الک دولک به شیوه ی فیفا2008

بازی با شمشیر دولبه‌
روزی روزگاری بازی‌های کودکان به هفت‌سنگ و الک دولک محدود بود. در بهترین شرایط توپ پلاستیکی وجود داشت و فوتبال گل کوچک، اما امروز سیمای بازی‌های کودکان نیز تغییر کرده است. امروزه دیگر به جای گل‌کوچک فیفا 2008 بر قلوب بچه‌ها حکمفرمایی می‌کند و جای هفت‌سنگ را مرد عنکبوتی گرفته است.

دیگر به جای کودکانی که در کوچه‌ها دنبال یکدیگر می‌دویدند ، کودکانی را می‌بینیم که پای رایانه با یک مشت سیم و کلید و نور مشغول نابود کردن و کشتن دشمنان هستند. رایانه وسیله‌ای است که جای خود را در همه قسمت‌ های زندگی انسان باز کرده است و همچون دیگر ساخته‌های دست بشر، دو روی مثبت و منفی دارد.

یکی از جذابیت‌های دنیای رایانه که بیشتر از بقیه جنبه‌ها کودکان و نوجوانان را مجذوب و شیفته خود کرده است، بازی‌های رایانه‌ای است، اما آیا این بازی‌ها برای کودکان مفید است؟ این پرسشی است که پاسخ متخصصان به آن قدری با باورهای عمومی در تضاد است.

بازی اساسی‌ترین فعالیت کودک است در عین حال یکی از نیازهای اساسی کودکان نیز به شمار می‌رود. نقش بازی در روند رشد جسمانی و روحی روانی کودکان انکارناپذیر است. یکی از کارکردهای مهم بازی این است که کودک را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می‌کنند.

کودک بسیاری از مهارت‌های فردی و اجتماعی مورد نیاز برای زندگی آینده خود را از طریق همین بازی‌هایی که به نظر بسیاری بی‌اهمیت جلوه می‌کند ، می‌آموزد. بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت سفارش می‌کنند که مطالب آموزشی در کلاس‌های درس از طریق بازی آموزش داده شود و نتایج حاصله گویای موفقیت استفاده از این شیوه است.
بازی‌های رایانه‌ای، با استفاده از تصاویر جذاب، پرتحرک و زنده و صداهای مهیج ، دنیایی از هیجان را به کودکان پرجنب و جوش ارزانی می‌کند. این جذبه و کشش کودک را به عالمی از تخیلات می‌برد که در آن خود را قهرمان اصلی ماجرا می‌پندارند. این بازی‌ها با ترفندهای مختلف، چنان تاثیری بر فکر و اعصاب کودک می‌گذارند که وی خود را جزیی از این مجموعه ماشینی می‌پندارد.

تاثیرگذاری بالا

ماهیت تاثیرگذار رسانه‌ها مانند سینما و تلویزیون مدت‌هاست که به دل مشغولی روان‌شناسان کودک تبدیل شده است، اما اکنون این مساله مطرح است که تاثیرگذاری بازی‌های رایانه‌ای با قابلیت‌ها و ویژگی‌های خاص خود ، از سینما و تلویزیون نیز بالاتر است. وقتی کودک مشغول تماشای فیلم است با یک روایت یا داستان مواجه می‌شود که تا حدی بر او تاثیر می‌گذارد اما این روایت بسته است و کودک نمی‌تواند آن را به میل خود تغییر دهد.

در مقابل هنگام بازی‌های رایانه‌ای، داستان وجود دارد ، با این تفاوت که داستان‌ها عمدتا باز هستند و کودک می‌تواند به میل خود آن را تغییر دهد یا انتخاب کند. این مساله به کودک احساس آزادی می‌دهد. در این بازی‌ها بسیاری از اصول یادگیری مانند هم ذات‌پنداری، تمرین، تکرار و پاداش و تقویت به کار رفته است و می‌تواند اثر شگرفی بر کودک داشته باشد.

افزایش خشونت‌

در بدو ورود بازی‌های رایانه‌ای به بازارهای آمریکا، هراس بزرگی در میان والدین، مربیان و مراقبان اخلاقی جامعه در زمینه خشونت موجود در این بازی‌ها به وجود آمد. هراسی که چندان هم بی‌پایه نبود.

محتوای خشن برخی از این بازی‌ها به گونه‌ای است که بچه ‌ها به صورت گروهی یا فردی در پی ضربه زدن، متلاشی کردن ، له کردن و نابودی برمی‌آیند. اگر به چهره آنها هنگامی که در بازی و در برابر رقیب تصویری خود یا مانع فیزیکی گرافیکی قرار می‌گیرند ، نگاه کنید، براحتی آثار خشم توام با اضطراب را در چهره آنها می‌توانید ببینید. بعضی از بچه‌ها از این حالت هم فراتر می‌روند و ناخواسته فریاد می‌کشند. این حالت از نظر روانی بتدریج در ذهن و روح بچه‌ها باقی می‌ماند و در رفتارهای روزمره آنان مشاهده می‌شود.

بسیاری معتقدند بازی‌های رایانه‌ای جنگی که در آن کودکان با قرار گرفتن در نقش مهاجم هستند و سعی در از بین بردن دشمنان فرضی خود دارند ، به نوعی تمرین خشونت محسوب می‌شود.

دکتر سیدمهدی صمیمی اردستانی، استادیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این خصوص می‌گوید: افزایش خشونت، محدود کردن خلاقیت و کم تحرکی 3 عارضه مهم استفاده بیش از حد از بازی‌های رایانه‌ای است و بازی‌های رایانه‌ای به علت چارچوب و طراحی محدودی که دارند، نمی‌توانند به اندازه کافی و لازم در پرورش خلاقیت‌های کودکان موثر باشند.

این روانپزشک بازی‌های فیزیکی، فکری و حرکتی کودکانه مثل توپ‌بازی و پازل دستی را برای تقویت خلاقیت‌های فکری و حرکتی کودک در مقایسه با بازی‌های رایانه‌ای فکری و ورزشی موثرتر می‌داند و می‌افزاید: والدین باید زمان و فضای لازم را برای بازی کودک فراهم کنند؛ چراکه تفریح در پارک‌ها به همراه پدر و مادر بیشتر از بازی‌های رایانه‌ای برای کودکان لذتبخش است.
منبع : جام جم - با تلخیص