اگر اندکی در دنیای اطراف خود دقت کنید متوجه می‏شوید توانگرترین مردم کسانی هستند که می‏توانند چیزهای تازه به وجود آورند آنها مفاهیم تازه‏ای را خلق می‏کنند و می‏توانند برای مشکلات بزرگ، از هیچ، راه حل بسازند . آنان در حداقل زمان، حداکثر کار را انجام می‏دهند و از بقیه‏ی مردم خوشحال‏ترند زیرا زیر بار مشکلات کمر خم نمی‏کنند. همیشه ذهن آنها در برخورد با مسائل و معضلات جدید، در حال ساختن پرونده‏هایی است که کاملاً تازه است. علاوه بر اینها آنان کسانی هستند که باعث شده‏اند زندگی برای خودشان و دیگران آسان‏تر گردد. وجود چنین انسان‏هایی باعث گردیده که تمدن اولیه انسان غارنشین به تمدن پیشرفته امروزی بدل گردد. فرق این افراد در این است که آنها ذهن خلاق خود را پرورش داده‏اند و همواره سعی کرده‏اند مقلد و پیرو نباشند. روند رشد و رسیدن به چنین زمینه‏ای از کودکی آغاز می‏گردد. آنها فرصت این را داشته‏اند در زمانی که خردسال هستند خود را پیدا کنند و در سال‏های بعد استعدادشان را شکوفا کنند. مخاطب ما در این سخن تمام کسانی هستند که با کودکان سرو کار دارند اعم از والدین و مربیان عزیز کودک، تا با کلیتی از اهمیت نقاشی کودک و نوع برخورد با آن آشنا شوند.

«دایره» در بسیاری از ادیان نماد طبیعت است مثلا در خاور دور بخصوص چین و ژاپن ورودی معابد را به صورت دایره می‏بینیم، این نشان از اعتقاد آنهاست که روند دنیا را بر مبنای حرکت دورانی می‏دانند مثلاً انسان نفس می‏کشد، اکسیژن می‏گیرد سپس به صورت دی اکسید کربن پس می‏دهد و دی اکسید کربن را گیاهان می‏گیرند و دوباره به صورت اکسیژن پس می‏دهند. انسان می‏میرد به صورت خاک در می‏آید و این خاک بصورت گیاه دوباره زنده می‏شود. این روند سالیان سال در مورد همه چیز اتفاق افتاده است. در مورد «غذای ذهن» نیز این گونه است، انسان سالم انسانی است که در مورد غذای ذهن این حرکت را در وجود خود انجام دهد و ذهن خود را انبار عقاید، نظرها و خاطرات در نیاورده، بلکه از آنها استفاده می‏کند و به‏صورت دیگری تخلیه می‏نماید. در غیر این صورت به صورت انسانی مریض جلوه می‏کند.

 نقاشی فقط وسیله لذت و بازی نیست بلکه با آن به‏طور ناخودآگاه مسائل و مشکلاتش را بیان می‏کند.

کودک به طور ذاتی این حرکت دورانی را در وجود خود دارد و هر چه را وی از اطراف می‏گیرد به شکل بازی و نقاشی و کار‏های عملی پس می‏دهد. مثلاً: یک دختر کوچک، صحبت‏های مادرش را که به او گفته است، برای عروسکش می‏گوید. خاطرات، ذهنیات، علائق، ترس‏ها و نگرانی‏هایش را، که به او منتقل گردیده با نقاشی و بازی بازگو و از خود گذر می‏دهد و این گونه ذهنش را تخلیه نموده و این عمل تضمین کننده سلامت او خواهد بود.

در بین فعالیت‏های کودک نقاشی بسیار مهم است، چون تماماً از درون کودک سرچشمه می‏گیرد. و آنها فعالیت‏های خود را با آن شروع می‏کنند. و پاسخ به آن بسیاری از مسیرها را برای ما روشن می‏کند. والدین و مربیان نباید با دخالت از روی ناآگاهی در کار کودک، و با آموزش و یا تصحیح نقاشی او، این روند تخلیه روانی را تخریب کنند. آنها با این کار روزنه‏ی خروجی ذهن کودک را می‏بندد و موجب انباشتگی ذهن او می‏شوند که این باعث بروز عوارضی است که عمل «خود درمانی» را قطع می‏کند.

ابتدا کودک با بازی شروع می‏کند و سپس به خط خطی کردن می‏پردازد خط خطی کردن مرحله تکامل یافته‏تر و خلاق‏تر همان بازی است. کم‏کم با رشد او نقاشی‏اش نیز از مرحله خط خطی خارج شده و پیشرفته‏تر می‏گردد. دیگر نقاشی فقط وسیله لذت و بازی نیست بلکه با آن به‏طور ناخودآگاه مسائل و مشکلاتش را بیان می‏کند. حتی اگر او شی رنگ دانه‏ای یا نوک تیزی بیابد با آن روی دیوار نقاشی می‏کند. این حالت تقریباً غریزی می‏باشد. در واقع نقاشی به عنوان یک ابزار- بیانگر تحول کودک- و سبب و وسیله تکامل او است. نقاشی در تشکیل شخصیت و روان کودک اهمیت بسزایی دارد. نه تنها سوالاتی برایش مطرح می‏سازد و به او امکان شناسایی محیط و حضور در آن را فراهم می‏کند، بلکه به او امکان می‏دهد تا مسائلی را که به صورت نامنظم از همه طرف برایش مطرح می‏شود به شکل صورت بندی شده، منظم کند.

 پرورش خلاقیت، در «نقاشی خود انگیخته»  کودک نوعی پیشگیری است شاید نوعی «واکسن روانی» و بسیاری از مواقع یک «درمانگر بزرگ» که جلو رشد بسیاری از مشکلاتی که از کودکی سرچشمه می‏گیرد را سد می‏کند و انرژی او را به مسیر درست هدایت می‏کند تا آینده‏ای بهتر را در پیش بگیرد. به زبان بسیار ساده اگر خلاقیت از سمتی وارد شود و به صورت عادت گردد، تمام مشکلات فرد از زندگیش رخت بر می‏بندد و بهترین زمان شروع این تمرین از خردسالی و بهترین وسیله نقاشی است.

هنر کودکان را قادر می‏سازد تا به تجربه‏هایی دست یابند که هیچ

منبع : tebyan.net