آکاایران: آکا ایران امسال بچه های هیئت ما هر کدوم برای امام حسین یک کاری انجام می دن مثلا زهرا سادات برای خانم ها آب می ریزه، فاطمه سادات کفش خانوم ها را مرتب می کنه، لیلا خانوم دستمال می گردونه، زینب کوچولو قند رو به مهمون ها تعارف میکنه و خلاصه همه ی بچه ها با هم هماهنگ کرده بودن تا برای امام حسین یک کاری انجام بدن ولی مهسا کوچولو هر چی فکر می کرد تو هیئت چی کار کنه چیزی به فکرش نمی رسید. مهسا خیلی ناراحت بود و فکر می کرد امام حسین دوست نداره تو مجلس عزاداریش مهسا کاری کنه.

مهسا با ناراحتی یک گوشه نشسته بود که خواهرش رفت پیشش و گفت :مهسا جونم چرا اینجا نشستی، چرا نمی ری پیش دوستات ؟

مهسا برای خواهرش تعریف کرد که نمی دونه برای امام حسین چی کار کنه. خواهرش خندید و گفت :کار برای امام حسین زیاده، هر کار کوچکی که تو انجام بدی امام حسین می بینن و قبول می کنن تو خیلی کارها می تونی انجام بدی، می تونی جلوی در بایستی و به مهمانان امام حسین خوش آمد بگی، می تونی برای زیارت عاشورا  مهرها رو  پخش کنی و بعد جمع کنی، می تونی تو تمیز کردن حسینیه کمک کنی و خیلی کار های دیگه...

مهسا گفت ولی این ها کارهای بزرگی نیست، من می خوام برای امام حسین کار بزرگی انجام بدم. خواهرش گفت: مهسا جون امام حسین دنبال کار بزرگ نیست. امام حسین حتی به کسانی که هیچ کاری نمی کنن و فقط اشک می ریزن نگاه می کنن پس اگه شما هم به دیگران کمک کنی حتی اگه این کارها کوچک باشه باز هم می بینن و قبول می کنن، تو خیالت راحت.

مهسا خوشحال شد و پاشد و تمام کارهایی که خواهرش گفته بود رو انجام داد شب که هیئت تموم شود مهسا خیلی حال خوبی داشت و از امام حسین خواست تا کار های کوچک اون رو قبول کنن.

منبع :