میزان اعتماد به نفس کودک در طی دورانهای مختلف زندگی با نوعی نوسان روبرو می شود. تجربیات کودک زیاد می شود و درک او نسبت به مسائل مختلف تغییر پیدا می کند به همین دلیل عزت نفس او به طور متناوب در حال تغییر است. این امر می تواند به والدین کمک کند تا نشانه های عزت نفس سالم و ناسالم را درک کنند. کودکی که با عزت نفس پایین روبرو است هیچ گونه تمایلی به انجام کارهای جدید ندارد. در این شرایط کودک ممکن است دائماً در مورد توانایی های خود نگرش منفی داشته باشد و چیزهایی از این قبیل بگوید: "من نادان هستم" یا "هیچ وقت یاد نمی گیرم که چگونه باید کارها را به درستی انجام دهد" یا "آخرش چه می شود؟ به هر حال که هیچ کس به من اهمیت نمی دهد."

تاب و توان کودک در برابر مشکلات کم می شود به راحتی تسلیم موانع خارجی می شود و همیشه منتظر کسی است که از راه برسد و بار مسئولیت های او را به دوش بکشد. این قبیل کودکان به شدت نسبت به انتقادهای خارجی از خود واکنش منفی نشان می دهند، و به راحتی از خودشان ناامید می شوند. این افراد معمولاً در برابر موانع خارجی به شدت بدبین هستند. کودکی که دارای عزت نفس سالمی است، از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برد. او از قرار گرفتن در مکان های عمومی و اجتماعی لذت می برد و در عین حال تنهایی نیز به او آرامش می دهد. زمانیکه نوبت به مواجهه با مشکلات و چالش های خارجی می رسد، می تواند به راحتی راه حل های کاربردی و مفید را پیدا کند. این قبیل کودکان نقاط ضعف و قوت خودشان را به خوبی می شناسند و آنها را می پذیرند. این امر سبب می شود که نوعی نگرش خوش بینانه در آنها ایجاد شود.

نه تنها باید کودکان را به خاطر کاری که با موفقیت انجام داده اند، بلکه باید آنها را به خاطر تلاشی که در این زمینه انجام داده اند، نیز تشویق کنید؛ اما در این راه باید صادق باشید و از هر گونه مبالغه بپرهیزید.

چه کمکی از دست والدین بر می آید؟

در این قسمت چند راهکار اساسی برای شما ذکر شده که با اتکا به آنها می توانید عزت نفس کودکان خود را ارتقا بخشید.

مراقب صحبت کردن خود باشید. کودکان نسبت به گفته های والدین خود بسیار حساس هستند. اگر فرزند شما نتوانست وارد تیم فوتبال مدرسه شود، نباید به او بگویید: "خوب دفعه آینده می توانی با تلاش بیشتر وارد تیم شوی" بلکه بهتر است چیزی شبیه به این به او بگویید: "درست است که تو نتوانستی وارد تیم فوتبال شوی، اما به هر حال تو تمام تلاشت را به کار گرفتی و این قابل تقدیر می باشد." همیشه نتیجه مهم نیست، بلکه همان تلاشی که فرد انجام می دهد نیز قابل ستایش است.

یک الگوی مثبت باشید. اگر زندگی را بیش از اندازه به خودتان سخت بگیرید، منفی گرا باشید و در مورد توانایی ها و محدودیت های فردی خود واقع بین نباشید، کودک به صورت ناخودآگاه عیناً کارهای شما را بازتاب خواهد داد. عزت نفس شخصی خود را پرورش دهید تا کودکتان هم بتواند از شما الگو برداری کند. عقاید نادرست کودک را تشخیص داده و آنها را تغییر دهید. پدر و مادر باید این توانایی را داشته باشند که بتوانند عقاید غیر منطقی کودک خود را تشخیص دهند. این اعتقادات در هر زمینه ای می توانند باشند: توانایی های فردی، جذابیت، کمال و یا هر چیز دیگری. این امر می تواند به کودک کمک کند تا در مورد ارزیابی توانایی های خود واقع بین تر باشد و همچنین می تواند به کودک کمک کند تا نگرش های مناسب تری را در خود ایجاد کند.

 احساسات نادرست می توانند در اعماق وجود فرد ریشه دوانده و به صورت یک واقعیت عینی در او بروز کنند. به عنوان مثال کودکی که در تمام موارد درسی در مدرسه به خوبی ظاهر می شود و تنها در درس ریاضی قدری ضعیف است، ممکن است با خودش بگوید: "من ریاضیم خوب نیست، دانش آموز بدی هستم". این نوع تعمیم دادن ها باعث می شود که توانایی های دیگر کودک نیز به مرور زمان رو به تحلیل رفته و به مرور زمان موجبات شکست کودک را فراهم آورند. در چنین شرایطی می توانید به او بگویید: "تو دانش آموز خوبی هستی، ریاضی درسی است که باید وقت بیشتری روی آن بگذاری، ما با هم می توانیم روی آن کار کنیم."

با فرزندان خود مهربان و خودجوش باشید. عشق و محبت والدین می تواند تاثیر شگرفی بر روی ارتقای عزت نفس کودکان داشته باشد. آنها را در آغوش بگیرید و به آنها بگویید که مایه ی افتخار شما هستند.

 می توانید در ظرف غذای او یادداشت هایی از این قبیل بگذارید: "به نظر من تو فوق العاده ای"، او را صادقانه تشویق کنید و در این کار به هیچ وجه مبالغه نکنید. کودکان به راحتی می توانند تشخیص دهند که آیا چیزی از اعماق وجود شما نشئت می گیرد یا خیر. واکنش های مثبت و دقیق از خود نشان دهید. تعبیراتی مانند: "تو همیشه دست به دیوانگی می زنی" ممکن است به کودک این حس را القا کند که هیچ گونه کنترلی بر روی بروز احساسات خود ندارد. به عنوان مثال می توانید بگویید"تو خیلی سریع در مقابل برادرت عصبانی می شوی، اما خوشحالم که سر او فریاد نمی زنی و او را مورد ضربت قرار نمی دهی" این امر به کودک نشان می دهد که حق انتخاب دارد و به او کمک می کند تا در شرایط مشابه دیگر نیز انتخاب صحیحی داشته باشد.

محیط خانه را امن و مطمئن سازید. کودکی که نمی تواند در خانه احساس اعتماد داشته باشد و در آنجا مورد آسیب قرار می گیرد، از عزت نفس پایین رنج خواهد برد. کودکی که دائماً در برابر جر و بحث ها و دعواهای خانوادگی پدر و مادر قرار می گیرد، افسرده و مضطرب خواهد شد. انجام فعالیت هایی که حس همکاری را در کودک پرورش می دهد، خیلی بیشتر از فعالیت هایی که حس رقابت را در آنها ایجاد می کند می تواند سودمند باشد. اگر احساس می کنید که کودک شما دارای عزت نفس پایینی است، می توانید از موارد حرفه ای و تخصصی کمک بگیرید. مشاور کودک و خانواده می توانند دلایل اصلی این امر را که چرا یک کودک در مورد خود احساس خوبی ندارد، بررسی کند.