پرورش وجدان


آفات وجدان :
وجدان انسان درمعرض آفات و خطرات بسیاری است و اغلب این آفات به عکس آن چیزهایی هستند که سازنده وجدان بودند. به عبارت دیگر در اثر تأثیر پذیری انسان از امور ناروا ، وجدان دچار انحراف و آفت گردیده و آن چنان دگرگون می گردد که حتی از قتل و مرگ دیگران هم واهمه ای ندارد و در برابر ناروایی ها آشفته و پریشان نمی گردد.




تن دادن به خطا و تکرار آن سبب می شود که وجدان انسان صدمه ببیند و از مسیراصلی خود منحرف گردد. درچنان صورتی است که دیگر صدای نیک و بد را نمی شنود و حتی بدی و نیکی در ذهن او جای خود را عوض می کنند و هستی و منافع دایمی او را در معرض خطر می اندازند.
سرکوب کردن فطریات و تن دادن به امری که خلاف فطرت است خود برای وجدان آفت می آفریند و آن را بیمار می سازد و چنین فردی همانند کسی است که دائماً درخواب است و نیک را از بد  تشخیص نمی دهد و نمی داند بر سر او چه می گذرد و حتی از رسوایی خود بی خبر است .
خطر انحراف وجدان
خطر این انحراف به حدی است که آدمی را از حد انسانیت دور می سازد و او را  در وضع و موقعیتی قرارمی دهد که ملامت نفس او را ناراحت نمی کند و پلیس باطنی در پی او نیست. قطعاً آن کس که راهنمایی و ناصحی از درون نداشته باشد تن به هر کاری خواهد داد . جنایتکاران و جانیان درآغاز افرادی خطرناک نبودند، ولی به تدریج که تن به جنایت می دهند و زشتی عمل را در خود پذیرا می شوند به مرحله ای می رسند که نه تنها از خیانت و جنایت خود احساس شرم نمی کنند ، بلکه در مواردی از آن لذت هم می برند . به همین دلیل سعی و کوشش مربیان باید متوجه این امر باشد که هرگز لغزش و انحرافی برای وجدان پدید نیاید وهرگاه که کودک در مسیر انحراف قرار گرفت از طریق به کاربردن شیوه های تربیتی او را به راه آورند و یا در برابر او سدی ایجاد کنند.

لزوم پرورش وجدان
این  سخن همه علمای مذهب و اخلاق و توصیه همه روان شناسان است که باید به تهذیب وجدان و رشد و پرورش آن همت گماشت وگرنه خطر رکود و در مواردی هم آلودگی آن وجود دارد . این نکته قابل ذکر است  که انسانها به هنگام تولد با زمینه هایی از استعداد ها و توانایی ها به دنیا می آیند . زمینه هایی که اگر رشد و پرورش یابند ممکن است موجب پیدایش کمالاتی در انسانها شوند.
چه بسیار افرادی که با زمینه هایی به دنیا می آیند و بدون بهره برداری از آن و یا فراهم آوردن موجبات رشد آن می میرند . در مسئله وجدان ، داستان حتی از این هم فراتر است . وجدان را باید رشد و پرورش داد و مصداق های گوناگون نیک و بد  را به آن القاء کرد تا در مسیر زندگی بتواند وسیله کنترل خوبی برای رفتار افراد باشد. تعلیمات مذهب و اخلاق مورد قبول می بایست به کودک منتقل شود و انجام خواسته هایش برآن اساس شکل گیرد و صورت پذیرد.
فواید پرورش وجدان
در مورد فواید پرورش وجدان مسائل بسیاری را می توان گفت ، از جمله این که طوفان های حوادث و پیشامدها و نیز جریانات مورد قبول طبع ، در مواردی ما را به زانو درمی آورند و اگر وجدان آدمی در چنین وضعی رشد و پرورش یافته باشد قادر است جلوی لغزش ها را بگیرد .
این وجدان ماست که در میان طوفان زشتی ها ، جنایت ها و در میان امواج آلودگی ها ، زمام امور را در دست می گیرد و نمی گذارد که از پای درآییم و یا از نظر مذهب و اخلاق سقوط کنیم.
وقتی حالات وجدانی در انسان شدت پیدا کند آدمی به هیجان می آید و سعی دارد پیش از پیش به کنترل خود پرداخته و در مسیری حرکت کند که رضا و آرامش وجدان را در پی دارد. وجدان عالی که سبب جستجوها، تحقیق ها ، تن در دادن به فداکاری ها و ایثارها و شهادت هاست ناشی از رشد و پرورش وجدان است.
سلوک و رفتار پسندیده ، کردارهای عالی اجتماعی ، لذت بردن از خدمت به همنوع که همه ی آنها به صورت ارادی و اختیاری صورت می گیرد ناشی از وجدان تربیت شده و دارای ریشه ای در اندرون ماست وهمین هاست که راه کمال و رشد را به روی انسان می گشاید.
فرجام و حاصل پرورش
فرجام این پرورش ، رساندن انسان به مرحله کمال ، و حاصل آن خیر و سعادت برای فرد و اجتماع است. در سایه پرورش وجدان ، آدمی دارای دستگاه کنترل کننده ای می شود که همه حالات، اعمال و رفتار آدمی زیر نظر قرار می گیرد ؛ و انسان می تواند از جنبه ی ارزش سنجی آن دستگاه استفاده کند.
حرکت وجدان به سوی یک ایده آل است و همین حرکت و تلاش است که در شخصیت انسان اثر گذاشته و او را به سوی خیر و عدالت عمومی رهنمون است. آنها که برای  دیگران محرومیت می آفرینند در حقیقت وجدان منحرف دارند و یا در مسیر انحرافند.
احساس خوبی یا بدی که منشاء آن در اندرون ماست وسیله خوبی برای محفوظ ماندن از خطراست و سبب می شود که نیک و بد ، مفهوم خود را در اجتماع از دست نداده و شخصیت انسان فانی و تباه نشود.

امکان پرورش وجدان
خوشبختانه امکان رشد و پرورش وجدان وجود دارد. ما از طریق تربیت می توانیم در وجدان انسانها نفوذ کرده و آن را در جهتی سوق دهیم که مورد توجه و نظر ماست و این مربوط به شخص معین و یا سن و گروهی خاص نیست.
تجارب روزمره نشان داده است که وجدانها قابل ساخته شدن هستند؛ به همانگونه که قابل آلوده شدن و ویرانی و رکودند. در این جهان افرادی داریم که دارای وجدانهای پاک و دست نخورده بودند ولی درطول مدت زندگی در مسیر لغزش و انحراف افتاده و آن چنان شدند که حتی می توان گفت از انسانیت دور ماندند و برعکس افرادی بودند که عمری را درآلودگی به سر برده و گرفتار انحرافات گوناگون بودند ولی دراثر تعلیمات انبیاء ، مصلحان و مربیان جامعه به خود آمده و راه خیر و صلاح را در پیش گرفتند.
سن پرورش وجدان
این امکان درهمه سنین وجود دارد ، ولی در کودکان وجدان بسیار زنده و بیدار است. و شما جلوه این بیداری را بدین گونه می بینید که کودک در برابر زشتی ها ، انحراف ها ، و جنایت ها شگفت زده است و نمی تواند بپذیرد که امر خلاف وجدانی واقع شود.
کودک از حدود 5/2 سالگی و بر اساس آنچه که درمی یابد خود را مخالف با روش کسانی قرار می دهد که فطرتاً خلاف وجدان رفتار می کنند و البته مخالفت با چنین معیاری این فایده را دارد که امنیت داخلی و روانی کودک را تضمین می کند.
کودک از زمانی که به مرحله استنباط برسد شروع به درک مسائل کرده و نسبت به آنها حساس شده وسعی به داوری دارد. اگر در این مرحله که مرحله حیات اولیه اوست پرورش وجدان کامل باشد در امر هدایت کودک دشواری چندانی نخواهیم داشت . البته در مراحل نوجوانی مجدداً آن حالت بیداری پدید می آید و رشد می کند.
ادامه دارد ...

تبیان