باید و نباید های بچه داری

یکی از حقوق فرزندان، تعلیم و تربیت است. قلب و روح هر کودکی که متولد می‌شود. همچون آینه ای زلال و شفاف است. پدر و مادر می توانند با تربیت صحیح، فرزندان را به سعادت برسانند. عقیده روان شناسان این است که با احترام و محبت به کودک، بسیاری از مشکلات کودک حل خواهد شد. نباید کودک را در مقابل دیگران کوچک شمرد یا تنبیه کرد و برای انجام خطاها ملامت نمود.

و یک اصل کلی وجود دارد و آن این است که والدین ابتدا باید خویشتن را تربیت کنند. اگر والدین خودشان دارای صفات نکوهیده باشند،  نمی توانند در فرزندشان، صفات پسندیده را به وجود آورند.

در سیر تربیت کودک اگر بدانید در هر مرحله از رشد و پیشرفت کودک، چه چیز انتظار شما را می‌کشد، آسان‌تر می‌توانید تشخیص دهید که آیا رفتار کودکتان «نرمال» است یا نه. دانستن آنچه در آینده پیش می‌آید، به تجربه می‌تواند به والدین کمک کند تا با مشکلات و مسایل مربوط به هر سن کنار می‌آیند. چند نمونه از این موقعیت ها را همراه با راه حل آن ارائه می دهیم.

 

استفاده مشترک از وسایل برای کودکان

موقعیت

فکر کنید

وقتی بچه‌ای کوچک هستید، هیچ چیز واقعا متعلق به شما نیست. دقت کنید شاید در جشن تولدتان یک تفنگ اسباب‌بازی به شما هدیه بدهند. اما وقتی برادرتان را با آن اذیت کردید، پدرتان آن را از شما می‌گیرد. یکی از بلوزهایتان را بسیار دوست دارید اما وقتی بزرگتر می‌شوید، مادرتان آن را به خواهر کوچکتان می‌دهد. در این صورت، کم‌کم باور می‌کنید که مجبورید تمام وسایل مهم‌تان را در جایی مخفی کنید تا گم نشود.

قوانین کاملا مشخصی در مورد استفاده مشترک از وسایل وضع کنید. برای چیزهایی مانند مداد رنگی‌ها، خمیربازی، لوازم ورزشی و سایر وسایلی که متعلق به همه بچه‌ها یا خانواده است باید قوانین «مالکیت همگانی» داشته باشید

راه حل‌ها

**  شرایطی ایجاد کنید که بچه‌ها قرض دادن وسایل خود را برای مدتی کوتاه، تمرین کنند. مانند بازی هایی چون بدمینتون و کارهای دستی که بچه‌ها مواد لازم یا مداد رنگی‌ها را با هم قسمت می‌کنند.

** پیش از اینکه چنین موقعیتی پیش بیاید، دقیقا به فرزندتان بگویید که چه توقعی از او دارید. مثلا قبل از آوردن دوستی به منزلتان، به او بگویید که او چه مدت آنجا خواهد ماند. به او اطمینان خاطر بدهید که پس از رفتن دوستش، تمام وسایلش همچنان متعلق به خود اوست. بگذارید فرزندانتان چند چیز را که مجبور نیست با دوستش شریک باشد، کنار بگذارد.

** بعضی از وسایل خود را با او شریک شوید و بگویید که چه کاری انجام می‌دهید مثلا: «علی! دوست داری از ماشین حساب من استفاده کنی؟ خوشحال می‌شوم که به طور مشترک از آن استفاده کنیم.»

**  فرزندتان را تشویق کنید که اسباب بازیهایش را با شما شریک شود. اغلب برای کودک راحت‌تر است که وسایلش را با پدر و مادرش استفاده کند. زیرا کودک می‌داند که شما مراقب آنها هستید و به او بر خواهید گرداند. این کار تمرین مناسبی برای استفاده مشترک از وسایل است.

**  به جای اینکه از کودک بخواهید اسباب بازیهای خاصی را به دیگری بدهد، به او فرصت انتخاب بدهید. مثلا: "سارا دوست دارد با عروسکهای تو بازی کند. کدام عروسکت را دوست داری به او بدهی تا بازی کند؟"

** راه ساده‌تر این است که در موقعیت‌هایی غیر از مواردی که می‌خواهد چیزی را به کسی بدهد، به او این عمل را آموزش دهید. زیرا در لحظه‌ای که در مورد اسباب‌بازی دیگری پیش می‌آید، هرگز به نظر شما در مورد ارزش مشارکت در استفاده از وسایل، توجهی نمی‌کند. از فرصتهای مناسبی که برای نشان دادن خوبی قرض دادن وسایل به دیگران در خانه پیش می‌آید، استفاده کنید.

**  قوانین کاملا مشخصی در مورد استفاده مشترک از وسایل وضع کنید. برای چیزهایی مانند مداد رنگی‌ها، خمیربازی، لوازم ورزشی و سایر وسایلی که متعلق به همه بچه‌ها یا خانواده است باید قوانین «مالکیت همگانی» داشته باشید. در مورد چیزهایی که اعضای خانواده به‌طور انفرادی از آنها استفاده می‌کنند، قوانین مجزایی وضع کنید. در این صورت، تمایل بیشتری دارند که لوازم کم‌ارزش‌تر خود را موقتا به دیگران بدهند.

 

فضای خصوصی خواهر و برادر در اتاق مشترک

موقعیت

فرزندانم اتاقی مشترک دارند و همیشه در حال دعوا با یگدیگر هستند. هر دوی آنها از نداشتن فضای خصوصی ویژه خود شکایت دارند و هر دو مرا به ستوه می‌آورند تا مشکلشان را حل کنم.

فکر کنید

با رشد بچه‌ها، بسیاری از آنها کم‌کم به فضای خصوصی نیاز پیدا می‌کنند. این نیاز، مرحله‌ای طبیعی از رشد آنها است. حقوق فرزند شما برای زندگی خصوصی، باید با نشان دادن قابل اعتماد بودن و مس ‍ ئولیت‌پذیری او، اعطا شود.

همراه با فرزندتان فهرستی از قوانین مربوط به اتاق خواب آنها تهیه کنید. برای نقض این قوانین نیز پیامدهایی مشخص کنید. از آنجا که این قوانین بیشتر مربوط به مسایل بین بچه‌هاست تا شما و آنها، بگذارید پیامدها را خودشان تعیین کنند

راه حلها

** برنامه‌ای زمانی را روی درب اتاق کودکتان آویزان کنید. اجازه بدهید تا آنها یک ساعت از روز، برای انجام امور خصوصی خود، اتاق را "رزرو" کنند. وقتی در ساعت خصوصی آنها، کسی مزاحمشان نشود، یاد می‌گیرند که به زمان خصوصی یکدیگر احترام بگذارند. زمان را تنظیم کنید تا شخصی که طی زمان خصوصی دیگری مزاحم او شود، نیمی از وقت خود را از دست بدهد. اگر این شخص همچنان به اذیت خواهر یا برادرش در زمان خصوصی او ادامه دهد، می‌توان زمانی را که تلف کرده به ساعت خصوصی خواهر یا برادرش اضافه کرد.

** حتی کوچکترین اتاق خواب را نیز می‌توان به فضاهای خصوصی کوچکتری تبدیل کرد. می‌توانید کمد لباس یا قفسه‌های کتاب را به صورت "دیوار" در وسط اتاق بچینید. (این روش می‌تواند بهتر از تحمل مشاجرات دائمی باشد). بخشی از فضای جلوی درب ورودی را برای هر قسمت به عنوان "محدوده خنثی" تعیین کنید. قانونی ساده وضع کنید: " قبل از ورود به فضای دیگری باید اجازه بگیری" .

** اجازه دهید هر فرزند در جایی از خانه، فضایی خصوصی ایجاد کند. این فضا الزاما نباید بزرگ باشد تا مورد رضایت کودک یا نوجوان قرار گیرد. قسمتهای پیشنهادی برای این فضا می‌تواند قسمت فرو رفته‌ای در دیوار گوشه اتاق، بخشی از یک کمد یا زیر زمین باشد. جای دیگری که می‌تواند مفید باشد، اتاقکی است که می‌توان در زاویه‌ای از گوشه اتاق ایجاد کرد.

گاهی نیز کودکان اتاقهای جداگانه‌ای دارند با وجود این، مشاجرات همچنان ادامه دارد. به وسایل یکدیگر دست می‌زنند و یا بدون اجازه وارد اتاق یکدیگر می‌شوند. به نظر می‌رسد که خواهرها و برادرها گاهی اوقات رابطه عشق / نفرت دارند: " من تو را دوست دارم و می‌خواهم کنار تو باشم اما وقتی نزد تو هستم زندگیت را تیره می‌کنم" . در بسیاری از موارد کودکان یاد گرفته‌اند که با هم شریک شوند، اما این امر در مورد " لوازم خصوصی" نظیر اتاق خواب و یا لوازم شخصی، نادیده گرفته می‌شود. هر چه قوانین مشخص و واضح‌تری داشته باشید، کمتر مجبورید با این ناراحتی‌ها برخورد کنید.

 

راه حلها

** همراه با فرزندتان فهرستی از قوانین مربوط به اتاق خواب آنها تهیه کنید. برای نقض این قوانین نیز پیامدهایی مشخص کنید. از آنجا که این قوانین بیشتر مربوط به مسایل بین بچه‌هاست تا شما و آنها، بگذارید پیامدها را خودشان تعیین کنند. (البته شما حق رد کردن دارید) مثلا خواهر و برادر در مورد برداشتن بدون اجازه وسایل همدیگر به این نتیجه می‌رسند که: " من به مدت یک روز از وسایل شخص دیگر استفاده می‌کنم". وقتی قوانین تعیین شدند، از بچه‌ها بخواهید جدولی را براساس این قوانین درست کنند و روی در اتاقشان بچسبانند.

** با بچه‌ها، بازی " فوتبال رفتاری" ترتیب دهید: " هر شخصی با 3 خطا از بازی اخراج می‌شود" به آنها بگویید که اگر در یک هفته بیش از سه بار در مورد مسایل اتاقشان دعوا کنند، امتیاز داشتن اتاق را از دست می‌دهند. تشویق به دعوا نکردن هیچ فایده‌ای ندارد.

بسیاری از کودکان با گرایش به داشتن قدرت بیشتر در مورد اتاق خوابشان که از نظر آنها تنها قسمت متعلق به آنهاست، استقلال و رشد خود را اعلام می‌کنند. اگر فرزندتان اصولا فردی مسئول است، اشکالی ندارد که اتاقش را با تعدادی از قوانین مشخص به خودش واگذار کنید

** تعیین قوانین مشخص در مورد فضای خصوصی زمان مناسبی است تا در مورد اصولی که به نظرتان در مورد زندگی خصوصی مهم است، صحبت کنید. اشکالی ندارد که وقتی کسی لباس عوض می‌کند درب را ببندید و افراد خانواده بایستی قبل از ورود درب بزنند و اجازه بگیرند. به کودکان باید آموخت که در این گونه موارد بپرسند: " کیست؟" و اگر جواب " مادر" یا " پدر" بود، باید بگویند: " بیایید تو" . اجازه ندهید فرزندانتان بگویند: " من مشغول کاری هستم" یا جوابهای مشابهی بدهد. شما از روی ادب این سوال را می‌پرسید، نه به خاطر اجازه گرفتن. بر عکس، آنها برای ورود به اتاق والدین باید اجازه بگیرند. این یکی از قوانین خانواده محسوب می‌شود.

** بسیاری از کودکان با گرایش به داشتن قدرت بیشتر در مورد اتاق خوابشان که از نظر آنها تنها قسمت متعلق به آنهاست، استقلال و رشد خود را اعلام می‌کنند. اگر فرزندتان اصولا فردی مسئول است، اشکالی ندارد که اتاقش را با  تعدادی از قوانین مشخص به خودش واگذار کنید. این قوانین باید مسائلی چون تعویض ملحفه‌ها، تمیز کردن اتاق و غیره را در بر بگیرند. اگر فرزندتان در اتاقش با سوءاستفاده از اعتماد شما از قوانین خانه تجاوز کرد به او بگویید که تا زمانی که بار دیگر به او امتیاز فضای خصوصی‌اش را بدهید، درب اتاقش باید باز باشد.

** دلایلی را که فرزندتان براساس آن زندگی خصوصی بیشتری می‌خواهد، پیدا کنید. اگرچیزی دارد که می‌خواهد آن را پنهان کند به احتمال زیاد اگر رفتار او به گونه‌ای دیگر نیز سری می‌شود. ممکن است او در مکالمات تلفنی‌اش با صدای بسیار پایینی صحبت کند و یا به سئوالاتی در مورد کارهایی که انجام می‌دهد، جوابهای مبهم و نامربوط بدهد. در این صورت، سعی کنید با پرسیدن سئوالاتی صریح، اطلاعات بیشتری به دست آورید.

با این قوانین آشنا شوید

استفاده از اعتبار منطقی و طبیعی برای آموزش دادن

والدین باید بدانند هر کودکی نتیجه رفتار خودش را تجربه می‌کند، نه دیگری. تنبیه کاری از پیش نمی‌برد، اما انضباء چرا! از آنجایی که عمل و نتیجه مستقیما در ارتباطند، والدین می‌توانند ابزار یا موقعیتی فراهم آورند تا کودک بیاموزد در برابر هر عملی، چه نتیجه‌ای در انتظار اوست.

 

پیشنهاد ، به جای دستور

« فقط همین کار را انجام بده!» بله، برای والدین ریاست و دستور دادن، سریع‌ترین راه‌حل و روش است، اما با این حال، دستور دادن کاری را پیش نمی‌برد، فقط مشکلات وقت‌گیر می‌آفریند و بچه‌ها را از این شانس که تصمیم‌گیری را یاد بگیرند، محروم می‌کند. روش‌های بهتری هم وجود دارند.

به جای این که به وظیفه‌تان مانند یک دیکتاتور نگاه کنید، به یاد داشته باشید با وظیفه والدین مانند یک مسئله مدیریتی کنار بیایید. در این صورت زندگی روزمره خانواده‌تان همیشه درگیر کشمکش نخواهد بود

مدیر باشید، نه دیکتاتور

اگر سعی کنید با زور و اجبار کودکتان را مجبور به اطاعت و فرمانبرداری کنید، حتما شکست می‌خورید. به جای این که به وظیفه‌تان مانند یک دیکتاتور نگاه کنید، به یاد داشته باشید با وظیفه والدین مانند یک مسئله مدیریتی کنار بیایید. در این صورت زندگی روزمره خانواده‌تان همیشه درگیر کشمکش نخواهد بود.

 

 

فرآوری : کهتری

بخش خانواده ایرانی تبیان

منابع:

دکتر کتایون خوشابی، مهدیه روشن بین – روان پژوه

مرکز تربیت معلم علامه طباطبایی

فرزانه فخریان- روزنامه همشهری

منبع : tebyan.net