وقتی کلمات صدمه می‌زنند

در یک خانواده اسلامی و ایرانی که تقید به اصول مذهبی و اخلاقی بسیار مهم تلقی می شود، آموزش خودداری از تمسخر و استهزا دیگران باید از موضوعاتی باشد که والدین جز سر فصلهای تربیتی خود قرار دهند.

استهزاء در لغت به معنای طلب تحقیر است با هر وسیله‌ای که صورت گیرد و  در اصطلاح عبارتست از مسخره کردن افراد، یا برخی امور با گفتار یا کردار، مانند اشاره با چشم یا دیگر اعضای بدن که این عمل بیشتر به قصد تحقیر و توهین دیگران صورت می‌گیرد، گاهی نیز با اهداف دیگری مانند جبران کمبود شخصیت، تقویت روحیه خود یا تضعیف روحیه دیگری انجام می‌شود.

با توجه با آیات متعددی که در آن، انسانها از استهزای مۆمنان، آیات الهی و دین نهی شده‌اند به مرتکبان این عمل وعده عذاب الهی داده شده بر می‌آید که استهزاء عملی حرام است که خداوند آن‌را قبیح و ناپسند و استهزاء گران را مجرم شمرده است. لذا با این اوصاف در یک خانواده اسلامی و ایرانی که تقید به اصول مذهبی و اخلاقی بسیار مهم تلقی می شود، آموزش خودداری از تمسخر و استهزا دیگران باید از موضوعاتی باشد که والدین جز سر فصلهای تربیتی خود قرار دهند و صد البته خود والدین هم باید خود را ملزم به رعایت این موارد کنند. از طرف دیگر مقابله و مواجهه با این وضعیت نیز باید جز آموزشهای والدین قرار گیرد. یعنی همانطور که سعی می کنیم کودکی را پرورش دهیم که از اصول اخلاقی تبعیت کرده و تمسخر نکند باید سعی کنیم به کودکمان آموزش دهیم که چگونه در برابر تمسخرهای احتمالی مقابله کند. لذا:

کودکتان را یاری کنید تا میان صحبت کردن و دست انداختن دیگران تفاوت قایل باشد حتی دست انداختن‌های خیلی کوتاه و در ظاهر بی اهمیت می تواند برای یک کودک حساس، مضر باشد و اگر طرف مقابل فرد به شدت حساسی باشد حتی با یک شوخی ساده احساس جراحت روحی شدیدی خواهد داشت.

واضح است که سربه‌سر گذاشتن جز لاینفک دوران کودکی است. اما اگر این امر از حد خود بگذرد برای کودک مذکور تشخیص مفهوم واقعی کلمات و شوخی کردن و مسخره کردن دشوار می‌شود. شخصیت و خلق و خوی کودکی که با او شوخی می شود یک عامل مهم است. اگر این کودک فوق العاده حساس باشد حتی با یک شوخی عادی و معمولی احساس رنجش و جراحت خواهد کرد. آموختن توانایی برخورد با استهزا به کودکان به توانایی آنها در مواجهه با مشکلات اجتماعی ختم می شود.

انواع تمسخر

تشخیص و تمایز بین شوخی کردن و تمسخر کردن و حتی قلدری کردن(گاه شروع قلدری ها با تمسخر مفرط همراه می شود) بی‌تردید دشوارترین مهارت اجتماعی است که بچه‌ها در طی دوران دبستان کسب می‌کنند.والدین باید به کودکان آموزش دهند تا متوجه تفاوتهای شوخی معمولی ، تمسخر یا قلدری کردن باشند.

ارزیابی و تشخیص وضعیت

 صرفنظر از اینکه تمسخر عمدی است یا سهوی، این تجربه کودک را به سرعت درگیر با احساسات خود می کند. بنابراین همه چیز به آموزش تشخیص شوخی از تمسخر ختم نمی شود بلکه مطلب مهمتر آموزش فهم درست این احساسات به کودک‌تان است. یعنی آموزش والدین باید به نحوی باشد که درک درست احساسات و مقصود طرف مقابل وجود داشته باشد نه اینکه کودکی بدبین و حساس تربیت کنیم که هر رفتاری را به صورت تمسخر و استهزا تعبیر و تفسیر کند.

به گفته روان‌شناسان کودک، وقتی یک کودک در روز‌های متعددی از هفته با تمسخر مواجه شود،اینکار باعث می شود او نسبت به خودش احساسات منفی پیدا کند که در این شرایط باید این کودک را وادار کرد تا با والدین و یا معلمش با آسودگی و آرامش صحبت کند.

وقتی‌  شوخی ها از حد بگذرد و قالب استهزا به خود گیرد لازم است والدین به بچه ها روشی بیاموزند که اصطلاحا مقاوم تر شده و به حرفهای دیگران تنها به شکل یک شوخی بنگرند. به گفته یکی از این روانشناسان، هدف ما این است که کودک تمسخر شده بتواند بلافاصله شخص تمسخرگر را خلع سلاح کند و یا حتی در صورت امکان شرایطی را خلق کند که امکان تمسخر در آینده را از شخص مقابل سلب کند. این روانشناس معتقد است باید به جای احساسی و یا تدافعی برخورد کردن با شخص تمسخرگر، والدین به بچه ها بیاموزند که چطور با عبارت‌های روشنگر پاسخ طرف مقابل را بدهند. مثلا حق با شماست، من گاهی روی پاهایم می لرزم. لازم است بیشتر تمرین کنم تا بتوانم یک روز مثل شما خوب بدوم. این روانشناس معتقد است این روش می تواند به طرز شگفت‌انگیزی موثر باشد. برای شخص تمسخرگر بسیار سخت است که بعد از شنیدن یک چنین استدلال و پاسخ روشنگرانه‌ای به بی‌ادبی ‌اش ادامه دهد.

 

مدیریت کردن تعارض

کاملا بدیهی است که کودک شما در زندگی‌ اجتماعی خود دیر یا زود با تعارض مواجه شود. آموختن راهبردهای مناسب برای از بین بردن تعارض و یا چگونگی تقاضای کمک کردن از والدین و بزرگترها، می تواند اثرات نامطلوب تمسخر بیش از حد و یا حتی گردن کلفتی را محدود کند. به کودکتان بیاموزید کسی که در حال مسخره کردن دیگران است، به شدت محتاج توجه است. پس واقعا اومشکلی ندارد بلکه اصل مشکل در حقیقت متوجه شخص تمسخرگر است.

لازم است والدین عبارت‌های مناسبی را برای مواردی که کودک مورد تمسخر مفرط قرار می گیرد به کودکشان بیاموزند. در موادی که کودک استهزا می‌شود بهتر است با خندیدن از کنار موضوع به راحتی بگذرد و تنها با یک نگاه اخطارآمیز به طرف مقابلش بنگرد که بفهماند از این کارش خوشش نمی‌آید.

اگر شخص تمسخرگر ادامه داد باید او را کنار بکشد و دور از چشم دیگران از او بخواهد که اینکار را متوقف کند!.

اگر تمسخر سبب می شود که کودک شما احساس ناامنی پیدا کند اینکار احتمالا نوعی قلدری است. پس اجازه دهید کودکتان بفهمد که قلدری یک رفتار طبیعی پذیرفته شده نیست و نبایستی آنرا تحمل کرد. هدف کلی ایجاد جوی است که مشوق تعامل و ارتباط آزاد و بی‌قید باشد. والدین به بچه‌ها بیاموزند که اگر از رفتاری احساس بدی پیدا کردند و یا مشاهده کردند  یک شوخی ساده بیش از حد ادامه یافته است و یا با تهدیدی در بیرون از مدرسه مواجه می‌شوند این موضوع را به خانواده خود و یا معلم خود بگویند. برخی مدارس با تاکید و تمرکز بر جنبه‌ها و طبیعت غیر‌قابل پذیرش تمسخر سعی کرده‌اند جو کلاس‌ها را عاری از تمسخر و گردن کلفتی کنند.

در این آموزشها سایرین تشویق می‌شوند که در تمسخر دیگران با شخص مذکور سهیم نشوند و شخص قربانی و هم‌کلاسی را تشویق می‌کند که به دنبال کمک گرفتن از مسئولین مدرسه بروند. همچنین می‌توان به کودکان آموخت که عکس‌العمل شدید نشان ندهند، در گروه باقی بمانند، به طرف گردن کلفتی نروند (چون احتمالا فردی که گردن کفتی را با پوششی از تمسخر انجام می دهد خواهان ایجاد درگیری با دیگرن و اطرافیان است) و راهبرد مناسب برای جلوگیری از قربانی شدن را یاد بگیرند.

 

مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net