عوامل مؤثر در رشد وجدان


در رشد و پرورش وجدان عوامل متعددی دخالت دارند که اهم آنها را در بحث مربوط  به "طریق پرورش وجدان" ذکر کردیم . اما آنچه در اینجا قابل ذکر می باشد این است که در حالات شدید عاطفی باید کودک را در معرض سؤالات گوناگون قرار داده و جویای داوری او درباره امر یا جریان مورد نظر شد . البته سعی مربی باید متوجه آن باشد که به صورت غیرمستقیم آن گونه داوری را درباره او القاء کند که خواستار آن و براساس مذاق مکتب و مذهب مورد قبول است.



در این راه نقش معلمان و مربیان ، بویژه والدین در دوران خردسالی ، و همسالان و همکلاسان در مرحله نوجوانی بسیار مهم است. اینان می توانند در بیداری یا خاموش کردن نور وجدان او تأثیری بسزا داشته باشند.
ضرورت بیدار داشتن وجدان
بیدار داشتن وجدان در همه مراحل حیات ضروری است . باید مراقبت کرد وجدان کودک و بزرگسال هرگز به خواب نرود  و در معرض آلودگی قرار نگیرد . توقف در وضعی خاص و تکراری، آمد و شد با آنهایی که در برابر جریانات و امور ، اغلب بی تفاوتند و بدون حساسیت به جریانات می نگرند و به سرعت از آن می گذرند، موجب آلودگی وجدان است.
بیداری وجدان باید در سایه دو مسئله باشد ، یکی آموزش ها و تعالیم مذهبی و دیگرهدایت و کنترل عقل . و گرنه امکان بیداری آن نخواهد بود و ممکن است هوا وهوس برآن مسلط گردد و حیات انسان را تیره سازد. مراقبت برای روشن داشتن چراغ وجدان باید دائم باشد از آن بابت که تند بادهای حوادث و عوامل آلوده کننده وجدان نیز دائماً در کار و حرکتند و هیچگاه نمی توان از شر آنها ایمن بود. مذهب نیروی خوبی برای بیداری آن ، و اخلاق و رفتار شایسته ی مربی ، عامل نیکویی برای هشیاری مداوم آن است.
ایجاد وحدت بین ابعاد شخصیت
بخشی از عواملی که در آلوده کردن وجدان مؤثرند آنهایی هستند که بین ابعاد وجودی انسان جدایی افکنده و موجبات تفرقه و جدایی آن را فراهم می سازند. مشکل ما این است که در مواردی بین جنبه های مختلف وجودمان وحدت و هماهنگی لازم نیست .
کوششی توسط مربی باید به عمل آید که بین رفتار فرد و وجدانش وحدت و هماهنگی باشد . زبان همان چیزی را بگوید که وجدانش می پذیرد و دست ها همان کاری را انجام دهند که مورد قبول وجدان است و چشم و گوش در جهتی کار کنند که وجدان او حکم می کند.
در طریق وصول به این مقصد ، آن کس که مرتکب عمل قبیحی شده است باید او را به اشتباهش واقف کرد، اگر دستش مرتکب دزدی و خطایی شده ، باید به او توجه داد و یادآور  شد که این عمل دزدی است واو حق ندارد از مالی بردارد که از آن او نیست و بالاخره اگر چشمش به صحنه ناروایی باز شد باید او را به لغزش و خطایش آگاه کرد.
هدایت وجدان
گفتیم که ممکن است وجدان درمواردی درمعرض لغزش و انحراف قرار گیرد و در طریق بردگی و اسارت افتد . ممکن است که پرده ای ضخیم جلوی نور افشانی وجدان را بگیرد و نگذارد آدمی راه خود را بیابد و به پیش رود . و یا امکان دارد وجدان در مسیر گمراهی افتد و راه صواب را از خطا بازنشناسد.
در چنین موارد و در همه زمانها و هنگام ها باید به هدایت و راهنمایی وجدان پرداخت و آن را درهمان وادی نگه داشت که دریابد کدام کار، نیک و کدام یک بد است و در طریق اختیار و انتخاب اراده اش او را به کدام سو جهت دهد.
هدایت ، وجدان آدمی را از بردگی و اسارت نجات می دهد  و نمی گذارد بدی ها روح ما را آزرده  سازند. این راهنمایی و هدایت ممکن است توسط خود ما یا دیگران انجام شود . در همه حال باید کوشید این معیار و میزان ، سالم و دور از هرگونه گمراهی و لغزش باشد. شک نیست بعدها که کودک در مرحله ای از رشد و مطالعات جدید قرار گرفت خواهد توانست موجبات هدایت خود را فراهم کند.

کنترل وجدان

وجدان ها با این که خود معیار و ملاک هستنند ، باید وسیله معیارها و ملاک های دیگری که همانا تعلیمات انبیاء و وجدان های دست نخورده و معصوم می باشند ، تحت کنترل قرار گیرند . در این کنترل می توان اولاً از خود فرد خواست که رفتار و سخنش را مورد ارزیابی و نقد قرار دهد. ثانیاً می توان رفتار وعملش را با کلام خدا و موازین مذهب تطبیق داد و دریافت که در مسیر صواب است یا ناصواب .
کنترل وجدان ضروری است وگرنه ممکن است انسان سر از درنده خویی درآورد و راه سعادت او بسته شود. افرادی که وجدانی تیره و تاریک و احیاناً گمراه دارند ، در مواردی که پای خودپرستی و خودخواهی در میان است راه درست و ارزش صحیح امور را درنمی یابند و در انتخاب طریق سرگردان می مانند . شک نیست که اندیشه و تأمل در امور و در جنبه های مربوط به رفتار می تواند سلامت وجدان را تأمین کرده و جلوی آبروریزی ها و رسوا گری های بعدی را سد کند.
تشویق و تحسین
نقش تشویق و تحسین در تثبیت آنچه که تحت عنوان فطرت و مسائل وجدانی در انسان مطرح است فوق العاده می باشد . شما به هنگامی که کودکی را در برابر عمل صوابش مورد تقدیر قرار می دهید در حقیقت به او تفهیم می کنید که وجدانش مرتکب لغزش و خطایی  نشده است . شادابی و نشاط حاصل از آن تشویق ، کودک را وامی دارد که راه خود را تعقیب کند و لااقل به خاطر دریافت پاداش ، همان طریق را طی نماید . در اینجا لازم به تذکراست که بگوییم در عین اهمیت تنبیه و تهدید برای وصول به هدف ، نقش تشویق از آن مهمتراست.
شک نیست که تشویق اگر از سوی فردی محبوب و قابل احترام باشد نقش هدایتی آن در کودک زیادتر است. حتی افراد مورد احترام از این طریق می توانند موانعی برای کودک پدید آورده و در موارد لازم او را تحت کنترل خود در آورند. همچنین باید یادآور شویم که اثر هدایت والدین و مربیان به هنگامی است که خود در ایفای همان نقشی که از کودک خواستارند پیشقدم باشند.

تذکر و اخطار
در طریق هدایت و کنترل کودکان و قرار دادن وجدان آنها در مسیر اندیشیده و هدفدار می توان از نقش تذکر و اخطار نیز سود جست. اخطارهای والدین ، سرزنش های آنان در موارد انحراف و هشدار دادن به کودک در حین بروز وسوسه ها خود می تواند سازنده و جهت دهنده باشد.
القائات، تلقینات و تذکر به طفلی که مرتکب اشتباه شده  و راه خلاف می پیماید در این امر فوق العاده مؤثر است. اصل در تربیت باید بر این محور باشد که هرگاه انحراف و خطایی پدید آمد کودک را تذکر دهند و نگذارند عملکردهای نامناسب در او باقی مانده و به صورت عادت در آید. کودکان همیشه نمی دانند آنچه را که انجام می دهند درست هست یا خطا؟
اِعمال ترس از مجازات
ترس از مجازات در مراحل اولیه سبب آن می شود کودک از امری که مورد نظر است بهراسد و آن کار را انجام ندهد . اساس تجارب ما معمولاً از آموزش ها، تشویق ها و تجارب شخصی است . برای بیداری وجدان ضروری است هر جا که کودک دچار انحرافی شد و پای از حد عرف و مقررات فراتر گذاشت  به او تذکر دهیم و جلوی لغزش او را بگیریم .
اصولی در پرورش وجدان :
در پرورش وجدان کودک چهار اصل مورد توجه و نظر است:
1-    جلب نظر کودک به جنبه های مثبت که از طریق عرضه الگوها امکان پذیر است و موجبات رشد و فزونی آن را فراهم می آورد.
2-    جلوگیری کودک از عوامل ناپسند و لغزش ها که این امر از طریق تذکر، اخطار، منع و تهدید صورت می گیرد.
3-    واداشتن طفل به تمرین و تجربه و انجام امور پسندیده تا اعمال و رفتار خوب ، و نیز گفتار و رفتار شایسته ، در او به صورت عادت درآید.
4-    تقویت قدرت اندیشه تا بتواند نیکو فکر کند و نیکو تأمل نماید . بدیهی است امری که بر اساس اندیشه باشد می تواند برای مدت طولانی در فرد باقی و پایدار بماند.
این همه به شرطی می تواند قابل توجه و عمل باشد که والدین و مربیان موجبات امانتداری ، تقوی ، راستگویی ، درستکاری ، و دیگر صفات پسندیده را از روی صفا و محبت در او پدید آورند و راه جنایت را بر او سد نمایند.

تبیان