طریق حل و رفع تضاد و تعارض در کودکان   

تضاد و تعارض در کودکان( قسمت ششم )
در قسمت قبل مطالبی در مورد ریشه ها و علل تضاد و تعارض و ضرورت حل و رفع آن مطرح نمودیم ، اینک می خوانیم ...
1-    کوشش به شناخت علل : نخست باید ببینیم او از چه نوع تضاد و تعارضی رنج می برد؟ درجه شدت آن تا چه میزان است ؟ و چه علل وعواملی به عنوان عامل اصلی و اساسی در ایجاد و بروز و تشدید آن دخالت داشته اند؟
همچنین از طریق امتحانات و سؤال و جوابها باید دید این گونه کودکان چگونه می اندیشند؟ از وضع و حالت خود چه تلقی هایی دارند؟ طرز فکرشان چیست؟ از چه تیپی هستند؟ از چه خانواده هایی و با چه ویژگی های فرهنگی ، اقتصاد ی ، انضباطی و...

2-    رفع عوامل و علل : شک نیست مادام که تضاد و تعارض ازمیان نروند و ریشه ی آن در افراد حل و رفع نشود مشکل کودک از میان نرفته و او همچنان دچار دشواری خواهد بود. دیدیم که عوامل و انگیزه های متعدد ی دراین رابطه وجود دارند. برخی از این عوامل از راه ایجاد زمینه برای دادن برتری از میان می روند و برخی دیگر به گونه ای هستند که قابل حل و رفع نیستند ، ناگزیر باید به تعدیل آنها برخاست و تنش ها را کاهش داد.
با مشورت از افراد صالح ، با مددخواهی از خود کودک ، با استفاده از زمینه همکاری والدین و مربیان می توان در این زمینه اقدامی سازنده داشت. غرض این است از هر فرصتی برای حل و رفع آنها استفاده کنیم.
3-روشن کردن فرد: در مواردی تعارض ها بدان خاطرند که افراد نسبت به مسئله ، حُسن و قـُبح جریان ، شرایط وعواقب اموری آگاه نیستند و یا ممکن است آگاهی هایی در زمینه ای خاص داشته باشند ولی از راه حلها دراین رابطه مطلع نباشند.
بر این اساس اگر کودک را به جوانب و ابعاد قضیه ای آگاه کنیم ، ابعاد مسئله ای را برای او آشکار سازیم ، راه حل های مختلفی را در اختیارش بگذاریم  و یا اگر بتوانیم او را به مسئولیت و وظیفه اش آگاه کرده واهمیت آن را برایش روشن کنیم دشواری تعارض حل شده و یا خود او آن را حل خواهد کرد.
4-    وا داشتن به تفکر و واقع بینی : درمواردی ازاین شیوه باید استفاد ه کرد که او را به تفکر و اندیشه وا داریم ، ازاو بخواهیم که بیند یشد وتعمق کند. مثلاً او دچار حسادت و خواستارنابودی برادر کوچکش است ؛ آیا چنین امری می تواند معقول باشد.
5-    تغییرمسیر : گاهی کودکی را می یابید که به خاطر هدف خاصی دچار تضاد و تعارض شده است و طبیعی است که در آن رابطه دشواری داشته باشد. اگر امکان حل و رفع آن نباشد می توان از شیوه تغییر مسیر دراین رابطه استفاده کرد بدین معنی که هدف و راه او را عوض کنیم .
به عنوان مثال کودکی است که خواستار رسیدن به مقام قهرمانی ومشهور شدن است ولی به علت نقص عضو درآن راه موفق نیست . می توان به ا و تفهیم کرد که از آن راه چشم بپوشد و از طریق درس و بحث و تحصیل گام بردارد و به همان نتیجه برسد و این اقدام درحقیقت راه گریزی را به روی کودک می گشاید .
6-    ملاحظه زیان ها: گاهی می توان کودک را از طریق ملاحظه در زیانهای احتمالی راه وروش خود به هوش آورده ، وادار کرد که در زندگی و طرز فکر خود تجدید نظر کند. او شدیداً گرفتار انتخاب و گزینش یکی از دو خواسته است و در اثر عدم موفقیت دچار دشواری است .
نشان دادن حال و وضع کسانی که چنان فکر و اندیشه ای داشتند و درگیر بودند ممکن است او را متوجه سازد و او یا دست از مقصد و هدف خود بردارد و یا  راه حل قابل قبولی را برای خود برگزیند. والبته در این راه باید به آنان توانایی و جرئت داد تا بتوانند خود را با شرایط مورد نظر سازگار کنند.
7-    استفاده از خواب مصنوعی : برخی از روانکاوان از شیوه خواب مصنوعی برای درمان تضادها و تعارض های شدید استفاده می کنند. بدین گونه که بیمار را درخواب مصنوعی فرو برده و در آن به او القائاتی می کنند که تو از فلان چیز ناراحتی ، آن کار بد است ، از آن کار خوشت می آید و...
این القائات در زندگی فرد تأثیرات سازنده و مثبتی دارد ولی معمولاً فرو بردن فرد در خواب مغناطیسی عارضه می آفریند. ما یک بُعد از شخصیت فرد را درمان می کنیم ولی ابعاد دیگر آن را ویران می سازیم. به همین نظر امروزه با همه ی مزایایی که برای خوابهای مصنوعی  قائلند سعی دارند در درمان ، از آن استفاده نکنند.
8-    آزاد گذاردن : در مواردی باید کودک را آزاد گذاشت تا با حاصل تعارض که عدم تصمیم گیری است آشنا شود و جنبه های مثبت و منفی آن را ارزیابی  ولمس کند. مثلاً باید او را آزاد بگذاریم تا بین میل به موفقیت و درس نخواندن عمل کند تا نتیجه آن را دریابد و مثلاً مردود شود. اصولاً گذشت زمان در رفع تضاد جداً مؤثر است و بسیاری از دشواری ها را حل خواهد کرد . البته این آزاد گذاردن و به خود رها کردن باید در رابطه با تضادهای ساده  و قابل تحمل باشد نه تضادهای  دشوار.
9-    روان درمانی : در روان درمانی برای فرد فرصتی معیّن می کنیم تا بتواند عواطف و تمایلات خود را بروز دهد و با شیوه های گوناگون از جمله القاء و تلقین ، استفاده از بحث و منطق تحملی در آنان پدید آوریم و با تمرین و ایجاد عادات ، مشکل او را حل کنیم و یا راه حل های لازم را در اختیارش بگذاریم که آن را بالاتر برد.
10-شیوه های دیگر : واداشتن فرد به مصالحه که در آن صورت نعمت بزرگی برای فرد به دست می آید و او آرامشی به دست خواهد آورد. البته از نظر تربیت و اخلاق ، نوع مصالحه را باید مورد نظر قرار داد.
-احیای یک انگیزه ی جدید خود می تواند زمینه ساز رفع تعارض باشد.
-قرار دادن بنای زندگی او برمبنایی استوارتر و سالم تر ، در این رابطه مؤثر است.
-عادت دادن فرد به زندگی در سایه نظم و قاعده ، خود زمینه ساز امنیت هاست و جلوی بسیاری از تضادها را می گیرد.
-توجه به رفع نیازهای اولیه ، حفظ محیط از عوامل وسوسه آمیز ، کنترل معاشرت ها ، کنترل هیجانات و عواطف فرد.
-پر کردن اوقات فراغت او از راه  بازی های شاد و سرگرم کننده.

مراقبت های لازم

در اصلاح و درمان تضاد و تعارض باید به نکاتی مهم توجه داشت ، از جمله این که :
-تضاد و تعارض  را با جبر نمی توان حل کرد و استعداد  در این زمینه کارساز نیست .
-تمسخر و نیشخند ، مقایسه و سرزنش و نیز محرومیت ها ، تهدید و زمینه سازی برای ناکامی ها در این رابطه نمی تواند مؤثر باشد و از این کارها باید پرهیز کرد .
-تا حد امکان باید موجباتی فراهم آورد که کودک در محیط زندگی  احساس امنیت کند.
-ایجاد زمینه برای پذیرش و احترام و ارزش برای زندگی ، خود زمینه مناسبی برای اصلاح وضع آنهاست .
منبع:تبیان
ویرایش و تلخیص:آکاایران