اگر چه دزدی مساله ای اجتماعی است ولی مطالعات انجام شده درباره ی علت و انگیزه ی آن ناقص است. دزدی در کودکان کمتر از 4 و 5 سال نسبتاٌ نادر است. اما هنگامی که مفهوم "مالکیت" و همچنین مفهوم "من"و "تو" یعنی جدایی شخص از دیگری برای کودک معنا می یابد ، دزدی نیز تدریجاٌ به وجود می آید، و به لحاظ شرایط محیطی ممکن است تقویت یا خاموش گردد. مطالعات انجام شده حاکی از آن است که کودکان دبستانی هر شیئی را سرقت می کنند ولی با این همه پول را بیشتر ترجیح می دهند.

علتهای دزدی:

1- تمایل به مالکیت اشیاء گاه به صورت دزدی تظاهر می کند. مثلاٌ نوجوانی که مایل است دوچرخه سواری کند در اولین فرصت دوچرخه ای را بر می دارد و به گردش می رود، و در موقع برگشتن از ترس دستگیری، تنبیه، و زندان از دادن دوچرخه به صاحبش امتناع می کند و یا چون از دوچرخه سواری لذت برده مایل نیست دوچرخه را پس دهد و آن را در جایی پنهان می کند.

2- دزدی ممکن است برای شناساندن خود و ابراز شخصیت یا جلب محبت دوستان باشد مثلاٌ کودکی که از جیب پدرش پول بر می دارد و برای دوستانش هدیه می خرد یا آنها را به رستوران می برد. در این صورت سعی کنید روحیات کودک خود را بشناسید و در صورت نیاز با تامین مالی او زمینه را برای ابراز وجود به او بدهیم.

دزدی ممکن است جنبه ی انتقامجویی و آزار رسانی داشته باشد مانند کودکی که پس از تنبیه شدن لوازم مورد احتیاج پدرش را می دزدد و به این نحو پدرش را ناراحت و خودش را ارضاء می کند

3- دزدی ممکن است جنبه ی انتقامجویی و آزار رسانی داشته باشد مانند کودکی که پس از تنبیه شدن لوازم مورد احتیاج پدرش را می دزدد و به این نحو پدرش را ناراحت و خودش را ارضاء می کند و یا در شب امتحان دفتر یادداشت یا کتاب همکلاسش را بر می دارد.

4- فقدان تربیت اخلاقی و کمیودهای عاطفی، حسادت، وجود احتیاجات شدید شخصی، گرسنگی، نداشتن پوشاک از عوامل دیگر دزدی هستند.

6- روان کاوان عقیده دارند که کودک به منظور به دست آوردن ایمنی و قدرت بیشتر به دزدی متوسل می شود. در واقع اشیاء سمبولی از قدرت و امنیت هستند. در مورد این افراد باید به آنها اعتماد به نفس دهیم تا نیاز های آنها راحت تر برطرف شود.

7- پدران و مادرانی که از وضع اقتصادی خود شکایت می کنند نا خود آگاه کودکان خود را به این امر تشویق می کنند.

8- پدر و مادری که به علت کثرت کار، کودکان خود را به دایه یا کلفت می سپارند و به جای مهر و محبت با دادن پول یا خرید اسباب بازی کودک را مشغول می کنند در واقع این تصور را در کودک ایجاد می کنند که اشیاء و لوازم منزله ی عشق و محبت است.به این ترتیب کودک خیال می کند داشتن پول یا اسباب بازی به معنی داشتن مهر و محبت است.بنابر این هر چه را می بیند مایل است به دست بیاورد و در صورت ناکامی اقدام به دزدی می کند. یافته های بولبی نشان داده است که محرومیت از مهر مادر و جدایی های نسبتاٌ طولانی از مادر در سنین خردسالی تاثیر بسزایی در بی بند و باری و دزدی نوجوانان دارد. دزدی تقریباٌ همیشه با دروغگویی همراه است. و مسئله ای است بسیار پیچیده و باید هر چه زودتر علت و انگیزه آن بررسی و در رفع آن کوشش شود.

روشهای درمان:

1- روان درمانی به مدت طولانی برای بازسازی و نوسازی شخصیت و شناخت انگیزه های درونی و رفع احتیاجات مادی، معنوی، و عاطفی اساس درمان را تشکیل می دهد.

2- تنبیه اگر چه در بعضی موارد اثرات موثری داشته است ولی همیشه مثمر به ثمر نیست و در بعضی باعث حالت انتقامجویی و تکرار به دزدی شده است.

3- شرکت دادن دانش آموز و یاد دادن مسئولیت های مختلف مثلاٌ در دسته های نمایش، موزیک، هنر و فعالیتهای ورزشی اکثراٌ باعث از بین رفتن دزدی شده است.

4- کودکی که برای بیان احساس دشمنی نسبت به معلم یا والدین دزدی می‌کند به محبت و توجه بیشتر از جانب آنان و نیز فرصت هایی جهت تخلیه عواطف خویش در فعالیت هایی چون کارهای مدرسه، بازی، هنر، نقاشی، ورزش و... نیاز دارد. از دیدگاه روانشناسی، اعتراف خواستن از کودکی که دزدی می‌کند و تهمت زدن به او در نزد دیگران به او، عملی بسیار غیر عاقلانه و ناصحیح است زیرا بااینگونه روشها به ندرت به ریشه اصلی و علت بنیادی مشکل می‌توان پی برد. این عمل غالبا به دروغگویی کودک یا ریختن آبروی او برای عملیکه ممکن است هرگز مرتکب نشود منتهی خواهد شد.

 میلانی فر، روان شناسی کودکان و نوجوانان استثنایی با اضافات

تنظیم برای تبیان: کهتری

مقالات مرتبط

کودکم دزدی می کند!

لقمه های آتشین

ریاست کودکانه

آموزش اخلاق به روش آسان

با رفتار نامناسبش چه کنیم؟

منبع : tebyan.net