با احساس و دوست داشتنی

شغل مهم فرزندپروری (2)

بچه ها ذاتا درباره هر چیزی کنجکاو هستند که این ویژگی می تواند  تبدیل به یک امر پسندیده شود و نه تنها نباید سرکوب شود بلکه باید به روش درست و حساب شده تقویت شود.........

اگر از یادداشت قبل به یاد داشته باشید عنوان کردیم که وابستگی به سیستمی تنظیم کننده اطلاق می شود و فرض بر این است که این سیستم در درون فرد وجود دارد و هدف آن تنظیم رفتارهایی است که موجب نزدیک شدن و برقراری تماس با فردی است متمایز و حامی که تکیه گاه نامیده می شود. البته هدف این سیستم در فرد وابسته، از لحاظ روانی معطوف به ایجاد احساس امنیت است اما در صورتی که از حد طبیعی خود بگذرد و مانع از استقلال فرد(البته به مرور زمان) شود دردسر ساز خواهد بود.

 

در ادامه این یادداشت سعی داریم  به چند نکته کلیدی برای والدین اشاره می کنیم که با انجام آنها اطمینان کسب کنند که  فرزندان شان برای کسب استقلال در بزرگسالی تربیت می شوند:

-آزادی اطلاعات را مجاز بدانید: یکی از ویژگی های خانواده ها ی آزاد ابراز عقیده و مشاهدات است. عمدتا وجود راز و رمزها و قوانینی که نباید از آنها حرف زد،  در خانواده های غیر کارامد و مختل متداول است. بچه ها ذاتا درباره هر چیزی کنجکاو هستند که این ویژگی می تواند  تبدیل به یک امر پسندیده شود و نه تنها نباید سرکوب شود بلکه باید به روش درست و حساب شده تقویت شود.

 

-احترام را به فرزندتان نشان دهید: نشان دادن احترام یعنی اینکه به حرفهایشان گوش دهید و آنها را جدی بگیرید تا این پیام به آنها منتقل شود که خودشان و افکار و عقایدشان و احساسات شان باارزش و شایسته هستند.

شما مجبور نیستید که آنچه بچه ها می گویند را بپذیرید اما شنیدن حرفهایشان نشان می دهد که به آنها احترام می گذارید و به آنها عزت نفس و خوداحترامی می آموزد. با فرزندان تان با ادب و مهربانی صحبت کنید، از سرزنش آنها بپرهیزید که این کار اعتماد بنفس آنها را ویران می کند. در عوض، رفتارهایی از آنها را که می پسندید مورد تشویق قرار دهید. شما می توانید یکسری حد و مرز وضع کنید و نتایج و عواقب منفی رفتاری را که نمی پسندید بدون آنکه آنها را سرزنش کنید یا روی شان اسم بگذارید (توهین)، برایشان  شرح دهید مثلا بگویید " من و بقیه از اینکه شما نیم ساعت دستشویی را غروغ می کنی و همه باید منتظر بمانیم عصبانی می شویم" نه "شما به خاطر غروغ کردن دستشویی آدم بی ملاحظه و خودخواهی هستی".

وقتی که با فرزندتان بامهربانی و احترام رفتار می کنید آنها نیز با دیگران بااحترام برخورد می کنند و در زندگی آتی شان نیز می توان همین انتظار را داشت.

به حساب نمی آید و حتی باید تشویق شود. محدودیت های متناسب با سن و سال

به آنها خودکنترلی می آموزد

-احساسات فرزندتان را پذیرا باشید: بسیاری از افراد در مراجعه به روان شناسان می گویند که آنها اجازه ابراز خشم، شکایت، اندوه و ناراحتی و یا حتی خوشحال و شگفت زده شدن را در دوران کودکی شان نداشته اند. آنها در عوض سرکوب کردن احساسات شان را آموخته اند. این موضوع در روابط بزرگسالی شان پیچیده تر شده و می تواند به افسردگی منجر شود. در بهترین شرایط گاهی اوقات والدین می گویند " ناراحت نباش یا حسود نباش و ..." و یا "صدایت را بلند نکن".

اجازه ابراز احساسات به کودکان دادن یک مجرا به سوی سلامتی آنها می گشاید. احساسات لازم نیست منطقی (عقلانی) باشند و مجبور نیستید آنها را اصلاح کنید. در عوض، سعی کنید بچه ها را دلداری دهید و به آنها بفهمانید که دوست شان دارید نه اینکه به آنها خلاف آنچه احساس می کنند به گفتگو کردن بپردازید. آزاد بودن در ابراز احساسات به این معنی نیست که آنها بایستی در اجرای این احساسات هم آزاد و رها باشند. بچه ها می توانند از دست هم عصبانی شوند اما نباید به این بهانه به هم ضربه بزنند و دعوا کنند.

 

- به حد و مرز و محدودیت های فرزندان تان احترام بگذارید: احترام گذاشتن به تفکرات و احساسات بچه ها خود یک روش برای احترام گذاشتن به محدودیت های آنهاست. ضمنا جو و فضای خصوصی آنها نیز باید محترم شناخته شود. خواندن نامه های آنها و یا دفتر خاطرات شان و یا بدون اطلاع آنها با دوستان شان حرف زدن خط قرمز آنهاست(البته منظور در شرایط عادی است و الا در شرایط خاص مسلما هر والدی مجاز ست که برای رفع مشکلات فرزند خود از همه منابع کمک بگیرد).

خانواده

- بسته به سن کودکان تصمیم گیری های مناسب شان، مسئولیت هایشان و استقلال شان را مجاز بدانید. افراد وابسته در تصمیم گیری دچار مشکل هستند و در روابط شان مستقل عمل نمی کنند. بچه ها نیازمند حمایت بزرگترها برای یادگیری حل مسئله و تصمیم گیری هستند. اغلب، والدین در این زمینه دچار افراط و تفریط می شوند. بعضی بچه ها مجبورند از سنین کم مسئولیت های افراد بالغ را بپذیرند و لذا هرگز یاد نمی گیرند که چیز دیگری را بیاموزند و یا قبول کنند. برخی دیگر خیلی نازپرورده و کنترل شده و وابسته هستند. گروه دوم یاد نمی گیرند که برای خودشان تصمیم بگیرند و خودشان انتخاب کنند در حالیکه گروه اول بدون داشتن راهنمای مناسب، آزادی بی حد و اندازه به آنها داده می شود.  به حساب نمی آید و حتی باید تشویق شود. محدودیت های متناسب با سن و سال به آنها خودکنترلی می آموزد. درست در زمانی  که آنها آماده پرواز هستند در عین حال محتاج راهنمایی والدین نیز  هستند تا تصمیم خودشان را بگیرند ضمن اینکه باید در یک حیطه حساب شده آزاد باشند تا از اشتباهات خود درس بگیرند.

 

- قوانین و مقررات، معقول و قابل انتظار داشته باشید. افراد وابسته در خانه هایی که فاقد هرگونه قانون است و یا قوانین آن بسیار خشن و ناسازگارو نامناسب است بزرگ می شوند. بچه ها نیازمند محیطی امن، قابل پیش بینی و لطیف هستند. وقتی که قوانین و مجازات ها دلخواه، تند و نامناسب هستند بچه ها به جای یادگیری از اشتباهات دچار اضطراب و عصبانیت می شوند و می آموزند که نسبت به والدین و کلا اطرافیان، بی اعتماد و دروغگو باشند. به بچه های بزرگتر قوانین را بگویید، بگذارید از شما سوال کنند و برای تصمیمات خود دلایل خوبی ارایه دهید. تحقیقات نشان می دهد که تنبیه بدنی به بروز مشکلات عاطفی در بزرگسالی منجر می شود بهترین تنبیه، تنبیهی است که معقول، انسانی و متناسب با نوع خطای انجام شده باشد.

 

- فرزندان تان را تربیت کنید. شما قادر نیستید عشق و محبت و فهم و درک نامحدودی به بچه هایتان بدهید. برخی والدین برای ابراز عشق خود از روش هدیه و یا محدود نکردن بچه استفاده می کنند که این صرفا باعث تربیت نامناسب بچه ها می شود در حالی که بچه ها نیاز دارند صرفا در کنار والدینی عاشق و دوست داشتنی و مطمئن پرورش یابند.

 

 

مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net