آکاایران: در این مقاله روی صحبتم با والدینی است که با دختر یا پسر نوجوانشان مشکل دارند و متاسفانه تعداد این والدین هم کم نیست...


در این خانواده ها مدام جروبحث و مشاجره بر سر مسایل مختلف مرتبط با بچه ها وجود دارد: «حق نداری این لباسو بپوشی!»، «یا داری اس ام اس بازی می کنی یا افتادی رو تلفن! بسه دیگه بچه!» «اینا چیه تو اتاقت؟ جواب این همه زحمت من و مادرت را خوب دادی! به جای درس خواندن یا داری سی دی می بینی یا تو اینترنتی!» و این رشته سر دراز دارد.

 


تا حالا از خودتان پرسیده اید چرا این همه با نوجوانتان مشکل دارید؟ به نظر شما آیا همه خانواده هایی که بچه های نوجوان دارند مانند شما هستند؟ برایمان حتما در این باره بنویسید و اگر با نوجوان خود مشکل دارید، نوع درگیری و علل زمینه ساز آن را با شرح جزییات بنویسید. به نظر شما اینگونه مشاجره ها بین نوجوان ها و والدینشان عادی است یا می شود جلوی آن را گرفت؟

 


نوجوان ۱۴ ساله ای می گوید با دوستان بسیار کوچک تر از خود عکس های یک مجله مستهجن را دیده اند و حالا نمی دانند چطور به والدین خود بگویند. او چند پیامک فرستاده و از اعتماد بیش از حد برخی والدین به نوجوانشان گفته، از رابطه مخدوش بسیاری از دوستانش با خانواده های خود و درنهایت از اینکه در این سن دارد به ازدواج فکر می کند. به عقیده شما والدین او کجای راه را اشتباه رفته اند که دخترشان به این نقطه رسیده؟ گاهی ما والدین آموزش های لازم و ضروری (آموزش درباره مسایل جنسی، زیان مواد مخدر، ناهنجاری های دنیای امروز و...) را آنقدر دیر آغاز می کنیم که کودکمان به نوجوانی می رسد و خود از منابع غیرصحیح آن را می آموزد. البته آموزش نمی بیند بلکه در معرض آن قرار می گیرد و آسیب می بیند.

 

 

همان طور که دادن اطلاعات زودتر از حد و در سنین پایین آسیب رسان است، صحبت نکردن با بچه ها در این مورد و پاسخ ندادن به کنجکاوی شان مطابق با سنشان هم به ضرر آنهاست. بعضی از ما والدین آنقدر از بچه ها فاصله می گیریم که آموزش درباره منع مصرف دخانیات، منع دوستی با افراد نامناسب و ورود به گروه های حقیقی و مجازی در اینترنت و... را تا دوران بلوغ به تعویق می اندازیم. این بزرگ ترین اشتباه است چون ماهیت نوجوانی این است که نوجوان با پند و اندرز مخالف است و دلش می خواهد با همسن و سال هایش باشد و خودش تصمیم بگیرد. وقتی شما در این سن او را از چیزی منع می کنید، کنجکاو می شود به سمت آن برود و با پذیرش مسوولیت اشتباه های احتمالی اش، هیجان را تجربه کند. پس منع کردن در این سن نوعی سوق دادن او به سوی انجام چیزی است که از آن منع شده است.


باید آموزش ها را به تدریج و متناسب با سن بچه ها از همان کودکی آغاز کرد. اطلاع رسانی به فرزند از سن ۳ تا ۱۲ سالگی و مطابق با دوره های رشد و البته درک او باید پایه ریزی شود. والدین باید از همان کودکی که فرزندشان فقط به آنها اعتماد و شوق آموختن از بزرگ ترها دارد، او را با ارزش ها و ضدارزش های خانواده آشنا کنند.

 

 


باید از همان کودکی با رفتار خود الگویی به او دهند که دوست دارند در بزرگی آنگونه باشد. اینکه روان پزشکان و روان شناسان می گویند باید با بچه ها دوست باشید نه به معنی دوستی است که در ذهن بزرگسالان رایج است بلکه ارتباط دوستانه با بچه ها به معنی صمیمیت و باز نگه داشتن باب گفت وگو با آنهاست و باید طوری رفتار کرد که در فضای احترام و صمیمیت با پدر و مادر، باور داشته باشد آنها هم تراز او نیستند و به عنوان بزرگ تر حامی او و البته تصمیم گیرنده اند.

 


او باید بداند والدین تصمیم می گیرند چند ساعت در روز از اینترنت استفاده کند، تلفن همراه داشته باشد یا نه، با دوستانش به کوه برود یا نه و این باور به دست نمی آید مگر اینکه قاطع باشند. اگر از همان ۴ سالگی به این نتیجه برسد با کمی تشویق می تواند نظر پدر یا مادر را در مورد ندادن شکلات عوض کند، در ۱۰ سالگی هم مطمئن خواهد بود می تواند خواسته خود را با بدرفتاری بگیرد و قوانین را زیر پا بگذارد چرا که قبلا این روش را بارها آزموده است.

 


وقتی والدین به خاطر چشم و هم چشمی دائم به فکر عوض کردن مدل گوشی و تبلت خود هستند، دغدغه شان خرید لباسی که مد شده یا مدل مویی است که آمده، بچه هم اینها را از همان ۵ سالگی یاد می گیرد چون به او پیام داده اند: «من الگوی تو هستم و دوست دارم بزرگ شدی اینگونه باشی.» چنین والدینی بعدها نباید ناراحت شوند و دعوا کنند که چرا تقاضای پوشیدن لباس چسبان و به عقیده آنها نامناسب دارد یا سرویس سنگ هایی را می خواهد که در فلان سریال ماهواره ای استفاده می شود!


اگر پدر و مادر الگوی خوبی نباشند؛ اگر آداب تربیت صحیح را تا به اینجا (سن نوجوانی کودک) درست رعایت نکرده باشند و حالا دلشان می خواهد گفت وگویی نتیجه بخش و پربار با فرزند نوجوانشان دارا باشند و او را از خطرهایی که در کمینش است (مثل موادمخدر، دوست ناباب، فحشا و افتادن در دام گروه هایی که روابط جنسی نامشروع و الکل و.... را ارزش جلوه می دهند) آگاه کنند، باید پشتکار دارا باشند و با علاقه و فاقد پیش داوری، آرام آرام به فرزندشان نزدیک شوند.

 


شروع رابطه درست برای والدینی که تا حالا برای فرزندشان وقت نگذاشته اند یا اگر هم به عقیده خود وقت صرف او کرده اند موثر نبوده، کمی سخت است اما هنوز دیر نشده. هفته آینده بیشتر در این باره حرف می زنیم.

 

دکتر میترا حکیم شوشتری

فوق‌تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع : persianpersia.com