با تولد کودک، شما یک خانواده 3 نفره خواهید شد و از این پس همه چیز با گذشته متفاوت خواهد بود. شوهر شما دیگر نه فقط شریک زندگیتان، بلکه همراه و متحد شما در این مرحله جدید یعنی پدر و مادر شدن است و کودک به همان اندازه که به شما تعلق دارد، به او نیز متعلق است.

روابط خانوادگی جاافتاده شما نیز به صورتی ظریف تغییر می‌کند، به این معنا که دیگر شما صرفا پسر یا دختر کسی نیستید، بلکه پدر یا مادر شده‌اید و زندگی جدیدی وابسته به شماست.

اغلب در روزهای پس از تولد کودک، آن که از همه سردرگم‌تر است، پدر جدید است و به همان اندازه که شما به حمایت او نیاز دارید، او نیز به حمایت شما نیاز دارد. با یکدیگر درباره احساسات خود صحبت کنید و بگذارید او در مراقبت از کودک مشارکت کند. شاید او در مراقبت از کودک مضطرب‌تر از شما باشد، اما بزودی اطمینان بیشتری خواهد یافت.

روزهای نخست پس از تولد کودک، همچون کلاف درهم پیچیده‌ای از احساسات متضاد خواهد بود. احساس غرور و شعف زایدالوصف از پدر بودن، نگرانی در مورد همسر و مراقبت از کودک، همه و همه کار را برای او دشوارتر خواهد کرد. پس از آن که کودک بزرگ‌تر می‌شود و به مرحله تربیت رفتاری می‌رسد، کار از این هم برای پدر سخت‌تر خواهد شد، چرا که اکثر نیازهای نوزاد در حد نیازهای جسمانی است و بخش عمده نیاز عاطفی او نیز به طور غریزی از جانب مادر تامین خواهد شد، ولی با بزرگ‌تر شدن کودک و رسیدن او به مرحله تربیتی نقش پدر بسیار پررنگ‌تر خواهد شد.

اساسا در خانواده‌های سنتی و قدیمی و خانواده‌های جدید، نقش‌هایی که افراد به عهده دارند، با یکدیگر متفاوت است. در خانواده‌های سنتی، پدر نقش اساسی و حیاتی خانواده را به عهده داشت و محل زندگی و محل کارش به هم نزدیک بود. بنابراین نظارت بیشتری بر خانواده داشت، اما امروزه تغییرات زیادی در نقش افراد خانواده به وجود آمده است، محل کار و زندگی از هم دور شده‌اند و عملا پدر نمی‌تواند مدت زیادی را با خانواده و فرزندان سپری کند.

توصیه‌های زیر به پدران کمک می‌کند تا قبل از تولد نوزاد، پیوند بیشتری با نوزاد و همسر خود داشته باشند:

بهتر است پدر هر روز با مادر و کودک صحبت کند. برخی از پژوهشگران معتقدند که جنین صدای پدر را بهتر از صدای مادر می‌شنود، زیرا فرکانس صدای مردانه پایین‌تر از فرکانس صدای زنانه است و مایع آمنیوتیک که جنین درون آن شناور است، صداهای با فرکانس پایین را بیشتر می‌گیرد.

همراه شدن دستان گرم پدر روی شکم مادر و گفتگوی صمیمانه او با جنین، باعث ایجاد دلبستگی و دلگرمی زیاد می‌شود.

در انتخاب محل تولد و نام کودکتان مشارکت کنید.

چند پیشنهاد برای بعد از تولد:

در این زمان همسرتان بیش از هر زمان دیگر به حمایت روانی و عاطفی شما نیاز دارد. بکوشید به کارهای کودکتان بیشتر رسیدگی کنید.

چند ساعتی کودک را به بیرون از خانه ببرید تا همسرتان فرصتی پیدا کند که به کارهای شخصی خود برسد.

به همسرتان کمک کنید تا دچار عوارض بی‌رمقی و افسردگی پس از زایمان نشود.

از کمک دیگران برای رسیدگی به امور خانه بهره بگیرید.

نقش پدران در تامین بهداشت روانی کودک

هنگامی که از کودک دور هستید، نشانه‌هایی از خود به جا بگذارید، مثلا عکس‌هایی از خودتان یا نوارهایی با صدای خودتان، که شعر یا داستانی را برای کودک خوانده‌اید، برایش به جا بگذارید.

از محل کارتان مرتب تلفن بزنید و با او صحبت کنید.

در زمان عدم حضور مادر با کودکتان پدرانه بازی کنید، بازی‌هایی را انتخاب کنید که با آنچه در حضور مادرش با او انجام می‌دهید، تفاوت داشته باشد. این کار باعث می‌شود که کودک خصوصا در سال‌های اول زندگی که نسبت به غیبت مادرش بسیار حساس است، راحت‌تر بتواند مراقبت شما را بپذیرد.

گاهی پدران تنها موقعی مراقبت از کودکشان را به عهده می‌گیرند که دیگر برای مادر توانی نمانده یا کودک در حال گریه و کج‌خلقی است. بهتر است پدران همیشه و در سرحالی کودک نیز از او مراقبت کنند.

هنگامی که پدران مراقب کودک هستند، احتمال پیش آمدن حوادث بیشتر است این به دلیل بی‌مبالاتی پدران نیست، بلکه اکثر پدران با رفتارهای ناگهانی کودک ناآشنا هستند. افتادن کودک از روی میز یا تخت، شایع‌ترین اتفاقی است که هنگام تعویض پوشک کودک رخ می‌دهد. بنابراین بیشتر مراقب باشید.

با کودکتان چشم در چشم حرف زده و برایش آواز بخوانید.

بردن کودک به حمام، برای برقراری ارتباطی گرم و صمیمانه موثر است.

کودک را نوازش کرده و بدنش را ماساژ دهید.

در سنین 6 تا 9 ماهگی، کودکان شروع به سینه‌خیز یا بالا رفتن می‌کنند. روی زمین دراز بکشید و کودکتان را نزدیک خود قرار دهید، یک اسباب‌بازی جالب آن طرف خود بگذارید و کودک را تشویق کنید که با بالا رفتن از شما به اسباب‌بازی برسد.

در سنین 7 تا 12 سالگی وابستگی کودک به همسن و سالان خود بیشتر می‌شود و لازم است که پدران کاملا مراقب آنچه کودک از دیگران می‌آموزد، باشند.

وقتی کودک در 9 تا 12 ماهگی شروع به راه رفتن می‌کند، تمایل زیادی دارد که از حمایت پدر در راه رفتن بهره‌مند شود. با استفاده از هر دو دست در حالی که دستان کودک را در جلوی خود گرفته‌اید، این کار را شروع کنید.

اجازه دهید که کودکتان طریقه درست گفتگو را از شما تقلید کند. تلفظ کودک را با تکرار کلمات تصحیح کنید نه با غلط‌گیری مستقیم.

برای کودکتان کتاب بخوانید.

ارزش‌های صحیح را به کودکان بزرگ‌تر بیاموزید.

مراقب روابط اجتماعی کودک خود باشید و تا حد امکان او را به ایجاد رابطه با کودکانی سوق دهید که رفتار آنها با ارزش‌های خانوادگی شما سازگاری داشته باشد.

سعی کنید علایق و توانایی‌های کودک خود را بشناسید.

تربیت مبتنی بر عشق داشته باشید و کودک را متوجه کنید که او را تربیت می‌کنید چون عاشقش هستید.

در سنین 7 تا 12 سالگی وابستگی کودک به همسن و سالان خود بیشتر می‌شود و لازم است که پدران کاملا مراقب آنچه کودک از دیگران می‌آموزد، باشند. هر چه کودک شما بیشتر با بچه‌های دیگر در تماس باشد، شما باید تماس خود را با او بیشتر کنید.

شرایطی را به وجود آورید که کودک شما مجال بروز نقاط قوت خود را پیدا کند.

کودکتان را تشویق کنید که دوستانش را به خانه دعوت کند.

مربی ورزشی کودکتان بشوید تا توانایی‌ها و ضعف‌های او را بشناسید.

اهمیت تایید پدران برای کودک را دست‌کم نگیرید و همیشه در دسترس کودک باشید.

سخن آخر این که پدر یا مادر خوبی برای کودک بودن کار بسیار دشواری است، زیرا معمولا والدین گرفتار وظایف روزمره مربوط به بزرگ کردن کودکشان و فراهم آوردن شرایط مساعد زندگی برای او می‌شوند و بنابراین نمی‌توانند نمای بزرگ‌تری را که در پیش‌روی آنهاست و همان جنبه‌ها و ابعاد مختلف تربیتی و رفتاری در ارتباط با اوست، را ببینند. قسمتی از وظیفه ما به عنوان پدر یا مادر این است که روح بزرگی را که در

روزمر‌گی‌ها گرفتار است و نوری را که در درون کودک وجود دارد، ببینیم. برای مثال نقاشی‌های کودک شاید تصویری از آگاهی در حال شکوفا شدن او را به شما بنمایاند. ما همچنین وظیفه داریم به کودک، تجربیات روحانی را در دنیای مادی روزمره نشان دهیم و به این ترتیب سبب تحول و شکوفایی کودک خود در جریان این فرآیند شویم.

پدر یا مادر بودن انرژی بسیار زیادی را می‌طلبد. باید به خودمان سخت نگیریم و در مورد کمبودهایمان بردبار باشیم و درخصوص رشد خود به عنوان پدر یا مادر با خودمان مهربان باشیم و زیاد از خود ایراد نگیریم.

لازم است همواره انرژی خود را تجدید کنیم، در غیر این صورت بداخلاق، بی‌حوصله و مجادله‌گر خواهیم شد. بنابراین باید به اندازه کافی استراحت کنیم، بخصوص وقتی بچه‌ها کوچک‌تر هستند. البته همه ما بهترین چیزها را برای کودکان می‌خواهیم ولی خیلی از کسانی که برای اولین بار پدر یا مادر می‌شوند، اطلاعات زیادی درباره وظایف خود یا چگونگی تربیت کودکان نمی‌دانند و خیلی وقت‌ها مجبور می‌شوند بتدریج که پیش می‌روند، یاد بگیرند و این موضوع ناراحت‌کننده است.

کسی از شما انتظار ندارد با کودک خود در حد یک کارشناس برخورد کنید. تنها انتظاری که از شما می‌رود این است که شیوه جدیدی بیابید تا قادر به در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های رشد کودک، اعم از جسمانی، احساسی، عقلی یا روحانی باشید

با این همه، این تجربیات فرصت‌‌های فراوانی برای رشد شما به عنوان پدر یا مادر علاوه بر رشد کودکتان فراهم می‌کنند. به عنوان نخستین آموزگار کودک، شما باید حتما فضایی مملو از عشق و صمیمیت، نظم و آرامش، علاقه و اشتیاق که همگی برای رشد او حیاتی هستند، مهیا کنید.

کسی از شما انتظار ندارد با کودک خود در حد یک کارشناس برخورد کنید. تنها انتظاری که از شما می‌رود این است که شیوه جدیدی بیابید تا قادر به در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های رشد کودک، اعم از جسمانی، احساسی، عقلی یا روحانی باشید. بنابراین به کودک خود کمک می‌کنید تا با چالش‌های دنیای متغیر روبه‌رو شود و بهترین ثمره را از زندگی خود برگیرد.

نکته مهم این است که به یاد داشته باشید کودک استثنایی شما یک بزرگسال کوچولو نیست و از او توقعات و انتظاراتی در حد خودش و توانایی‌هایش داشته باشید.

باید بدانید که نحوه تفکر، استدلال، احساس یا درک او از جهان و محیط پیرامونش همانند شما نیست.

مرکز توجه بیشتر کودکان تا 7 سالگی، بدن آنهاست. کودکان در این سن بسرعت در حال رشد هستند و نیاز به جنبش و ورزش دارند. به یاد داشته باشید که کودک شما عمدتا از طریق نمونه و تقلید می‌آموزد.

بعلاوه، نظم و تکرار حاصل از کارهای روزمره عناصر اساسی در دنیای سالم کودک خردسال هستند و سبب ایجاد حس امنیت و اعتماد می‌شوند. فرزند شما اطلاعات را بدون هرگونه تغییری می‌گیرد و به همین دلیل باید به چگونگی محیط زندگی او و وقایعی که برای او رخ می‌دهد دقت کنید.

لازم است تعادلی بین تحریک حواس کودک و محافظت از آنها برقرار کنید. تاثیر یک محرک مصنوعی مثل تلویزیون و فیلم‌ها بر ذهن کودک کاملا با تاثیر صدا، توجه و مراقبت شما فرق دارد. باید درک کنید که هر چیزی در زندگی کودک شما چنان عمیق جذب ذهن او می‌شود که ممکن است پس از تغییر شکل یافتن مجددا در بازی‌های خلاق او تجلی کند. بنابراین بازی خلاق برای کودک حکم غذا و آب را دارد و لازم است با اختصاص وقت و فراهم کردن لوازم مناسب برای این نوع بازی‌ها، کاری کنید که کودکتان بتواند با تقلید هر آنچه که برایش رخ می‌دهد از طریق بازی کردن، راه خود را در زندگی روزمره پیدا کند. شکوفا کردن جوشش طبیعی تخیل و خلاقیت، یکی از بزرگ‌ترین هدیه‌هایی است که می‌‌توانید به کودکتان بدهید. پس بکوشید پدر خوبی برای دلبندتان باشید.

منبع : tebyan.net