روح تشنه کودک     

نقش پدر در تربیت فرزند (9)
پدر، تشویق و تأیید کودک
در تربیت کودک باید به اصول تربیتی، مربیان و اولیای آگاه بوده و به آن توجه کنند. آن اصول تربیتی عبارتند از:
صمیمی بودن با کودک
جدی بودن در اجرای ضوابط
کنترل طفل در همه امور برای صیانت و رشد او
کودک برای شناخت وضع موجود و رفتارش نیاز به تأیید دارد...

 اگر رفتار کودک که مناسب بوده، مورد تشویق قرار گیرد، طفل خود به خود تشویق می شود که عملش را تکرار کند.
کودک نیاز به تأیید دارد، هم برای تثبیت رفتار و هم برای اینکه نسبت به خود اعتماد و اطمینان پیدا کند. این تائید پدر و مادر باید جنبه هایی چون زیبایی، عقل، هوش،  فهم و درک او را در برگیرد. تأیید پدر می تواند به صورتهای مختلفی باشد . از جمله: تحسین، تشویق، اظهار لبخند، در بغل گرفتن و بوسیدن و...
اگر تأیید کودک به روش صحیحی باشد باعث می شود تربیت و سازندگی مطلوبی در کودک بوجود آید. کودک لذت تشویق را احساس می کند و وجود آن (تأیید و تشویق) فرزند را شاداب می کند. پس والدین باید هنگامی که طفل، کار خوبی انجام می دهد او را مورد تشویق قرار دهند.

  پدر و بازی کودک

الف) قرآن و مسأله بازی کودک

از آنجا که طفل انرژی های فراوانی دارد، باید این انرژیها آزاد شود و کودک چاره ای جز بازی کردن ندارد. بسیاری از والدین توقع دارند که فرزندشان در یک گوشه بنشیند و با خود بازی کند، اما این توقع صحیحی نمی باشد زیرا موجب می شود که کودک به انزوا و گوشه گیری مبتلا شود.
کودک ضمن بازی با دوستانش، استعدادهایش کشف می شود زیرا بعضی از دوستانش از او باهوش تر هستند. بزرگسالان یعنی پدر و مادر باید خود را تا سرحد بچگی پایین آورده و با او بازی کنند و با بازی کردن خود با فرزند، رضایت او را حاصل کنند. بازی کردن والدین با فرزندان، باعث می شود که آنها، آرام آرام تجارب خود را به فرزندان منتقل کرده و دست آنها را گرفته و از نردبان ترقی و کمال بالا ببرند.
قرآن کریم درباره بازی کودکان می فرماید:
«قالوا یا ابانا مالک لاتأمنا علی یوسف و انا له لناصحون- ارسله معنا غدا یرتع و یلعب و انا له لحافظون» (یوسف/11و12)
«گفتند: پدر چرا درباره یوسف از ما ایمن نیستی؟ بااینکه ما خیرخواه او هستیم. او را فردا با ما بفرست تا بگردد و بازی کند و ما نگهبان او هستیم.»
با دقت در این آیه متوجه می شویم که:
 بزگسالان نباید مانع گردش و بازی خردسالان شوند بلکه باید از حال آنها غفلت نکرد و همواره حافظ و نگهبان آنها باشند. مقصود از بازی های هدف دار و خالی از فساد و زاینده آثار خستگی و ملال است و چنین بازیهایی برای کودکان بسیار مفید است.

ب ) بررسی سیره پیشوایان در مورد بازی کودک:

بعد از قرآن، منبع موثق فرهنگ اسلامی، روایات است. در روایات به بازی کودکان بها داده شده است و رهبران دینی در راه اهمیت دادن به بازی کودکان پیشقدم بوده و بزرگسالان را موظف کرده که نه تنها مانع و سد راه بازی کودکان نباشند بلکه خود نیز همبازی آنها شوند. زیرا هر اندازه کودک از بازیهای سالم بهره مند شود از لحاظ جسمی و روحی از رشد بهتر و مفیدتری برخوردار خواهد شد. ائمه (علیه السلام) بازی را وسیله ای برای پرورش شخصیت می دانستند.

ج )وسایل بازی

دنیای امروز نسبت به کودکان بها داده و برای آنها وسایل سرگرمی فراهم نموده است. دستور بزرگان در مورد کودکان تا هفت سالگی این است که بگذارید بازی کنند و مانعی در سر راه آنها ایجاد نکنید.
حال سؤال این است که چگونه بگذاریم بازی کنند؟ به چه چیز سرگرم شوند؟ چرا بعضی از کودکان بهانه گیر می شوند؟ آیا کودک را باید با نقل و شیرینی یا توسری ساکت کرد؟ یا با هیچ کدام؟
باید روح تشنه کودک را با همبازی و اسباب بازی اشباع کرد. کودکان انسان های رشید و بالغ  فردا هستند و هر کدام در آینده مسئولیتهایی را عهده دار می شوند. در کودکستان ها و پارکها همه نوع وسایل بازی وجود دارد ولی در منازل تنوع اسباب بازیها کمتر است. از طرفی بهترین روش بازی همان روش پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود که خود همبازی کودکان می شدند و از این رهگذر ایده های تربیتی خود را اعمال و پیاده می نمودند.
حال علت اینکه پیامبر همبازی حسنین (علیه السلام) می شدند به خاطر این بود که نگذارند کودکان ناباب با آنها بازی و معاشرت کنند. اسباب بازی کودکان باید متناسب با رشد عقلی آنها باشد، مثلاً کودکان بین 6-3 سال به اسباب بازی هایی که بشود آنها را ساخت و دوباره خراب کرد مانند الگوهای خانه سازی علاقه بیشتری دارند.

د ) فواید بازی با کودک:

کودک از شش ماهگی متوجه افراد و اشیائی می شود که در اطرافش می باشد. بازی کودک از سه ماهگی پررنگ تر شده و تا پایان جوانی و حتی سالهای بعد ممکن است ادامه داشته باشد.
بازی کودکان بین 7-3 سال به منزله شغل آنهاست و آنها را نباید از بازی کردن محروم کنیم.

فوائد بازی کودک:

این فوائد عبارتند از:
1- از لحاظ جسمانی موجب هماهنگی عضلات و اعضای بدن می شود.
2- تمایلات طفل را متعادل می کند و از پرخاشگری های او جلو گیری می کند.
3- عاملی است برای تفکر و خلاقیت
4- بسیاری ازاصول ارزشمند اخلاقی را به هنگام بازی می آموزد.
ه ) نقش پدر در بازی با کودک:
پدران به نحو مشخصی بیشتر از مادران در بازی های بدنی نظیر بالا انداختن یا بالا بردن شرکت می کنند اما مادران در بازی های تماشایی شرکت می کنند. بازی محبوبی که مادران انجام می دهند این است که اسباب بازی ها را به او نشان داده و سپس به منظور تحریک آن را تکان می دهند.
بازی هایی که پدران و مادران انجام می دهند تأثیر به سزایی بر رشد اجتماعی و شناختی آینده کودک دارد. بعضی از بازی ها تأثیرات کوتاه مدت دارند و هدف از این بازی ها آن است که توجه کودک را جلب کنند و تعامل اجتماعی میان والدین و کودک را حفظ نمایند. تماشا و لمس کردن اسباب بازی ها، بالا رفتن و بالا پریدن از این نوع بازی ها هستند یعنی تأثیرات کوتاه مدت دارند. بعضی از بازی ها هم تأثیرات بلند مدت دارند مثلاً بازی های چنگ زدنی و پس گرفتنی. این بازی ها می تواند به یادگیری نوزاد کمک کند، تا وسایل بیشتر و محیط های وسیع تری را کاوش و تجربه نماید.
بازی های چهره به چهره می تواند به کودک مهارت های نوبتی را بیاموزد و درس های اولیه کنترل محیط اجتماعی را به او یاد دهد.
بچه ها از بازی با پدر و مادر چه چیزهایی یاد می گیرند؟
توانایی خواندن پیام های عاطفی، همبازی و ارسال پیام های عاطفی واضح برای تداوم موفقیت آمیز بازی ضروری است.
عواطف دیگران را رعایت می کند.
مهارت های عاطفی خود را اصلاح می کند.
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
 «من کان له ولد صبا» 
(هر کس کودکی دارد باید با او بازی کند.)
پدر با کودک بازی می کند، با او انس برقرار می سازد، شوخی می کند، اورا شاداب و با نشاط می سازد. کودک در ضمن بازی کردن، درون خود را کشف کرده و ناراحتی هایش از بین می رود.
منبع:تبیان
ویرایش و تلخیص:آکاایران