کودکان چسبناک

کنار آمدن با کودکانی که وابسته افراطی هستند

داشتن یک فرزند وابسته مانند قرار گرفتن در غل و زنجیر است. چرا که صرفنظر از اینکه کجا هستید و در چه شرایطی و یا چکاری انجام می دهید او توقع توجه افراطی از شما دارد. بروز این رفتار در نوپایان امری طبیعی است زیرا آنها به تازگی وارد دنیای جدیدی شده اند و احساس ترس و خجالت و ناامنی، گاه آنها را وادار به بودن.......

یک کودک وابسته اصرار دارد که دایما در نزدیکی و مجاورت والدین باشد و زمانی که نزد کس دیگری گذاشته می شود، علائمی از وحشت و عصبانیت ناشی از جدایی و دوری از والدین را از خود بروز می دهد. اینگونه کودکان می توانند یاد بگیرند که با دوری و جدایی از والدین کنار بیایند. البته به شرطی که شما به آنها اطمینان خاطر دهید، دور بودن از آنها را با آنها تمرین کنید و به دلواپسی ها و حرف هایشان گوش فرا دهید.

اغلب کودکان طبیعی بین 9 ماهگی تا 4 سالگی علائم وابستگی را از خود بروز می دهند. بچه های بزرگتر چنانچه بدلیل تغییرات زندگی احساس تنش و استرس کنند، می توانند این خصوصیت را از خود بروز دهند. داشتن یک فرزند وابسته مانند قرار گرفتن در غل و زنجیر است. چرا که صرفنظر از اینکه کجا هستید و در چه شرایطی و یا چکاری انجام می دهید او توقع توجه افراطی از شما دارد. بروز این رفتار در نوپایان امری طبیعی است زیرا آنها به تازگی وارد دنیای جدیدی شده اند و احساس ترس و خجالت و ناامنی، گاه آنها را وادار به بودن در کنار والدین می کند اما بروز این رفتار در کودکان بزرگتر طبیعی نیست و باید مورد اصلاح قرار گیرد. با این کودکان باید صبور بود و کم کم آنها را برای جدایی آماده کرد و لذا رها کردن ناگهانی و غیره منتظره آنها عمدتا کارساز نخواهد بود.

 

لذا برای اینکه بتوانید گام به گام و به طور تدریجی کودک تان را از خود مستقل ساخته و او را با محیطهای نامانوس هم آشنا سازید توصیه می شود که:

** اگر کودکتان توانایی حرف زدن دارد، از او بپرسید چرا هنگامی که از شما دور می شود احساس اضطراب و عصبانیت می کند. از او بخواهید که درباره هرگونه تغییرات اضطراب زای زندگی مانند نقل مکان به منزل جدید، تغییر مدرسه، مشکلات با دوستان یا مورد گردن کلفتی قرار گرفتن از طرف همسالان و ..با شما صحبت کند. تا زمانیکه تمام حرف هایش را به شما بگوید شما فقط به دقت گوش دهید.

** از کودکتان بخواهید که یک تصویر یا نقاشی از آنچه که هنگام جدایی از شما احساس می کند ترسیم کند تا او به یک روش خلاقانه احساساتش را با شما مطرح کند، از او بخواهید که هنگام ترسیم شکل مذکور یا اتمام نقاشی ، آن را شرح و تفسیر کند. وقتی که او درباره احساساتش و یا درباره هر موضوع چالش برانگیزی با شما حرف می زند، او را از اینکه در امنیت و آسایش بسر می برد، مطمئن سازید.

اگر کودکتان توانایی حرف زدن دارد، از او بپرسید چرا هنگامی که از شما دور می شود احساس اضطراب و عصبانیت می کند

**  وقتیکه بنا به دلایلی ناچارید فرزندتان را از خود دور سازید سعی کنید او را در منزل بسیار خسته و مشغول کنید، وسیله و اسباب بازی جدید در اختیار او قرار دهید و یا از او بخواهید که با خواهر و برادرهای دیگر و یا هم سالانش بازی کند.

** برای یک مدت (که البته بهتر است به مرور ان را افزایش دهید) فرزندتان را به یک پرستار بسپارید تا وی عادت کند که توسط افراد دیگر هم حفاظت و حمایت شود. پرستار را به فرزندتان معرفی کنید. فرزندتان را در یک اتاق بهمراه پرستار بگذارید و توضیح دهید که قصد دارید اتاق را به مدت 5 دقیقه ترک کنید. با اطمینان خاطر اتاق را ترک کنید و بعد از 5 دقیقه بازگردید، اگر هنگامیکه به اتاق برمی گردید کودکتان علائم اضطراب و عصبانیت ناشی از جدایی بروز داد او را مطمئن سازید.

** مدت زمانی که فرزندتان را با پرستارش تنها می گذارید افزایش دهید. هنگامیکه مشغول کار هستید او را با پرستارش تنها بگذارید. اگر او علائم وحشت از جدایی از خود نشان نداد می توانید او را یک شب به منزل مادر بزرگ یا خاله، عمه و ... بفرستید.

** هنگام ترک فرزندتان با پرستارش به او لبخند بزنید تا فرزندتان جدایی را یک تجربه مثبت ارزیابی کند.

** او را در آغوش بگیرید. از دست او عصبانی نشوید و یا با او اوقات تلخی و سرزنش نکنید. وابستگی کودک نتیجه عدم امنیت است. با در آغوش گرفتن فرزندتان در واقع به او می گویید، دوستت دارم، من در کنارت هستم، که باعث احساس امنیت و آسودگی او می شود.

,تربیت کودک

** به فرزندتان نشان دهید که احساسش را درک می کنید. کاری نکنید که احساس کند بیان احساساتش کار غلطی است. برایش توضیح دهید که هر چند الان با او بازی نمی کنید اما برایش یک برنامه شاد و سرگرم کننده در نظر گرفته اید.

** اگر علیرغم این تلاش ها باز هم کودک تان به رفتارش ادامه داد ناشکیبایی نکنید و سرش داد نزنید. در عوض، مجددا و با دقت بیشتر برایش شرح دهید که نمی توانید الان با او بازی کنید. تشویق کنید که با وسایل و اسباب بازیهایش ساعات خوشی سپری کند. مثلا بگویید چرا یک قلعه زیبا برای من نمیسازی؟ لباس شاهزاده، رنگ نشده است؛ به نظرت قرمز بهتر است یا آبی؟ و ....آرام باشید و سراغ کارتان بروید که متوجه شود واقعا مشغله دارید.

 

به فرزندتان نشان دهید که احساسش را درک می کنید. کاری نکنید که احساس کند بیان احساساتش کار غلطی است

**  از او بپرسید که چه می خواهد؟ پیش فرضتان این نباشد که او غیر معقول است در عوض سعی تان این باشد که علت وابستگی بیش از حد او را بفهمید. آیا او کسل است؟ آیا در محیط جدید عصبی است؟ احساس تنهایی می کند؟

** رفتار خوبش را تشویق کنید. تاکید کنید که واقعا خوشحالید که او قادر است کارهایی را خودش به تنهایی انجام دهد. به این طریق می آموزد که مستقل بودن باعث عزت آفرینی است و او را ترغیب می کند که در آینده کمتر وابسته باشد.

 

 

مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net