دوست داشتن یک مزاحم شیرین

تصور کنید کودکی که تا بحال یکه تاز میدان محبت والدینش بوده است حالا در موقعیتی قرار گرفته است که باید آن را با کودکی دیگر تقسیم کند! آیا می توان این مزاحم را دوست داشت؟!!

بعد از دو یا سه سال حکمرانی (حداقل) و صاحب اختیار بودن و یکه تازی در قلمرو فرزندی کودک شما در موقعیتی قرار گرفته ا ست که هماهنگی با آن برایش دشوار خواهد بود وقتی خواهر یا برادر کوچکش را از بیمارستان به خانه می آورید به احتمال زیاد باید منتظر بدرفتاری بدخلقی و جارو جنجال بیشتری باشید بعضی کودکان به نحوی شگفت انگیز و خوب از این وضعیت گذر می کنند اما اغلب کودکان در عبور از مسیر سخت خواهر یا برادر بزرگتر بودن لحظات تاریکی را می گذرانند برای فرزند اول شما پذیرش عضو جدید خانواده ممکن است ماه ها یا حتی سالها طول بکشد.

بدون در نظر گرفتن آنچه در این مورد انجام می دهید تولد یک نوزاد و آوردن او به منزل حادثه ای بزرگ خواهد بود خویشاوندان از نقاط مختلف به ملاقات می آیند برنامه های روزمره و نیز زمان خواب به هم می ریزد و فردی جدید قسمت اعظم زمان مادرش ... که تا بحال به او تعلق داشته – را به خود اختصاص می دهد.

 

تلاش نافرجام

نوزادان تازه متولد شده آهنرباهای قوی و پرجاذبه ای هستند که هر ملاقات کننده ای خواهان تماشا در بغل گرفتن آنها و صحبت کردن درباره ی این کوچولوهای دوست داشتنی والبته مزاحم و متجاوز است.

برخی تلاش می کنند به کودک بقبولانند که با آمدن نوزاد به منزل برای کمک کردن کارهای زیادی می تواند انجام دهد حتی احتمالا به او می گویند که خواهر یا برادر بزرگتر بودن جالب است اگر چنین چیزی در دراز مدت ممکن است جواب بدهد ولی اولین ماه های این تجربه ماه های سختی خواهد بود تلاش برای اینکه به فرزند توپایتان بقبولانید و او را گول بزنید که داشتن یک خواهر و یا برادر بهترین حادثه ای است که در تمام طول عمرش برای او اتفاق خواهد افتاد کاری بیهوده است شرخ پرزرق و برق حقیقت دردناک خواهر یا برادر بودن نیز کمکی به این تغییر و تحول نخواهد کرد بهترین روش همان روش خوب قدیمی نادیده گرفتن این وضعیت در چند ماه اول است البته به شیوه ای که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

برخی افراد نیز وقتی به دیدن نوزاد می آیند هدیه ای نیز برای کودک خردسال تهیه می کنند و هدیه ای را که برای نوزاد در نظر گرفته اند در هنگامی که خواهر و برادر بزرگتر حضور ندارد به والدین وی تقدیم می کنند که حرکتی شایسته و مطلوب می باشد

اولین گام برای کمک

آنچه فرزند خردسالتان بعد از ورود خواهر یا برادرش خواهد خواست چیزی است که هرگز به آن دست نمی یابد. بازگشت سریع به وضعیت پیشین. ولی شما باید برای او این تصور ذهنی را ایجاد کنید که تولد این عضو جدید اوضاع را فاجعه آمیز نخواهد کرد و توجه شما به او به معنای نادیده گرفتن کودک اولتان نیست برای ایجاد این تصور ذهنی می توانید کارهایی کنید:

1- ابتدا این عقیده را بپذیرید و نیز تقویت کنید که هیچ امتیاز خاصی در نوزاد وجود ندارد این معنای کاربرد عبارات تحقیرآمیز درباره نوزادتان نیست بلکه صرفا عدم بیان جملات افراطی و احساساتی شدید درباره نوزاد است. به کاربردن عباراتی مثل "چقدر بامزه است" یا " چقدر دوست داشتنی است" درباره نوزاد به او حسی را منتقل نمی کند ولی برای کودک خردسالی که احساس می کند زیر بنای جهانش متزلزل شده ممکن است خوشایند نباشد.

2- از دوستان و خویشاوندان – مخصوصا پدربزرگها و مادربزرگها – خواهش کنید علاقه و تمایل طبیعی شان به پرسش فراوان درباره نوزاد را مهار کنند. البته بزرگسالان آشنا به روحیه ی کودکان خردسال بدون خواهش از آنان این مسئله را رعایت می کنند ولی گاهی برای افرادی که آن را فراموش می کنند و متوجه نگاه های کودک خردسال نیستند لازم است یادآوری شود.

3- از اطرافیان بخواهید اگر مایل به دیدن نوزاد هستند این کار رااز طریق برادر و یا خواهر بزرگتر انجام دهند مثلا بگویند: "مریم! شنیده ام که خدا به تو برادر کوچولویی داده است می خواهی به من نشانش بدهی؟" و اگر پاسخ یک "نه" آرام باشد حوصله به خرج بدهند معمولا خود کودک وقتی چنین تمکینی را از طرف مقابل ببیند بعد از مدتی خودش پیشنهاد ملاقات با نوزاد را مطرح می کند.

,تربیت کودک

4- برخی افراد نیز وقتی به دیدن نوزاد می آیند هدیه ای نیز برای کودک خردسال تهیه می کنند و هدیه ای را که برای نوزاد در نظر گرفته اند در هنگامی که خواهر و برادر بزرگتر حضور ندارد به والدین وی تقدیم می کنند که حرکتی شایسته و مطلوب می باشد.

انجام این راهکارهای ظاهرا محتاطانه و زیرکانه نخستین قدم مهم برای دادن فرصتی به کودک است تا بتواند با واقعیت حضور دائمی یک بیگانه در منزل را بپذیرد و با آن کنار بیاید.

 

برنامه روزمره تان را ادامه دهید

به طور کلی برای کودکان و بخصوص در سنین پایین قابل پیش بینی بودن برنامه های روزانه آرامش بخش است لذا حداکثر تلاشتان را به کار گیرید تا برنامه ی فرزند اولتان ثابت بماند.

خواب های طول روز و نیز زمان خواب شب و همچنین برنامه های قبل از خواب باید حفظ شوند این امر مستلزم قرار دادن نوزاد در تختش قبل از ساعت خواب در نظر گرفته شده برای فرزند بزرگتر است.

اگر تلاش کنید که کودک را قبل از اینکه خواهر یا برادر کوچکترش بخوابد بخوابانید ممکن است با دشواری روبه رو شوید زیرا اغلب کودکان با این حرکت شما احساس توهین می کنند و غرور کودکانه شان در هم می ریزد همچنین آنها نگران این هستند که وقتی بخوابند بقیه اعضای خانواده جشن و مهمانی برپاکنند و والدین بدون حضور او با نوزاد تازه سرگرم و خوشحال باشنداگر کودکتان روزها را در مهد یا پیش دبستانی به سر می برد همان برنامه قبلی را ادامه دهید حتی اگر شما در منزل باشید و بتوانید از او مراقبت کنید شما و نوزادتان قدر سکوت و آرامشی را که در غیاب فرزند بزرگتر در خانه حکمفرماست خواهید دانست. البته کودک شما ممکن است ماندن در خانه را ترجیح دهد مخصوصا به این دلیل که می ترسد چیزی را از دست بدهد شما می توانید با اطمینان بخشیدن به او مبنی براینکه در زمان حضورش در مهد به کارهای خسته کننده ی خانه می پردازید به او کمک کنید یا از مربی مهد بخواهید که از روش های جذاب تری برای ترغیب وی به ماندن در مهد استفاده کند اگر نتوانستید او را قانع کنید راه حل نهایی تعیین حد وسط است یعنی می توانید زمان حضور کودک در مهد را کاهش دهید ولی آن را حذف کنید(مثلا از سه روز در هفته یه یک روز) و کم کم زمان آن را زیادتر کنید تا به روال سابق برگردد این کار به کودک اجازه می دهد از بودن با شما در منزل لذت ببرد و آرام باشد بدون اینکه عادت جدایی از شما برای شرکت در بازیها و فعالیت های گروهی را ترک کند.

 پس از 6-7 ماهگی نوزاد که کم کم می تواند غلت بزند و مثلا به سمت برج مکعبی که کودک با تلاش فراوان ساخته است حرکت می کند و ناگهان آن را فرو می ریزد! اولین زمزمه های دعوا آغاز می شود!! اولین واکنش غریزی شما این است که از فرزند بزرگتر بخواهید جرم نوزاد را ببخشد و می گویید که نوزاد کوچولو نمی دانسته که برجها فرو می ریزند و این کار را عمدا انجام نداده است

او را درک کنید

با ورود نوزاد تغییر رفتار خواهر یا برادر بزرگتر در مهد امری غیرعادی نیست اگر رفتار فرزندتان در مهد به صورت عصبانیت و از کوره در رفتن، گریه مداوم و یا گوشه گیری تغییر جدی پیدا کند بهتر است اجازه دهید به مدت چند هفته یا چند ماه در منزل بماند. وقتی مشاهده کند که موقعیتش در خانواده امن است ترک منزل برای او آسانتر خواهد بود.

انعطاف پذیر باشید

انعطاف پذیری خصلتی است که وقتی کودک پیوسته در پی جلب توجه است به کار می آید ورود فرزند کوچکتر می تواند باعث شود که فرزند نوپایتان احساس کند دیگر در اولویت قرار ندارد.

ممکن است صبح شنبه پیله کند که فقط مادر باید به او لباس بپوشاند و بعدازظهر آن روز برسرجنسی که از فروشگاه می خواهد قشقرق برپا کند سه شنبه تمام روز را همراه مادربزرگ خاله بازی کند اما شب با او دعوا راه بیندازد و به مادر بچسبد و ....

دیدن این بی ثباتی ها در رفتار کودک خردسالی که خود را در رقابت با خواهر یا برادر نوزادش می بیند غیر منتظره نیست.

بزرگسالان حاضر در محیط زندگی کودک – پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و .... – باید نسبت به نیازهای متغیر او هوشیار باشند. درست است که مادربزرگ برای کمک به مراقبت از نوزاد، به منزل آمده است اما شاید نقش اولیه اش همبازی شدن با کودک بزرگتر باشد و بعد در لحظه ای که کودک می خواهد به آغوش مادرش پناه ببرد مادربزرگ باید نقش خود را عوض کرده و به مراقبت از نوزاد – به جای مادر – بپردازد.

,تربیت کودک

دعواهای کودکانه

اغلب کودکان بعد از چند هفته، نوزاد جدید را می پذیرند اگر نوزاد سالم باشد و به توجه بیش از حد نیاز نداشته باشد فرزند بزرگتر به تدریج می فهمد که وجود او تهدید چندان مهمی نیست زیرا یا در اتاقش خوابیده یا در حال شیرخوردن است و در زمان بیداری تقریبا به تمام کارهای او می خندد!

اما پس از 6-7 ماهگی نوزاد که کم کم می تواند غلت بزند و مثلا به سمت برج مکعبی که کودک با تلاش فراوان ساخته است حرکت می کند و ناگهان آن را فرو می ریزد! اولین زمزمه های دعوا آغاز می شود!!

اولین واکنش غریزی شما این است که از فرزند بزرگتر بخواهید جرم نوزاد را ببخشد و می گویید که نوزاد کوچولو نمی دانسته که برجها فرو می ریزند و این کار را عمدا انجام نداده است این شرح و توضیح ممکن است یک یا دو بار تأثیر گذار باشد اما به سرعت رنگ می بازد زیرا کودک خردسال وصله چندانی ندارد.

راهکار دیگر این است که به کودک بگویید اگر مایل است بدون مزاحمت بازی کند به اتاقش برود اما یادتان باشد که اجبار به ترک اتاق نشیمن و دوری از فضای خانوادگی بخاطر تمایل به ادامه بازی بدون مزاحمت وی را عصبانی می کند و احساس می کند که بخاطر مزاحمت های نوزاد مجبور به سازش است به علاوه اینکه دوری زیاد وی از شما و عدم نظارتتان بر بازی وی می تواند عواقب منفی بعدی داشته باشد بهترین کار ممکن این است که با قرار دادن یک مبل دو یا سه نفره یا تعدادی صندلی بزرگ در گوشه ای از اتاق نشیمن یک قلعه یا دژ یا فضایی برای بازی کودک خردسالتان فراهم آورید این نحوه چیدمان به کودک اجازه می دهد در ضمن بازی از محبت و صمیمیت موجود در اتاق نشیمن و فضای گرم خانوادگی لذت ببرد در عین اینکه نوزاد نمی تواند به آنجا دسترسی پیدا کند و حتی ممکن است آن را نبیند تا مزاحم وی شود.

و البته روشی ساده و در دسترس همگان و با استفاده از لوازم موجود در منزل است.

 

حضور یک نوزاد در عین گرمی بخشی به خانواده می تواند برای کودک بزرگتر خطری جدی تلقی شود لذا ورود این عضو جدید نیازمند تلاش هایی برای کمک به پذیرش آن توسط کودک بزرگتر است.

 

فاطمه السادات رادفر

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net