آکاایران: برخی از روانکاوان خیالبافی را عبارت می دانند از من رانده شده که به این مخلوق ذهن او ارتباط یافته است و هم برخی دیگر آن را نوعی رجعت روانی ذکر کرده اند که در آن بازگشت خیالی و عاطفی به دوره کودکی مطرح است .

 

در کل خیالبافی نوعی گریز روانی است که در آن تماس با واقعیت و یا روبرو شدن با مساله برای افراد مشکل است و تن دادن به این حالت برای فرد جنبه کامجویی و ارضای روانی دارد. بحقیقت روح انسانی با تخدیر خود و گریز از واقعیت می کوشد از ادراک رنج و درک ناکامی سرباز زند و از شدت احساس شکنجه و حسرت در خویش بکاهد. طبیعی است این حالت در مواردی پدید می آید که آدمی از مقابله با مشکل خود را ناتوان احساس کند .

● جلوه های آن در افراد

کودکان خیالباف این حالت خود را به صورتهای گوناگون متجلی می سازند. شرح و بیان همه آنچه که در این رابطه قابل ذکرند میسر نیست، آنچه با رعایت اختصار می توان مطرح کرد بدین شرح است :

 

۱) بصورت تصورات:

افرادی که مبتلا به خیالبافی هستند تصوراتی دارند که برخی از آنها بدین قرارند :

 

تصور یک قهرمان شجاع، فردی ماهر با چهره ای قابل تحسین، بی نظیر و فوق العاده که همه مسایل و مشکلات او حل شده است و از عهده همه مسئولیت ها بر می آید .

تصور فردی مهم از تیپ مثلاً شاهزادگان که قادر به انجام فلان کار است و با اینکه می داند این تصور غیر واقعی است .

 

گاهی تصور فردی متهم که دیگران می خواهند بحساب او برسند .

تصور فردی مظلوم که مورد ستم و اجحاف قرار گرفته است .

 

تصور فردی که اگر مثلاً خرجی خود را خرج نکند و به کار اندازد صاحب میلیونها پول و مال خواهد شد .

تصور فردی مهم که همه کار از او برمی آید و می تواند به موقعیت های مناسبی برسد و قدرت همه کارها را دارد .

 

تصور خلبانی که در آسمان در حال پرواز و مانور دادن است و دارد به نقاطی دور دست و رویایی سفر می کند .

تصور فردی محبوب که همه دوست دارند او را در کنار بگیرند و وجود او را سبب سرور و شادمانی می دانند و برای او عظمتی قایلند .

 

۲) احساس آنها :

افراد خیالباف برای خود احساس ویژه ای دارند. از جمله :

 

احساس اینکه بیمارند و دیگران باید از او احوال پرسند و از او مراقبت نمایند .

گاهی احساس می کند که مرده است و در عالم دیگری در حال سیر است و مستحق رحمت .

 

زمانی در عالم خیال خود را صاحب درد می داند و عملاً خویش را از جنب و جوش افتاده می یابد .

گاهی در عالم خیال دچار احساسات خصمانه نسبت بهمه کسانی است که نسبت به او بی مهری کرده اند .

 

زمانی احساس ترس دارند و خیالبافی شان آنها را تحریک می کند که شبح هایی را در ذهن مجسم کرد و از ترس آن بگریزند .

گاهی این احساس را دارد که همه حیوانات و گاهی همه کفش ها و لباس ها بصورت حیوان در آمده و می خواهد آنها را ببلعند .

 

در مواردی احساس پرواز دارد که روی ابرها نشسته و در حال حرکت است .

۳) حالات آنها :

 

کودکان خیالباف حالت عادی ندارند. گاهی چنان در خیال فرومی روند که با خود می گویند، می خندند، حرف می زنند و در این راه نیروی زیادی را مصرف می کنند .

در عالم خیال به دیگران پرخاش کرده و یا در ذهن خود کسی را تنبیه می کنند و در حال انتقام گرفتن از او خود را در می یابند .

 

در عالم خیال گاهی حالت امر و نهی می گیرند و زمانی حالت دلسوزی و حالت هیجان آمیز در این رابطه و از خود احساس رضایت دارند .

در مواردی این حالت را بخود می گیرند که به ارضای امیال و تمنیات خود مشغولند و اسیر دنیای خویشند تا حدی که پذیرش واقعیت برای شان دشوار است .

 

گاهی آنها حالت معاشرت و سخنگویی با دیگران را یافته و در عالم خیال سرگرم صحبت و معاشرت با فردی موهوم می شوند .

۴) روحیه آنها :

 

در حالت عادی کسلند ولی در عالم رویا و خیالبافی شادند و خرسند. خیالبافی برای آنها پناهگاهی است که در سایه آن خود را شادان می سازند .

بسیاری از آنها روحیه کودکانه دارند، به دروغگویی معروفند در حالیکه دروغ شان نوعی خیالبافی است که به صورت مرضی در آمده است .

 

گاهی حالت خودستایی و بخود بالیدن دارند و کارها و افتخاراتی که ندارند بخود نسبت می دهند .

روحیه شان روحیه ریاکاری، فخر فروشی و همراه با پرگویی و زمانی هم افسانه سازی است ( که در این مورد بحث مستقلی خواهیم داشت )

 

روحیه موفقی برای خود پدید می آورند از آن بابت که در دنیای غیر واقعی خود را به همه آرزوهای خود دست یافته می دانند و جای و مقام و لذتی خیالی برای خویش فراهم می سازند. در عالم خود فرو می روند و با خیال خویش خود را سرگرم می کنند و برای خود موجبات غرور و خود بزرگ بینی را تهیه می بینند .

۵) در روابط :

 

اینگونه افراد به خود و دنیای خویش سرگرمند و بدین نظر ارتباط چندانی با دیگران ندارند و اگر هم زمینه ای برای ایجاد رابطه فراهم شود این امر آنان را خرسند نمی سازد .

گاهی برای خود همبازی های خیالی تصور کرده و حتی به آنها نام و شخصیت خیالی می دهند و اعمال و صفات خاصی را به او نسبت می دهند .

 

نیاز به فردی یا شیئی دارند که نقش مستمع را برای آنها بازی کند و مطلب شان را بشنود و این خود وسیله ای برای سرگرمی است .

به سختی می توانند با مردم در آمیزند و مشکلات زندگی مردم را حل کنند. نقشه های افراطی و خیالی دارند که با واقعیت تطابق ندارد .

 

و بالاخره خیالبافی بحقیقت وسیله ای است برای قطع رابطه با افراد و پدیده ها بگونه ای که تدریجاً از همه می گسلند و تنها به خود و اشیاء خود می پردازند .

● تحلیل این جلوه ها

جلوه های فوق نشان دهنده میلی ناهشیار به حل و رفع مشکلات، و برون ریزی نگرانی ها و در کل تخلیه خویش است. صورتهای ذهنی که آنان برای خود درست می کنند ممکن است دارای ارتباط منطقی بوده و از واقعیت به دور باشند .

 

جلوه های فوق در آدمی نشان می دهد که او چه می خواهد، از چه چیزهایی رنج می برد، چه مسایلی در ذهن او به عنوان مسایل اصلی و اساسی مطرح است .

اینان مصداق این نیم بیتی هستند که: شتر در خواب بیند پنبه دانه. در مواجهه با واقعیت ها ناتوانند و بدین نظر در عالم خیال خود را سرگرم حل مشکل و خود را در آن موفق و پیروز بحساب می آورند .

 

خیالبافی ها اگر مکرر و پی درپی باشند مبین احتیاجات شدید و ناراحتی های شخص است و هنوز یاد نگرفته است که چگونه با مشکلات کنار بیاید و به چه صورتی آنها را حل کند و ضروری است به او رسیدگی شود .


گردآوری و تنظیم:گروه سلامت آکا ایران
.

منبع :