فرشته ای با دو بال محبت و قاطعیت

تربیت، وظیفه والدین هردوست و اگر بنا باشد یکی بیش از دیگری در این امر موظف باشد ،او همان پدر است .اما معمولا در بین والدین آنکه کمتر خود را به امور فرزندان مشغول می سازد پدر است .درحالیکه مهر پدر برای فرزندان مخصوصا برای نجات در برخی از پیچ و خمهای زندگی بسیار ضروری است .

علاوه بر این برخی از ابزار تربیتی همچون قاطعیت و اقتدار ،که بیشتر محصول صفات مردانه هستند ،در وجود پدر تجلی بیشتری دارند .لذا تربیت بدون حضور و دخالت پدر، یک جانبه و بیمار است و به فرض آنکه مادر تمام سعی خود را بکند و در صدد جبران کم لطفی های پدر براید،نهایتا می تواند کجدار و مریض بار خود را به مقصد رساند. به همین جهت در این مقاله به صورت خلاصه به همین دو مبحث یعنی مهر پدری و قاطعیت و اقتدار او پرداخته می شود.

 

طعم مهر پدری

پدر اگر می خواهد در مواقع لزوم فرزند خود را از مردابهای خطرناک انحرافات اجتماعی نجات بخشد باید از یک رابطه عاطفی ایده آل با او برخوردار باشد. این رابطه ی عاطفی تنها به کمک غریزه ی پدر _ فرزندی به وجود نمی آید بلکه باید از همان ابتدای زندگی برای آن زحمت کشید. اما این کار با وجود آنکه صبر و حوصله می خواهد،سخت و پیچیده نیست و  احتیاج به علوم روانشناسی و فلسفه و...ندارد تنها کافی است که پدر دوست داشتن خود را به ادراک فرزند خود برساند و البته قبل از آن باید این دوست داشتن را در خود تقویت کند.

ازعمده ترین عوامل ضعف محبت در روابط پدر_فرزندی عوامانه؛خلاصه شدن محبت پدر در پول دادن به فرزند است این کار راحت ترین راه برای کوتاه کردن مسئولیت است .

 رایجترین شکل ابراز محبت بسیاری از پدران، تامین نیازهای مادی است که نقطه اوج آن همان پول دادن به فرزنداست.           

پدر وقتی به فرزندش پول می دهد گمان می کند به او محبت کرده و  پدر خوبی بوده است .اما صرف نظر از خوب یا بد بودن این موضوع و بررسی چگونگی اشکال صحیح آن ،این پول دادن جای محبت پدری را نمی گیرد .پدر باید علاقه و حمایت خود را به ادراک و احساس فرزند برساند تا این علاقه و حمایت ،فرزند را در مقابل خطرات احتمالی آینده بیمه کند.

 

در این رابطه گفتنی است :

محبت مادر به فرزندان به دلایل زیادی قوی و پایدار می ماند،اما محبت پدر می تواند با فاصله گرفتن و بی مبالاتی نسبت به فرزندان ،ضعیف شده و تا حد یک نام و یک نسبت شناسنامه ای باقی بماند و متقابلا با انس گرفتن و درگیر شدن در امر پرورش و تربیت ،هر روز قوت گرفته و توسعه پیدا می کند تا جاییکه نتیجه آن یک پدر ایده آل با خصوصیاتی افسانه ای می شود.

لذا پدر باید مهر به فرزندان را با علم و عمد ،در خود تقویت کند ؛وقتی قلب پدر لبریز از مهر باشد و فکر او درگیر امور فرزندان،آنگاه ابراز محبت آسانتر و بلکه اتوماتیک جریان خواهد یافت بنابراین لازم نیست ابراز محبت را از طریق راههای تصنعی به پدران آموخت بلکه باید راههای حفظ و توسعه مهر پدری را هموار نمود؛ باید پدر خود را در شرایطی قرار دهد که ضمن آنکه علاقه خودش نیز به فرزندش اوج می گیرد فرزند نیز آن را درک نماید.

وقتی پدر خود را ملزم می کند که لااقل هفته ای دوشب برای کودک خود قصه بگوید،یا وقتی خود را ملزم می کند هفته ای یکبار با نوجوان خود گردشی یا گپ و گفتگویی دوستانه داشته باشد و... در واقع فرصتی را به وجود آورده که علاوه بر شناخت فرزند و استعدادها و دل مشغولی های او ،عشق و محبت صادقانه ای  نیز بین خود و فرزندش به جریان انداخته است.

 

تذکر به مادران

خیلی از اوقات مادران ناخواسته موجب شکاف عاطفی بین پدر و فرزندان می شوند .برای آنکه پدر را درگیر امر تربیت کنند مدام شکایت فرزند را به پدر می کنند.مادر باید توجه داشته باشد که او باید نقش یک رابط موثر برای تعالی روابط پدر و فرزندان باشد .

شکایت های بیش از حد مادر و بدگویی از فرزندان و دخالتهای نادرست بین ایشان می تواند اقدامات ضدتربیتی مادر در خصوص روابط پدر و فرزندان در پی داشته باشد

 

قاطعیت و اقتدار

قاطعیت و اقتدار بهترین پشتوانه برای عمل به اخلاق و انضباط است  که چون صفات مردانه ،تجلی قاطعیت را عملی تر می سازد،از پدر بیشتر انتظار می رود که با استفاده از قاطعیت، نظم و انضباط را در فرزندان نهادینه کند .اما به جهت مرد بودن،لزوما قاطعیت مطلوب در تربیت حاصل نمی شود بلکه برای استفاده از این عامل مهم ،باید آن را به خوبی شناخت و شیوه های کاربرد صحیح از نا صحیح را در مورد آن دانست .

قاطعیت و اقتدار به هیچ وجه به معنای اجرای زورمندانه نیست .بلکه به معنای جدی بودن و مصمم بودن است. وقتی خواست خود را با اطمینان مطرح می کنید و فرزند شما متوجه میزان جدیت شما می شود،اجرای دستور را جدی می گیرد.اما وقتی خودتان جدی نیستید و رفتار معتدلی ندارید،جدی گرفته نخواهید شد.«هنگامی که فرمانها قاطعانه اما صمیمی و بی تکلف باشند ،نافذ و پایدارند؛آن گاه اطاعت مطبوع جایگزین اطاعت منفور می گردد.»(دکتر عبدالعظیم کریمی).

پدری که قاطعیت نداشته باشد ،زیاد تنبیه می کند.اصلا قاطعیت و اقتدار پدر با تنبیه رابطه عکس دارند. وقتی پدر خود مردد است و وقتی به حرف و و عده خود پایبند نیست ،فرزند نیز ارزشی برای خشم و خشنودی پدر قائل نمی شود در این صورت ایجاد صحنه های خلاف میل پدر بیشتر می شود و کار به تنبیه می کشد. اما اگر فرزند به خاطر خصوصیات اخلاقی پدر، خواست پدر را به حساب بیاورد و برای خشم و رضایت او اهمیت قائل شود ،کمتر خلاف قوانین مورد نظر پدر رفتار می کند .و این همان قاطعیت است .

شک و تردید، و ضعف و سستی نیز موجب عدم قاطعیت است .وقتی پدر راه و هدف خود را در زندگی مشخص نکرده،چگونه می تواند با قاطعیت بایدها و نباید های زندگی فرزند را مشخص کند. وقتی کسی به چیزی فرمان می دهد که باور و درک درستی از آن ندارد،قطعا فرمانش ضعیف و به دور از قاطعیت است

اگر ترک چیزی را می خواهید که خودتان انجام می دهید،یا انجام عملی را خواستارید که خودتان آن را جدی نمی گیرد و خلاف آن رفتار می کنید ،یا وقتی که خواست شما واضح نیست ،وقتی همیشه به یک رویه مشخص عمل نمی کنید،و ملاک خشم و خشنودی تان مشخص نیست ،قاطعیت ندارید و عمل به خواست شما از نظر فرزندان چندان اهمیتی ندارد.

 

 

انسی نوش آبادی

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net