وقتی پدر‌و‌مادر می‌شوید، مسئولیت‌های‌تان تمامی ندارد. تمام تلاش‌تان را می‌کنید تا فرزندتان از هر نظر بهترین باشد؛ چه از نظر فکری و چه از نظر روحی. اصلا چه بهتر که در کنار همه این‌ها فرزند دوست‌داشتنی شما یک فرد باهوش و حتی یک نابغه هم باشد! به‌خصوص این‌که حالا بر خلاف گذشته که تصور می‌شد هوش عاملی است که تنها به وسیله ژنتیک تعیین می‌شود، دانشمندان و روان‌شناسان کودک متعقدند، محیطی که فرزند شما در آن رشد می‌کند و فردی که کودک را بزرگ می‌کند، پابه‌پای ژنتیک در باهوش‌تر شدن او نقش دارد. این یعنی شما پدر‌و‌مادرها هم می‌‌توانید در باهوش‌تر شدن فرزندتان نقش داشته باشید. در این گزارش «حمیدرضا حبیب‌اللهی» مشاور رفتارشناسی از هوش کودکان و نقش شما پدرو‌مادرها در تقویت هوش آن‌ها می‌‌گوید.



6 سال و 11 ماه و 29 روز وقت دارید

پدر‌و‌مادر با تحریک ذهنی کودک می‌توانند، نقش زیادی در تقویت هوش او بازی کنند. چون همان‌قدر که ژن و وراثت در چگونگی شکل‌گیری هوش کودک نقش دارد، عوامل محیطی‌‌ مثل سلامت، تغذیه و مهم‌تر از همه شیوه برخورد با کودک به‌خصوص در دوران نوزادی هم می‌تواند در افزایش هوش او موثر باشد. این تاثیر تا آنجاست که حتی با پذیرش تاثیر عوامل وراثتی و نقش تعیین‌کننده‌ای که در تعیین میزان هوش دارند، هرگز نمی‌توانیم منکر نقش بسیار زیاد آموزش ‌و نوع ارتباط پدر‌و‌مادر بر ذهن کودکان شویم. به عبارت دیگر آموزش‌هایی که پدر‌و‌مادر در قالب بازی به کودکان نوزاد خود می‌دهند، پا‌به‌پای عوامل وراثتی در بالا بردن بهره هوشی آن‌ها تاثیر گذارند.

در سال‌های اول زندگی کودک، وقتی که مغز او هنوز در حال شکل‌گیری و تکامل است، آموزش‌های هدفمند و توجه نشان دادن‌های آگاهانه والدین به رفتار کودک می‌تواند به ارتقای هوش او کمک کند. بازی‌‌های ساده اما هدفمند با کودک در این دوران که مغز او در حال رشد و تکامل است، به ایجاد مداربندی‌های مغزی پیچیده و ضروری در مغز کودک کمک می‌کند و همین باعث تقویت و رشد هوش کودک می‌شود. در حقیقت پدر‌و‌مادر از زمان جنینی تا زمانی که کودک 6 سال، 11 ماه و 29 روز دارد، وقت دارند تا تمام تلاش‌شان را برای تقویت هوش کودک صرف کنند، چون بعد از این مرحله ذهن کودک شما درست مثل نرم‌افزاری عمل می‌کند که طی این مدت پردازش شده و حالا آماده بهره‌برداری و استفاده است.



معمولا10تا 18 ماهگی زمان شکل‌گیری این ارتباطات مغزی در کودکان است، بنابراین تشویق شما با تاثیری که در کودک می‌گذارد به آزاد‌شدن موادی در مغز و تقویت این چرخه منجر می‌شود. درست در طرف مقابل این برخورد هر بی‌تفاوتی شما باعث تقویت نشدن ارتباطات مغزی کودک می‌شود و او را نسبت به انجام کارهای جدید دلسرد می‌کند



موفقیت‌های کودک‌تان را جشن بگیرید

شما به‌عنوان پدر‌و‌مادر برای تقویت رشد هیجانی کودک‌تان باید نسبت به کوچک‌ترین فعالیت‌های او عکس‌العمل نشان دهید. وقتی کودک شما برای نخستین‌بار روی پای خودش می‌ایستد، شما بی‌اختیار از خوشحالی فریاد می‌زنید. شاید این یک عمل غیرارادی و کاملا پیش‌بینی نشده در شما باشد اما همین حرکت نه تنها کودک را خوشحال می‌کند بلکه ارتباطات قشر جلویی و بخش درونی مغز او را که جایگاه احساسات است، تقویت می‌کند.



دوران طلایی آموزش

کودک از دوران جنینی و بدو تولد به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت‌تاثیر تربیت پدر‌و‌مادر قرار دارد، بنابراین واقعا لازم است‌‌، والدین به‌خصوص پدران‌و‌مادران جوان بدانند که چقدر داده‌های آن‌ها به کودکان مهم و سرنوشت‌ساز است. گاهی این داده‌ها حتی می‌توانند به‌سادگی و در قالب بازی دالی‌موشک به بچه‌ها منتقل شوند. همان‌طور که قبلا هم اشاره کردم 6 سال اول زندگی به نوعی می‌تواند دوره اول رشد مغزی کودک شما باشد، چون در این دوره سنی به‌خصوص تا 2 سالگی در مغز بیش‌از 300‌تریلیون ارتباط وجود دارد که چنان‌چه این رابطه‌ها از طریق سلول‌های مغزی برقرار نشوند و مورد استفاده قرار نگیرند، به مرور زمان غیرقابل استفاده می‌شوند! بنابراین همان‌طور که می‌بینید برای تقویت رشد ذهنی کودک نباید زمان را از دست دهیم. البته تلاش برای تقویت و آماده کردن زمینه‌های لازم برای رشد هوش کودکان کار چندان سختی نیست و نیاز به مهارت‌های ویژه‌ای ندارد با یک‌سری آموزش‌های روزمره به‌سادگی نگاه کردن به چشمان نوزاد، حرف زدن با او و توجه کردن به تغییرات کوچک اما جدید رفتاری او می‌توانید هوش فرزندتان را تقویت کنید.



بچه‌ها موسیقی را درک می‌کنند

یکی دیگر از فعالیت‌های ساده‌ای که شما برای تحریک ارتباط‌‌‌های مغزی کودک و تقویت آن‌ها می‌توانید انجام دهید، استفاده از موسیقی یا ملودی‌های بسیار ساده است. برای پی بردن به میزان حساسیت کودک خود نسبت به صداها کافی است، صوت‌های مختلف را برای او ایجاد کنید، می‌بینید که کودک از 4 ماهگی نسبت به این صداها یا به عبارتی ملودی‌ها با توجه به ریتم آن‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهد. میزان عکس‌العمل کودک به موسیقی‌های مختلف نشان می‌دهد، ذهن او چقدر نسبت به شنیدن ملودی‌های متفاوت حساس است. بررسی‌های روان‌شناسان کودک نشان داده، بچه‌هایی که از کودکی با موسیقی سرو‌کار داشتند، در مقایسه با بچه‌هایی که با موسیقی میانه‌ای ندارند، در ساخت پازل دقیق‌ترند و در درک مفاهیم ریاضی هم موفق‌تر عمل می‌کنند. البته باز هم تاکید می‌کنم که تا قبل از 7 سالگی شما باید زمینه همه این آموزش‌ها را در قالب بازی و سرگرمی نه آموزش! برای بچه‌ها فراهم کنید و بعد از 7‌سالگی به آن‌ها فرصت دهید تا براساس آموخته‌های‌شان، خودشان نوع و چگونگی آموزش را انتخاب کنند.



,فقـط 7سـال فرصـت دارید! کودک,آموزش,روانشناسی,رشد و تکامل کودک ، خلاقیت کودک


حرف زدن با بچه‌ها را فراموش نکنید‍‍!

از حرف زدن با کودک غافل نشوید، چون فرمان‌های اولیه زبانی برای کودک بسیار مهم‌اند؛ در حقیقت زبان در موفقیت عملکرد ذهنی کودک شما نقش بسیار با اهمیتی دارد. به عبارت دیگر هر درک و استنباطی از زبان، به ایجاد توانایی کلامی و بیان صحیح لغات در کودک شما کمک می‌کند. همین تمرین ساده فرصتی است برای تقویت هوش کلامی در بچه‌ها، در حقیقت شما با حرف زدن با کودک‌تان از دوران نوزادی به تقویت هوش کلامی در او کمک می‌کنید. هوش کلامی همان‌طور که از عنوانش پیداست با کلام و توانایی بیان سر و ‌‌کار دارد. اساس این هوش توانایی در اطلاع‌رسانی موثر، ترغیب کردن، بحث کردن و حتی اشتیاق به یاد دادن و آموزش و سرگرم کردن دیگران است که معمولا این مهارت‌ها بعد از 6‌سالگی در کودکانی که هوش کلامی کاملی دارند‌، بیش‌ از دیگر هم‌سن و سالان‌شان بروز پیدا می‌کند. قبل از این سن هم معمولا بچه‌هایی که در این زمینه باهوش هستند در بازی‌های کلامی و ادا کردن جملاتی که بیان کردن‌شان ساده نیست، مهارت دارند. آن‌ها از شنیدن صدای کلمات لذت می‌برند، آنقدر که معمولا دوست دارند برای آن‌ها بلند بلند کتاب بخوانید و بالاخره این‌که این گروه از بچه‌ها از گوش دادن به نوارهای قصه لذت می‌برند.



فقط کافی است به کودک‌تان نگاه کنید!

نگاه کردن به کودک یک شیوه رفتاری برای تقویت مهارت‌های اوست. نگاه‌کردن به کودک ارتباط مغزی او را به الگویی تشخیصی که با هر بار دیدن تقویت می‌شود، تبدیل می‌کند. همین تمرین ساده به کودک کمک می‌کند تا در شناخت مفاهیم مشابه و نامشابه در آینده، مهارت بهتر و بیشتری به‌دست ‌آورد، در حقیقت به این ترتیب شما بدون این‌که بدانید به تقویت هوش فضایی و حجمی کودک‌تان کمک کرده‌اید. این هوش مربوط به قدرت تجسم 3 بعدی اشیاست. میزان این هوش در کودکان را معمولا می‌توانید از طریق توجه آن‌ها به جزئیات دیداری تشخیص ‌دهید. این بچه‌ها معمولا در بیان و ارائه تصاویر ذهنی‌شان به شیوه‌ای که برای همه قابل درک باشد، بسیار موفقند. ‌ضمن این‌که در نقاشی و کشیدن اشکال 2 بعدی و حتی 3 بعدی هم جلوتر از سن خودشان عمل می‌کنند.



تا قبل از 7 سالگی شما باید زمینه همه این آموزش‌ها را در قالب بازی و سرگرمی (ونه آموزش!) برای بچه‌ها فراهم کنید و بعد از 7‌سالگی به آن‌ها فرصت دهید تا براساس آموخته‌های‌شان، خودشان نوع و چگونگی آموزش را انتخاب کنند



هوش هیجانی زمینه‌ساز شخصیت کودک شما در آینده

مفهوم دیگری که مدتی است، روان‌شناسان کودک در حوزه هوش و ذکاوت نوزادان از آن صحبت می‌کنند، هوش هیجانی (EQ) است. برای تعریف، هوش هیجانی بد نیست آن را با بهره هوشی IQ مقایسه کنیم. بهره هوشی یا IQ به ما می‌گوید، چه کارهایی را می‌توانیم انجام دهیم و چه کارهایی را نه. درحالی‌که هوش هیجانی یا EQ نشان‌دهنده رفتار ما در شرایط مختلف است و معمولا هم نتیجه امیال، عواطف و اندیشه‌های کاملا شخصی ماست.

اگر این عناصر با هم در یک جهت رشد کرده باشند و درست عمل کنند، ما از نظر هوش هیجانی شرایط متعادلی داریم اما فقط کافی است یکی از این مولفه‌ها از مسیر خارج شود؛ از همین نقطه است که مشکلات شخصیتی ماهم شروع می‌شود. به عبارت دیگر هوش هیجانی عبارت است از، شناخت درست احساسات شخصی و استفاده از آن برای تصمیم‌گیری درموقعیت‌های مناسب‌تر زندگی. EQ یا هوش هیجانی در حقیقت توانایی هدایت هیجانات شخصی در موقعیت‌های اجتماعی است و زمان مناسب برای آموزش این هوش هم دوران کودکی است. کودک باید به مرور این هوش را یاد بگیرد و آن را درک کند. در حقیقت هوش هیجانی بر خلاف IQ‌ کاملا قابل یادگیری است و سطح آن در طول زندگی می‌تواند تغییر کند.

یکی از راه‌های بالا بردن هوش هیجانی فراهم کردن محیطی شاد و آرام برای کودک است، چون تحقیقات روان‌شناسان کودک ثابت کرده، کودکانی که دوره نوزادی و خرد‌سالی خود را در خانواده‌های آرام و بدون استرس می‌گذرانند، نسبت به دیگران هوش هیجانی بالاتری دارند. یکی دیگر از راه‌هایی که به افزایش هوش هیجانی در کودکان کمک می‌کند، بالا بردن حس مسئولیت‌پذیری در آن‌هاست. پدرو‌مادرها باید به کودک یاد دهند که در هر سنی خودش باید مسئولیت رفتارهای خوب یا بدش را به‌عهده بگیرد. بنابراین اگر کودک شما کار اشتباهی کرد یادتان باشد، نباید از سر دلسوزی مسئولیت او را به‌عهده بگیرید! و بالاخره این‌که درک احساسات کودک و ایجاد یک الگوی مناسب برای بیان احساسات می‌تواند به کودک کمک کند تا از نظر هوش هیجانی در سطح بالاتری قرار گیرد.