آکاایران: مراقب باش الان می افتی ...

این جوری ندو، می افتی! نزدیک نرو، می سوزی! دست نزن ، دستت را می بری! مراقب باش، الان می افتی زمین!

تا به حال چند بار این دستورات امری را شنیده ایم و چند بار اینها را برای کودکانمان تکرار کرده ایم؟ این جملات هرچند جملات کوتاهی هستند اما ثمره ی حسن نیت ما نسبت به فرزندانمان هستند و بر روی آنها تاثیر به سزایی دارند.

اما آیا می دانید این جملات چه چیزهایی را تلویحا به کودک بیان می کنند؟

"من، پدر/مادر مهربان تو، می دانم که تو می افتی، چون تو قادر نیستی تعادلت را کنترل کنی. من می دانم و به تو می گویم که می افتی! من می دانم که تو دستت را می بری چون تو آن قدر زرنگ نیستی تا ببینی و یاد بگیری که چاقو را چگونه دستت بگیری."

کودک نیز می خواهد به شما ثابت کند که قادر است آن کار را انجام دهد اما بر خلاف احتیاط ما، کودک اشتباه می کند و شما نیز به او می گویید: " دیدی! من بهت نگفتم!" و در این جاست که کودک دو برابر خجالت زده می شود: او نه تنها از عدم مهارت خود خجالت زده خواهد شد بلکه به خود می گوید پدر و مادر به من گفته بودند و الان حق با آنهاست...

همه ی این جملات ممکن است بیش از 10 بار در روز تکرار شوند. و حال این کدام بیماری روانی است که در جامعه ی ما بسیار شایع است؟ نبود اعتماد به نفس.

پس بهتر است تا حد امکان این جملات کوچک اما تاثیرگذار را کاهش دهیم.

از جملاتی مانند:

" مراقب باش، این وسیله سر می خورد."

"مراقب باش، این ماهی تابه خیلی خیلی داغ است"

"خوب نگاه کن، این چاقو خیلی تیز است، آن را خوب از دسته بگیر"

"مراقب باش ، این جا خیلی شلوغ است، آرام راه برو"

استفاده کنید.

در این جملات بار مثبت به کودک القا می شود : "من پدر یا مادر مهربان تو، می دانم که تو خیلی زرنگ هستی و می توانی این اطلاعاتی را که به تو می دهم خوب یاد بگیری و من به تو اعتماد دارم."

گفتن این جملات خیلی آسان است. امتحانشان کنید!

گروه ترجمه مجله پزشکی مادر، سپیده حکمت

.

منبع :