درباره کنجکاوی، ضرب المثلی هست که می گوید: "فضول را بردن جهنم" یعنی فضولی به تو نیامده. اگرچه معلوم نیست این ضرب المثل از کجا آمده، اما پدران و مادران خشمگین، ده ها سال است که آن را تکرار کرده اند تا کودکان خود را از پرسش های عذاب آوری که از آنان می کنند و به طور کلی مایه درد سر می شوند، بازدارند. امروزه، به احتمال زیاد می گوییم: این قدر سوال نکن یا راحتم بگذار. برای چه می خواهی بدانی؟
این جواب ها به طور ضمنی، بیش از پاسخ سنتی، توهین مستقیم به کودک تلقی می شوند، و به احتمال زیاد، کنجکاوی کودک را نابود می کنند.

پرسش های کودکان می تواند خشمگین کننده، ناخوانده، تهدید کننده، و قطعاً دشوار و خسته کننده باشد. بیشتر از آن، بعضی اوقات نشان دهنده ی ناآگاهی خود ما هستند که ممکن است برایمان ناراحت کننده باشد. آسان تر خواهد بود به جای اینکه به کودک بگوییم: "برو بیرون"، بگوییم: نمی دانم.

کودکان همواره از روی کنجکای سوال نمی کنند. کودکان ممکن است به هر دلیلی سوال کنند. ما مجبور نیستیم به همه ی آنها با یک میزان علاقه و اشتیاق، یا در همان لحظه که سوال می کنند، پاسخ دهیم. مثلا، زمانی که کودکان خیلی کوچک می پرسند "چرا" و مرتباً آن را تکرار می کنند؛ برای این است که آن را به مثابه ی راهی برای کنترل و هدایت گفت و گوهایی کشف کرده اند که تا آن زمان بزرگسالان کلاً در اختیار خود داشته اند.

آنان با سوال کردن جلب توجه می کنند. در دست آنان، سوال کردن، ابزاری نیرومند برای کنترل خود است و همچنین راهی است برای پی بردن به چیزهایی که آنان را سردر گم می کند. ما نباید این چراها را نباید نادیده بگیریم و درک علت این سوالات که به سرعت و به تناوب می آیند و بخصوص در مراحل رش دیده می شوند، سودمند است.

کودکان دو سال و نیم می پرسند "چرا" و "چه کسی" مانند "اسم این عروسکت چیه " در سه سالگی می پرسند "کجا" در چهار سالگی کی پرسند " چرا؟"، " کی؟" و " چگونه؟" سوال هایی که بیشتر جنبه انتزاعی دارند.

منبع: خبرگزاری برنا

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir