آکاایران:  

کودک آزاری و بهداشت روانی کودک

کودکان آزاردیده باید دائما نیازهای والدینشان را پیش بینی و آنها را برآورده کنند. در نتیجه این قبیل کودکان اغلب ناراحت به نظر می رسند و از محیط شان کمتر خشنودند. این کودکان ممکن است آشفتگی در خواب، حمله های هراس، افت تحصیلی، شب ادراری و … دارا باشند.

کودک آزاری ممکن است در سنین خیلی پایین رخ دهد و به سادگی برای دیگران قابل تشخیص نباشد. چرا که آزار و بهره کشی از کودکان خردسال تنها زمانی مطرح می شود که آسیب های وارده جدی و مهلک باشند.

یکی از مسائل مهمی که امروزه متخصصان اطفال، پزشکی قانونی و اجتماع با آن درگیر است، مساله آزار فیزیکی، روانی و جنسی کودکان از جانب والدین یا سایر افراد بزرگسالی است که با کودک در تماس می باشند. بحث درباره میزان شیوع کودک آزاری و برآورد دقیقی از آن، بحثی مشکل و بسیار چالش برانگیز است؛ چرا که تعریف آزار جسمانی و آنچه به عنوان آزار تلقی می شود از سطحی به سطح دیگر فرق می کند. به علاوه مساله دیگری که امکان تخمین واقعی کودک آزاری را با مشکل مواجه می سازد، این است که کودک آزاری ممکن است در سنین خیلی پایین رخ دهد و به سادگی برای دیگران قابل تشخیص نباشد. چرا که آزار و بهره کشی از کودکان خردسال تنها زمانی مطرح می شود که آسیب های وارده جدی و مهلک باشند. فقط در این گونه موارد است که پزشکان، همسایه ها، یا یکی از اعضای فامیل موضوع را مطرح می سازند. در غیر این صورت اغلب دروغگویی والدین آزارگر و سن کم کودک آزاردیده باعث می شود این مساله ناگفته، مکتوم و پشت درهای بسته باقی بماند.

کودک آزاری جسمانی

کودک آزاری جسمانی شامل اعمالی نظیر وارد آوردن ضربه و آسیب های شدید جسمانی، کتک زدن، سوراخ کردن، شکستن، لگد زدن، پرت کردن، گاز گرفتن، سوزاندن و… است. این آسیب ها ممکن است تنها یک بار روی داده باشند یا اینکه مکررا تکرار شوند. آسیب های جسمانی وارده به کودکان از ضعیف تا قوی طبقه بندی می شود. ضعیف ترین نوع کودک آزاری شامل سخت گیری شدید در مورد کودک و آزردن او، تا تنبیهات شدید نظیر ایجاد کوبیدگی، خراشیدگی، پارگی و شکستگی در استخوان های کودک می باشد. شدت ضربات وارده گاهی به اندازه ای است که موجب وارد آمدن ضربه مغزی به کودک یا پاره شدن امعا و احشاء داخلی بدن وی نظیر کبد، طحال، روده، قلب و … و در نتیجه مرگ کودک می شود

والدین بدرفتار

اگرچه آمارهای مختلفی در مورد تعداد کودکانی که از لحاظ جسمانی توسط والدین مورد بدرفتاری قرار می گیرند وجود دارد و میزان واقعی کودک آزاری اغلب به دلیل شرم و خجالت والدین و نیز ترس از جوابگویی به مراجع قانونی از نظر دور می ماند، اما با دیدن نشانه های زیر می توان به کودک آزاری توسط والدین مشکوک شد:

1- والدینی که از دادن شرح حال کامل و ابراز جزئیات واقعه خودداری می کنند.

2- معمولا صدمات با شرح حال داده شده همخوانی ندارد؛ به این ترتیب که مکانیزم، شدت و نوع آسیب وارده با شرح حال مغایر است.

3- تاخیر در گزارش یا رساندن کودک به مراکز درمانی به رغم آسیب های جدی و شدید.

4- کودکانی که اغلب شب با آثار ضربه به بیمارستان آورده می شوند و سابقه بیماری قبلی ندارند.

5- در مواردی که کودک (3 تا 5 ماهه) به طور ناگهانی فوت می کند و شرح حال حاکی از آن است که کودک دائما گریه می کرده و علت مرگ نیز هماتوم ساب دورال (خونریزی زیر سخت شامه ای) فاقد شکستگی یا همراه با شکستگی جمجمه و شکستگی استخوان های دیگر و تورم نسوج نرم و کوفتگی پوستی است.

نشانگان کودک کتک خورده

حالات و رفتار کودک کتک خورده بارز و مشخص است. چنین کودکانی اغلب علائم ترس از پدر و مادر را نشان می دهند و از نگاه کردن به دیگران می گریزند. نگاه این کودکان گاهی حالت مظلومانه دارد و زمانی مات و بهت زده است.

در این کودکان اغلب آسیب های جسمانی به اشکال مختلف دیده می شود که مهم ترین آنها عبارتند از:

1- کوفتگی و جراحات متعدد که اغلب اوقات قرینه اند؛ مثلا در دو طرف صورت، ران ها یا پشت بدن قرار دارند. در کوفتگی ممکن است جای وسایل استفاده شده مثل سگک کمربند یا طناب پدیدار باشد.

2- شکستگی های متعدد مارپیچ به ویژه در خردسالان و خونریزی شبکیه چشم در شیرخواران که به علت تکان های شدید ایجاد می شود.

3- سوختگی ناشی از سیگار که به صورت جوش های گرد و قرینه دیده می شود و سوختگی ناشی از فرو بردن کودک در آب جوش.

4- آثار برآمدگی بند انگشت، مشت برجسته به صورت ردیف هایی دارای سه یا چهار کوفتگی تقریبا گرد که اثر آن عموما روی مهره ها یا یک طرف صورت دیده می شود.

5- آثار نیشگون، گازگرفتگی و سوختگی های سایشی در مناطق برجسته مثل چانه، گونه ها، یا پشت کودک که در اثر کشیدن او روی فرش، موکت یا مبلمان ایجاد می گردد.

کودک آزاری و بهداشت روانی کودک

بدرفتاری با کودک عامل مهم اختلال در روند رشد جسمانی، روانی و شخصیت کودک است و اساس رشد او از عوامل بسیار مهمی سرچشمه می گیرد که در زندگی کودک و نحوه ارتباط او با والدینش وجود دارد. داشتن رابطه مناسب با والدین، مواظبت و نگهداری توسط والدین و انسجام خانوادگی از جمله عواملی است که در رشد شخصیت کودک تاثیر بسزایی دارد. پیامدهای سوء رفتار بدنی بر کودک در حال رشد به اثبات رسیده است.

پژوهشگران بر این باورند کودکانی که آزار دیده یا مورد بهره کشی قرار گرفته اند، یاد می گیرند دنیایی که در آن زندگی می کنند مکانی غیرقابل پیش بینی، متخاصم و نفرت بار است. بزرگسالانی که این کودکان را نگهداری می کنند ممکن است عصبانی، بی تاب و افسرده باشند؛ بنابراین دائما روش خود را در برخورد با کودک تغییر می دهند و کودک را بیشتر در سردرگمی فرو می برند. این گونه والدین با رفتارهای دوسوگرایانه خود وابستگی و علاقه کودک را تحت تاثیر قرار می دهند و باعث می شوند کودک، به خصوص کودکان خردسال تر، ادراک بد و ناشایستی از خود دارا باشند.

آنها احساس می کنند موجودات دوست داشتنی نیستند و خود نیز نمی توانند کسی را دوست دارا باشند. آنها تصوری غلط و ناشایست از رفتارهای خود و عکس العمل های دیگران در ذهن دارند. این کودکان رفتارهای خود را به هر صورتی که باشد محرکی برای شدت یافتن رفتارهای خشونت بار دیگران می بینند، بنابراین الگویی از رفتارهای انفعالی و انزواجویانه همراه با احساس تردید و سوءظن شدید به دیگران را در خود شکل می دهند.

کودکان آزاردیده باید دائما نیازهای والدینشان را پیش بینی و آنها را برآورده کنند. در نتیجه این قبیل کودکان اغلب ناراحت به نظر می رسند و از محیط شان کمتر خشنودند. این کودکان ممکن است آشفتگی در خواب، حمله های هراس، افت تحصیلی، شب ادراری و … دارا باشند.

کودکان آزاردیده از آسیب های عصب شناختی نیز رنج می برند. یک سوم آنان چنان مشکلاتی شدیدی دارند که آنها را در زندگی روزمره ناتوان می کند.

کودکانی که مورد بدرفتاری قرار می گیرند معمولا در مهارت های حرکتی مثل دویدن، جست وخیز یا سه چرخه سواری نقص دارند که ممکن است این امر معلول ترس از اکتشاف و خطرپذیری باشد. بهره هوشی این کودکان کمتر از حد انتظار است و تاخیر در رشد شناختی آنها ممکن است مربوط به محیط غیرقابل پیش بینی و خطرناکی باشد که در آن زندگی می کنند.

این کودکان به جای تمرکز و یادگیری، اغلب مضطرب بوده و با خیالات خود اندیشناک هستند. آنها دائما راهی را جست وجو می کنند که از مهلکه جان سالم به در ببرند. کودکان بزرگ تری که مورد آزار قرار گرفته اند، اغلب بر اساس یک واکنش وارونه تمایل دارند خود محافظ و نگهدارنده والدینشان باشند.

این کودکان اغلب دست به رفتارهای حمایتی و مراقبتی می زنند که نیازهای والدینشان را ارضا می کند و از استرس آنها می کاهد. آنها سعی می کنند با خوش خدمتی به دیگران از فاصله عاطفی خود و آنها بکاهند و از این طریق استرس خود را کاهش دهند.

توضیح دیگر این نقش مراقبتی واژگون شده این است که کودکان با متوسل شدن به این مکانیزم از احساس بی قدرتی و ضعف خود می کاهند و احساس مثبت دلبستگی را تجربه می کنند.

پیشگیری از کودک آزاری

برای پیشگیری از کودک آزاری، متخصصان بهداشت روانی باید خانواده های خطرساز را شناسایی کنند. والدینی که با کودکان بدرفتاری می کنند تنها افرادی نیستند که می توانند از آموزش بهره مند شوند. اغلب تصور می کنیم که دوست داشتن کودکان و توانایی در منضبط کردن آنان ذاتی و شهودی است؛ ولی برنامه های مختلف نشان داده است که می توان به والدین آموزش داد تا تاثیر بیشتری بر فرزندان خود دارا باشند. در خانواده هایی که خطر بدرفتاری والدین وجود دارد (مثلا مادران جوان، مادران مجرد کم درآمد، والدین کودکانی که هنگام تولد کم وزن هستند) می توان قبل از شروع بدرفتاری با کودک برنامه هایی را برای پیشگیری پیاده کرد. به علاوه، آموزش رفتاری کنترل تکانه ها و مهارت های مقابله ای و روش های مناسب فرزندپروری برای والدینی که می خواهند رفتار خود را تغییر دهند نیز مناسب است.

در این روش به والدین آموزش داده می شود که چگونه به مشکلات رایج فرزند پروری پاسخ دهند. متخصصان سعی می کنند از این طریق فنون موثر فرزندپروری مشاهده الگوهای مربوط به حل مشکلات فرزندپروری، آرامش و سایر مهارت های مقابله ای را به والدین آموزش دهند.

.

منبع :