان صفردوست

پرسشی از دکتر پرویز رزاقی روان‌شناس

گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع :