ریشه ها و علل تضاد و تعارض در کودکان

تضاد و تعارض در کودکان ( قسمت پنجم )
ریشه ها و علل تضاد و تعارض
شک نیست که اساس مسئله تضاد و تعارض ، فکر روانی عاطفی است ولی عواملی در ایجاد آن دخالت دارند که گاهی ممکن است حتی زیستی جسمانی باشند. ما  در این زمینه به مباحثی ناگزیر باید اشاره کنیم که اهم آنها عبارت اند  از:
1-    علل روانی : در زمینه علل روانی از مباحث و مسائل بسیاری می توان سخن گفت که برخی از آنها عبارت اند از

-عدم رشد و پرورش شخصیت که مربوط  به نوع تربیتی می شود که افراد از خانواده خود گرفته اند.
-احساس ضعف  و ناتوانی در حل مشکلات و یا نادانی درتصمیم گیری ها و گزینش ها.
-احساس وجود مانعی که با اصل سازگاری او در برخورد است .
-وجود فشارها و کشمکش های روانی که ظرفیت تحمل آدمی را پایین می آورد.
-احساس ناامنی و تهدید که تعادل و آرامش روان را به مخاطره می اندازد.
-احساس بالا بودن سطح توقعات افراد از او که زمینه را برای اتکای افراد فراهم می سازد.
-ضعف در تشخیص و تمیز بین مسائل نیک و بد و حسن و قبح امور.
-عدم توان تصمیم گیری به موقع به علت ضعف بینش ها ، جهان بینی ها و ....
-ضعف اراده  که باعث می شود آدمی نتواند درباره ی  مسئله ای که با آن درگیر است تصمیم مناسبی بگیرد.
2- علل عاطفی : کودکی که در زمینه روابط محبت آمیز مشکل پیدا کند اغلب دچار تضاد و تعارض می شود. او مایل به محبت کردن و محبت دیدن است ولی نمی داند چگونه بین این دو سازش ایجاد کند.
گاهی علت عاطفی آن است که عواطفشان جریحه دار شده و نیاز به التیام دارد، آهنگی را که از سوی زندگی بر آنان تحمیل شده نمی توانند بپذیرند ؛ پریشان حالند، اضطراب دارند و این حالت ، خود زمینه ساز تعارض و لااقل دامن زننده ی به آن است .
در مواردی این حالت بدان خاطر است که بین نیروهای عضلانی و خواست ها و تمایلات و توانایی های او تطابق نیست و نمی تواند خود را ارضا کند و این خود سبب دلتنگی ها و کدورت هاست و در فرجام ، موجبات تضاد و تعارض را فراهم می آورد.
همچنین ما افرادی داریم که دربند هوس ها گیر کرده و اسیر شده اند، خواستار سودجویی هستند ولی با مانع مواجه اند ، در رسیدن به هوس ها و خواسته های خود تنش های رقابت آمیز دارند، نارسایی های عاطفی در آنها تأثیرگذاشته و آرامش  را از آنان سلب می نماید.
3-    علل اجتماعی : گاه فرد در برخورد با ضوابط و میزان های اخلاقی درگیری پیدا می کند.
چیزی را میل دارد انجام دهد ولی از نظر اخلاقی برای او مانعی وجود دارد . و این خود زمینه ساز تعارض است.
گاهی تضادها به دلیل  وجود مشکلات و مسائل است . از یک سو میل به مسافرت دارد و از سوی دیگر میل به مصاحبت و از جهت سوم ممکن است در شرایطی باشد که به او اجازه این مسافرت را نمی دهند یا او شدیداً متکی به والدین است و مسافرت را هم دوست دارد.
سالیوان پیچیدگی روابط اجتماعی را عامل تعارض می داند و معتقد است که شرایط و مقتضیات عینی ، آن را پدید می آورد. شرارت ها، فریبکاری ها ، تقلب ها ، دورویی ها و نفاق ها از یک سو و خواستاری تأمین و حیات شرافتمندانه از سوی دیگر زمینه را برای تعارض فراهم می کند.
4-    علل دیگر :
5-    - عامل اقتصادی ؛ او از یک سو می خواهد دوستان خود را به مهمانی دعوت کند واز سوی دیگر دچار تنگدستی است .
-شرایط انضباطی ؛ از یک طرف دوستدار ناپدری است، از سوی دیگر مواجه با تنبیه های او؛ یا برادر کوچکش را دوست دارد ولی اورا عامل جلب نظر والدین هم می شناسد.
در کل شرایط محیط ، عوامل تربیت ، وضع تمدن و فرهنگ ، اصطکاک و برخوردهای فکری، تعصب ها و محدودیت های محلی و منطقه ای و عواملی از این قبیل در ایجاد تضاد و دامن زدن به آن مؤثرند و این عوامل هشدارهایی به حساب می آیند برای کسانی که مسئولیت تربیت فرزندان را برعهده دارند.

ضرورت حل و رفع

شاید ریشه کن کردن بسیاری از تضادها و تعارض ها ممکن نباشد . زیرا آنها اموری هستند که ریشه درجان و وجود ما دارند. و علاوه بر این  در صورت امکان ، شاید ریشه کن کردن آنها به مصلحت هم نباشد . زیرا همان گونه که دیدیم می توانند عامل حرکت و تلاش ، راهیابی و رشد و پیشرفت باشند.
ولی این نکته را هم باید مورد نظر داشت که عدم حل و تعدیل بسیاری  از آنها سبب زیان ها وعوارضی است که مواردی از آنها را بر شمردیم. ما از نظر تربیت وظیفه داریم موجباتی فراهم آوریم که تضاد ها و تعارضات ، مخصوصاً آنها که شدید هستند به نحو مطلوبی ازمیان برداشته شوند تا زمینه برای حیات سالم که اساس آن در رابطه با سلامت روح است فراهم آید.
از معیارهای سعادت انسان این است که زندگی خود را از تضاد های بنیان برانداز دور دارد؛ موارد سخت و دشوار آن را حل کند و موازنه ای پدید آورد . آری ، تضاد عامل رشد است ولی به هنگامی که قوی و ریشه دار گردد بنیان برانداز خواهد بود.
در این اقدام باید سریع تر به پیش رفت . زیرا اگر را ه حل مناسبی برای بیرون ریختن آن حاصل نشود ممکن است فرد حالت دفاعی نامساعدی پیدا کند وعصبیت او شدید گردد. در این صورت ، رفتار توأم با تضاد زمینه را برای داشتن خوی و منش ثابت ، آن هم  به صورت نامتعادل فراهم خواهد ساخت . این نکته را نیز فراموش نمی کنیم که شخصیت انسان در کودکی شکل می گیرد و اگر امروز برای حل آن اقدامی نشود معلوم نیست فرصت های بعدی قابل استفاده باشند
منبع:تبیان
ویرایش و تلخیص:آکاایران