آکاایران: تبعیض بین فرزندان روی اعصاب بچه هاراه میرود

 


خیلی از پدرها و مادرها وقتی حرف از جنسیت فرزندشان می شود با تعارف و رودربایستی می گویند: فرقی نمی کند یا هرچی خدا بخواهد، اما ته دل بسیاری هنوز پسر را به دختر ترجیح می دهد؛ ترجیحی که در درازمدت منشأ تبعیض های ناخواسته وآزاردهنده ای است.


هنوز یک تحقیق رسمی که تایید کند خانواده ها همچنان فرزند پسر را بر دختر ترجیح می دهند موجود نیست یا دستخوش دستکاری هایی شده تا از بیان صریح واقعیت امتناع شود، اما تجربه زندگی اجتماعی گواهی می دهد که هنوز بعضی همسران به داشتن فرزند پسر راغب تر هستند؛ رغبتی که ریشه در پیشینه ذهنی بسیاری از خانواده ها در دوران سنتی دارد. براساس یک نظرسنجی اینترنتی، تقریبا ۸۸ درصد مادران اقرار کرده اند که با پسران خود به شیوه ای متفاوت رفتار می کنند و رفتار آنها تبعیض آمیز است. بیش از ۵۵ درصد از مادران اعلام کرده اند که راحت تر با پسر خود ارتباط دوستانه برقرار می کنند و همچنین ۷ درصد نیز اقرار کرده اند که با پسر خود بیشتر از دخترشان مهربانی می کنند. در این نظرسنجی مشخص شد مادران به دو برابر بیشتر از فرزندان دختر خود، نسبت به پسرانشان انتقاد می کنند و میزان انتقاد کردن از دختران ۲۱ درصد و از پسران تقریبا ۱۲ درصد است بیش از یک پنجم مادران یا ۵ / ۲۱ درصد از آنها اعتراف کرده اند در صورتی که پسر آنها شیطنت به خرج بدهد، آن را نادیده می گیرند، اما این موضوع در دختران فقط ۸ / ۱۷ درصد است، مادران همچنین بیشتر ویژگی های شخصیتی مثبت را به فرزند پسر خود نسبت می دهند و کمتر این کار را در مورد دختران خود انجام می دهند.

 


اما تمام این واکنش ها به مادران اختصاص ندارد، بلکه پدران هم بیشتر خواهان فرزند پسر هستند. این ترجیحات در بسیاری موارد ریشه در سنت های کهن و عادات قدیمی خانواده ها دارد که ناخودآگاه بر ذهنیت ما نسبت به دختران اثرگذار است. سهیلا قائمی، مردم شناس و محقق در این باره می گوید: داشتن فرزند پسر از گذشته های دور مزیتی به حساب آمده است؛ مزیتی که می تواند به ضرر دختران تمام شود. وجود برخی عبارات فرهنگی و تکیه کلام ها مثل پسر عصای دوران پیری است، پسر تکیه گاه والدین، دختر مال مردم است، دختر مال خانواده شوهر است و... بر این باورهای سنتی صحه می گذارد. باورهایی که این روزها مثل خوره برای اعضای خانواده آزاردهنده است.

 


● شوهرم تا یک ماه نگاهم نمی کرد

 


وقتی مسوول سونوگرافی به من گفت حالا می تونی از جایت آرام بلند شوی، اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود که خانم دکتر دختره یا پسر؟ او هم با بی تفاوتی گفت: دختره یه دختر خوشگل. با این جمله تمام اتاق روی سرم ریخت. دخترررر... ولی شما دفعه پیش گفتید پسره ,مگه فرقی می کنه تازه این بار که ماه چهارمه بهتر دیده می شه حالا با اطمینان بیشتری می گویم که دختره. دیگر نمی توانستم سنگینی هوای اتاق را تحمل کنم، هنوز دکمه های مانتو را کامل نبسته بودم و نمی دانم خداحافظی کردم یا نه از اتاق زدم بیرون، حالا با چه رویی به شوهرم خبر بدهم. فرزند سومم بود و هر سه بار دختررررر...

 


شاید در دوره ای که از نبود تبعیض بین دختران و پسران دم می زنیم، باور این که همچنان برخی خانواده ها بر سر دختر یا پسر شدن فرزندشان با فشارهای عاطفی روبه رو هستند، دشوار باشد. مانند نگین که ۲۹ ساله است و فرزند دومش دختر است. او در خاطرات شخصی خود می نویسد: همسرم مهندس و خودم معلم ریاضی هستم، ۸ سال قبل ازدواج کردیم و در سال سوم زندگی مشترک خدا به من دختری داد، ولی همسرم عاشق پسر بود، هر چند سعی می کند نقش یک پدر خوب را بازی کند، اما همیشه حسرت می خورد که کاش فرزند اولمان پسر بود.


نگین ادامه می دهد: از طریق سونوگرافی ماه ها قبل از این که فرزند دومم به دنیا بیاید دانستم دختر است، اما از گفتن این خبر به شوهرم خودداری کردم. ۹ ماه مخفیانه و فاقد او به دکتر رفتم و با این بهانه که تو مشغله داری و نمی خواهم مزاحمت شوم از بردنش به مطب دکتر و سونوگرافی جلوگیری می کردم، وقتی می پرسید بچه چیه دختره یا پسر؟ از پاسخ طفره می رفتم، تا این که فرزندم را در حالت عادی به دنیا آوردم، انگار نه انگار۲ سال گذشته، همسرم بیمارستان نیامد، تا ۳ روز در بیمارستان بلاتکلیف بودم تا بیاید و تسویه حساب کند، بعد مرا با حال نزارم خانه مادرم بردند، ولی بازهم او نیامد تا مرا ببیند، تا ۳ هفته که با اصرار اقوام و فامیل به دنبالم آمد، اما همچنان طلبکار بود...

 


سعید کاتب هم تجربه جالبی از دختردار شدنش دارد و می گوید: «من واقعا بر سر دختر یا پسر شدن بچه هایم نظری ندارم چون خودم ۴ تا خواهر دارم که رابطه ام با آنها گرم تر از برادرانم است، اما متاسفانه همسرم این طور فکر نمی کند و از همان ابتدای بارداری پسر می خواست با این بهانه که پسرها مامانی تر از دخترها هستند و دخترها بیشتر بابایی اند این طور القا می کرد که باید بچه اولش پسر باشد.»


او با بیان این که به خواست خداوند فرزند اولشان دختر سالمی شده که الان کلاس اول ابتدایی است اضافه می کند: «فرزند دوم ما اما یک پسر ۳ ساله است که متاسفانه همسرم بین او و دخترمان تبعیض قائل است و من این مطلب را بارها به او تذکر داده ام اما او زیربار نمی رود و با فرق گذاشتن و دادن امتیاز بیشتر به پسرمان، دخترمان را آسیب پذیر کرده است.»

 


نجمه مرادی مشاور تربیتی مدارس با ۲۳ سال سابقه ارتباط با نوجوانان و جوانان در این باره توضیح می دهد: من بارها با دخترانی همصحبت بوده ام که از تبعیض گذاری والدین به نفع پسران خانواده بشدت گله مند بوده اند، این گونه رفتارها از سوی والدین و حتی اعضای بزرگتر فامیل مانند پدربزرگ و مادربزرگ، ممکن است دختران را با احساس حقارت مواجه کند. عده زیادی از دختران ما درونگرا می شوند. یعنی حرف هایشان را در درون خودشان نگاه می دارند، مسائل و مشکلات خود را پنهان می کنند و حتی به مادرانشان هم نمی گویند، لذا تنها و گوشه گیر هستند. این باعث می شود که دختران ما در آینده نتوانند با شوهر و فرزندانشان ارتباط دوستی برقرار کنند. متاسفانه گاهی مادران و پدران ما این قبیل دختران آرام، ساکت و درونگرا را تحسین می کنند که: دختر آرامی است یا دختر خوبی است یعنی بر این صفات صحه می گذارند فاقد این که علت بروز چنین رفتارهایی را بدانند.


کودکانی که در ارتباط با تبعیض والدین، مظلوم قرار می گیرند ـ که در اینجا منظور من بیشتر دختران هستندـ عکس العمل های متفاوتی از خود تلاش می کنند؛ از قبیل: تهدید کردن برادران و خواهران دیگر و آزار دادن آنها یا پیش گرفتن رفتارهای تهاجمی به صورت پنهانی، بازی کردن نقش نوزاد و با شیشه شیر خوردن، تر کردن لباس و بستر خود، ادای پسرها را درآوردن، انواع ناسازگاری ها و ناراحت کردن پدر و مادر و...

 


به گفته این مشاور، تبعیض باعث بروز احساسات خصمانه مستقیم و غیرمستقیم، ناامنی و عدم اعتماد به نفس می شود. عده ای از کودکان دچار عدم اعتماد به نفس و نگرانی و احساس شکست و ناامنی می شوند که کینه و تنفر از برادران پیامد آن است.


● پسردوستی چرا؟

 


شاید این روزها برخی خانواده ها برای داشتن دختر یا پسر تفاوتی قائل نشوند، اما هنوز از نظر سنتی، داشتن پسر نوعی امتیاز محسوب می شود که برای برخی خانواده ها حائز اهمیت است. علاقه به داشتن نوزاد پسر، ریشه در مقتضیات و شرایط اجتماعی و اقتصادی دنیای ماقبل مدرن دارد، بنابراین پسردوستی در برخی خانواده ها تنها به ایران و فرهنگ ایرانی اختصاص ندارد، ضمن این که متاسفانه تبعیض منفی علیه دختران حتی در خانواده های برخی کشورهای پیشرفته اروپایی و شرق دور هم مشاهده می شود. مثلا در برخی کشورهای آسیایی، با وجود ثروتمندتر شدن خانواده ها و با وجود این که سطح تحصیلات در میان آنها بالاتر رفته، اما هنوز سقط فرزندان دختر در این کشورها متداول است. این سقط ها وقتی بیشتر انجام می شود که فرزند اول دختر است و خانواده در انتظار داشتن یک فرزند پسر از داشتن دومین دختر سرباز می زند.


اما در ایران مانند بسیاری از کشورها، داشتن پسر ناشی از شرایط معیشتی خانواده ها بوده است. پسر اهرم خانواده در کنار پدر برای به حرکت درآوردن اقتصاد خانواده بود. در روزگاری که بیشتر فعالیت های اقتصادی بر مبنای قدرت فیزیکی انجام می شد و تاثیر قدرت جسمی بر فکری می چربید، زور بازوی پسر در دوران کهولت مرد خانواده می توانست از افت رفاه اقتصادی خانواده جلوگیری کند.

 


مردم شناسان معتقدند که در دوران شکار و یکجانشینی ناشی از کشاورزی، افراد ناتوان محکوم به فنا بوده اند. جنس مذکر به دلیل قدرت فیزیکی از مزیت بیشتری نسبت به مونث ها برخوردار بود و بنابراین می توانست منجر به بقای خانواده شود. داشتن فرزند پسر در آن دوران شانس بقای بیشتری به خانواده اعطا می کرد، ولی در دوران جنگ و گرسنگی خانواده هایی که دختران بیشتری داشتند به اسیری گرفته می شدند و به دلیل کاهش توان فیزیکی محکوم به فنا بوده اند.


اما در دوره ای که تکیه اقتصاد و معیشت خانواده ها و تاکید بر شأن اجتماعی افراد از زور بدنی به قدرت فکری تغییر جهت داده، آیا بازهم می توان داشتن فرزند پسر را بر دختر ترجیح داد، چرا برخی هنوز پسردوست هستند؟

 


سیمین دو فرزند پسر دارد که می گوید: برای من داشتن یا نداشتن پسر خیلی فرق نمی کرد، اما خانواده شوهرم به شدت پسردوست هستند، آنها داشتن پسر را باعث بقای نام خانوادگی خود می دانند و بر آن تاکید می کنند، اما دختر را مال مردم می دانند به همین دلیل هربار که باردار شدم فشار روحی زیادی به من وارد شد.


مونا ۲۴ساله هم که بتازگی باردار شده می گوید: امیدوارم بچه ام پسر باشد، چون عصای دستمان خواهد شد. داشتن پسر یک نوع دلگرمی است. مادرم هم پسر دوست داشت، اما هیچ وقت صاحب پسر نشد. در خانواده ما تعداد دخترها از پسرها بیشتر است و من دوست دارم پسردار شوم تا همه را سورپرایز کنم.

 


بارها شاهد بوده ایم که دخترهای خانواده ای، از پسرهای همان خانواده مهربان تر به پدر و مادر بوده اند و کوچک ترین ناراحتی برای پدر و مادر درست نکرده اند


کوروش گیل اما نظر دیگری دارد. او که هم صاحب دختر است و هم پسر توضیح می دهد: من واقعا از این که برخی پسر را بر دختر یا به عکس ترجیح می دهند تعجب می کنم. من از نظر علاقه هیچ کدام را برتر از دیگری نمی دانم و همین که سلامت باشند مهم ترین چیز است، اما این که چرا برخی پسر را دوست دارند بیشتر به ناکامی های درونی شان و محدودیت های بیشتر برای زنان بازمی گردد. من زنان زیادی را دیده ام که از شرایط زندگی شان رضایت ندارند و این عدم رضایت را به جنسیت خودشان نسبت می دهند یعنی فکر می کنند اگر مرد بودند به موفقیت بیشتری می رسیدند. این نوع نگاه به زندگی شاید تا درصد ناچیزی درست باشد، اما دلیلی ندارد که تصور کنیم دختران ما هم راه و مسیر ما را خواهند رفت و آنها هم حتما در زندگی بدبخت و ناکام خواهند شد.

 


پونه مهرآبادی، دبیر دبیرستان دخترانه است. او که سه فرزند جوان و نوجوان دارد و هر سه دختر هستند می گوید: من به داشتن دخترانم افتخار می کنم، بعضی ها شاید باور نکنند اما من هیچگاه فکر نکرده ام که اگر پسر داشتم در موقعیت بهتری بودم. دو دخترم دانشجوی پزشکی و وکالت هستند و دختر آخرم دانش آموز المپیادی است. آیا تضمینی هست که اگر اینها پسر بودند به این موفقیت ها می رسیدند. به نظر من در شرایط امروز که دانایی مهم تر از زور بازوست، دختر و پسر هیچ تفاوتی ندارند و این تفکر، این روزها قابل پذیرش نیست.


با این همه عده ای هنوز ناخودآگاه فرزند پسر را به دختر ترجیح می دهند و از آن بدتر این که بین دختران و پسران خود برابری را رعایت نمی کنند.

 

 


● تبعیض؛ ایجاد یک دشمنی ریشه دار بین بچه ها


اما پیامد چنین دیدگاهی در خانواده ها چیست. منیره شکوهی مادربزرگ ۶۸ ساله بیرجندی در این باره خاطره ای دارد: من دختر بزرگ خانواده بودم. بعد از من ۶ پسر به دنیا آمد که همه از من کوچک تر بودند، اما من به خاطر دختر بودنم باید به آنها احترام می گذاشتم. آنها پسر بودند و حق داشتند هر کاری بکنند، اما من در خانواده بسیار سختگیری بزرگ شدم. حتی حق انتخاب شوهر را از من گرفتند، اما برادرانم خودشان زن هایشان را انتخاب کردند. مرا ۹ سالگی به عقد مردی ۳۰ ساله درآوردند. لباس خوب و غذای خوب همیشه مال برادرانم بود و این مساله باعث شد تا بعد از ازدواج هیچ وقت دوست نداشته باشم به آن خانه برگردم. از آن روزها بیشتر از ۵۰ سال گذشته، اما من هنوز از برادرانم کینه دارم.

 


به نوشته یک پایگاه اطلاع رسانی و خبری و به نقل از یک متخصص روان شناسی کودک، کارشناسان تربیتی و روانی توصیه می کنند که باید به فرزندان شخصیت داد و سعی کرد که آنها را به یک چشم دید گرچه در کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته هنوز وجود پسر برتر از دختر به چشم پدر و مادرها می آید و پسر را در بعضی جوامع عصای دست پدر تلقی می کنند، ولی امروزه با پیشرفت دانش در تمام جهان معلوم شده که تبعیض گذاشتن بین فرزندان پسر و دختر مشکلات روحی و روانی به وجود می آورد و نه تنها باید تبعیض از بین برود، بلکه حتی برای تشویق مثلا یک فرزند درسخوان به فرزندان دیگر هم توصیه کرد او را تشویق کنند تا کودکان و نوجوانان نیز در این موضوع مهم شرکت دارا باشند.


این روزها توجه به تفاوت های فردی از توجه به تمایزهای جنسیتی پررنگ تر است. هرگز برای فرزند پسر خود وقت بیشتری صرف نکنید و هرگز بین دختر و پسر فرقی قائل نشوید. بدیهی است داشتن پسر یا دختر در خانواده پدر و مادر را ارضا می کند، ولی به آن معنا نیست که داشتن دو دختر یا دو پسر دلیل ناکامی باشد. بارها شاهد بوده ایم که دخترهای خانواده ای از پسرهای همان خانواده مهربان تر به پدر و مادر بوده اند و کوچک ترین ناراحتی برای پدر و مادر درست نکرده اند و حتی به هنگام کهولت و پیری به پدر و مادر خود از نظر کمک به درمان و آرامش و رفاه سرویس بیشتری داده اند. این پدر و مادرها هستند که باید اولا از به وجود آوردن کودکان ناخواسته جلوگیری کنند و حداکثر به ۲ فرزند قناعت کنند تا بتوانند آنها را خوب تربیت کنند و فاقد تبعیض گذاشتن، آنها را با هم دوست و همراه سازند. متخصصان می گویند، نحوه و رفتار با هر طفلی از لحاظ سنی، جسمی و روانی متفاوت است و شما باید با توجه به روحیه کودکان خود با شناختی که از آنها دارید، رفتار مناسبی را در پیش بگیرید و بدانید هر چقدر از یک فرزند حمایت کنید به دیگری ظلم و ستم کرده و او را بدبین تر خواهید کرد.مینا بیگدلی، جامعه شناس در همین باره به ایسنا می گوید: بسیاری از رفتارها، اندیشه ها و تفکرهای تبعیض آمیز در جامعه، محصول شکل گیری آن در کانون خانواده است و رفتارهای نسنجیده و تبعیض آمیز والدین در میان کودکان شان، خواسته یا ناخواسته، هم به صورت فعال و هم به صورت منفعل در عکس العمل ها و رفتارهای فرزندان شان تاثیر می گذارد.

 


وی توضیح می دهد: یکی از عواملی که باعث برانگیختن حسادت در فرزندان می شود، رفتار تبعیض آمیز والدین است. شاید والدین به علل مختلف مثلا جنسیت، زیبایی، هوش زیاد، خوش اخلاقی و فرمان برداری، علاقه بیشتری به یکی از کودکان شان دارا باشند که در این مواقع حس حسادت و انتقام جویی در فرزندان دیگر پدید می آید، از این رو، اسلام به برقراری عدالت بین فرزندان بسیار توصیه می کند.


این جامعه شناس، هوشیاری والدین در رفتار با فرزندان را دلیل مهمی در برقراری عدالت بین آنان دانسته و می گوید: با تولد نوزاد نوین در خانواده، فرزند اول که تاکنون حرف اول را می زد و محبوب همگان بود، دچار نوعی حسادت می شود. او فکر می کند با ورود فردی دیگر جایگاهش را از دست داده و خانواده دیگر مثل قبل او را دوست ندارد و مورد توجه آنان نیست، لذا دچار مشکلات رفتاری شده و شروع به خودنمایی و حتی انتقام از نوزاد نوین می کند یا ممکن است این مشکل به شکلی دیگر مثل شب ادراری خود را آشکار سازد.

 


بیگدلی اضافه کرد: والدین هوشیار باید بعد از تولد نوزاد دوم، با توجه بیشتر به فرزند بزرگ تر، از بروز هرگونه مشکل جلوگیری کنند. برای نمونه، پدر خانواده می تواند مدتی از وقت خود را صرف فرزند بزرگ تر کرده و او را به تنهایی به پارک یا هر مکان تفریحی دیگر ببرد تا کودک احساس نکند که او دیگر کودک محبوب دیروزی نیست.


کیانوش محمدخانی، روان شناس بالینی درباره آثار و پیامدهای فرق گذاری بین دختران و پسران نیز می گوید: ادامه این علاقه گاه منجر به وابستگی بیش از حد پسران به والدین می شود. در بسیاری موارد توجه بیش از حد به پسر او را منفعل می کند و توان شکوفایی استعداد را از او می گیرد.

 


بهترین راه این است که حد تعادل در محبت کردن به پسر و دختر رعایت شود. به هرحال برخی پسردوست هستند و عده ای هم دختر دوست، اما هرچه خانواده از سطح کارکردهای سنتی خود فراتر می رود، توجه بیش از حد به یک جنس کاهش می یابد. تجربه ثابت کرده که با رشد دختران در حوزه های مختلف، پسرسالاری در خانواده ها در حال تبدیل به فرزندسالاری است، آفتی که شاید نیاز به بررسی جدی تری دارد.

 

 

 

   کتایون مصری

گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع :