هدف آدمی از ارتباط با جهان و خالق جهان


هدف کلی ، وصول به مقام قرب خداوند است که قدرت و غنای مطلق است و جلب رضای او ، و یافتن عشقی ملکوتی که پرتوش دیده بصیرتمان را بگشاید و ژرفنای دل و زندگی ما را روشن کند.
این امر مستلزم شناخت او و آنگاه عبادت اوست.



الف – هدف از شناخت خدا رسیدن به این مسئله است که او سرچشمه جاودان هستی است ؛ جز او کسی  و مصدری برای تنظیم امور این جهان نیست. در آفرینش شریکی برای خود نگرفته و زمام امر و نهی به دست اوست و هیچ چیز از حیطه تصرف او خارج نیست. هیچ خلل و سستی در کارهای او راه ندارد. او علم و غنای مطلق است ، قدرت و حیات مطلق است ، ازلی و ابدی و احد  و واحد است.
ب –
در جنبه عبادت نخست یادآور می شویم که عبادت عالی ترین راه برای سیر ، و وصول به کمال است.عبادت ایجاد زمینه جهت پیوند دائمی با خداست که درآن انجام هر عمل و رفتاری بر لباس مشورت با او و طبق نظام اوست . عبادت از آثار عملی رابطه با خداست چنان ارتباطی که داد و ستدش با خدا، ترس و پروایش از خدا، محبتش به خدا و بازگشتش به خدا باشد.
عبادت بدین گونه ای که تصویر شد تنها شامل لحظاتی نیست که در آن آدمی در نقطه ای معین قرار گیرد و به راز و نیاز و کـُرنش او بپردازد بلکه شامل تمام لحظات حیات و تمام جنبه های زندگی است؛ همه شئون زندگی را از رفتار و کردار ، تفکر و ادراک فرا می گیرد . عبادت به حقیقت قبول مسئولیتی است از منبع فیض ها ، وابستگی به قدرتی است کامل که نتیجه آن پر و بال یافتن است  زیرا تعلق به قدرت کامل ، خود قدرت آفرین است.
عبادت جهت دادن تلاش ها به سوی او، جلب رضایش درهمه امور، گردن نهادن به فرمانش ، توجه به او در تمام جنبش ها و حرکت هاست و در سایه آن احساس لذت و یافتن غنای روحی است.
در ایجاد رابطه با خدا ، گام اول ایمان است ؛ گام دوم اطاعت و گام سوم تقوا یعنی پروا داشتن از او ، و گام چهارم عمل مداوم به وظایف و مسئولیت هاست ، و گام پنجم احسان است.

هدف ها در مورد با جهان :
مذهب در قلمرو فعالیت خود برای روابط ما با جهان به معنای اعم نیز ضوابطی تهیه می کند. آنچه از جهان مورد نظر است قطعاً یکی همان  کره خاکی ، و دیگر کلیه عوالم غیر از زمین است که در مذهب اشاراتی راجع به رابطه بشر با آنها رفته است . جهان از نظر مذهب ، مدرسه و دارالتکمیل است و رابطه با آن باید منتج تغییرات مطلوب در آن و بهره برداری از آن ، به نفع خود  و جامعه باشد.
رابطه با این کره خاکی حداقل چهار نوع است : رابطه ای با انسان ،  رابطه ای با حیوان ، رابطه ای با نبات و رابطه ای با جماد.
رابطه ما با جماد و نبات رابطه بهره مندی ، استعمار و استثمار است . به عبارت دیگر با ایجاد تغییر و تبدیل در آن و پرورش آن ، برای زندگی خود و جامعه ، رفاه و آسایش و وسیله تنعم می آفرینیم .
در جنبه رابطه با حیوانات ،
ضوابطی تحت عنوان حقوق حیوانات داریم که برای نمونه با اتکای به سخن معصوم می گوییم حیوان بر صاحبش شش حق دارد که باید آنها را رعایت کند:1-    بیش از طاقت بر او بار نکند 2- برای صحبت کردن با دیگران بر پشت او ننشیند 3-  در هر منزلی که پیاده شد نخست به آب و علف او بپردازد 4- صورت او را داغ نکند 5- هر وقت از آب عبورش داد آب را بر او عرضه کند 6- او را نزند زیرا تسبیح گوی خداست .
البته درباره دیگر حیوانات حتی خفاش ، گربه ، سگ ، حیوانات موذی ، مورچه ها و... نیز توصیه هایی شده است.
در جنبه ی رابطه با انسان
دامنه بحث وسیع ، و نوع ضوابط متفاوت است . نوع ضوابط برای روابط افراد از نظر تعلق به مذهب ، از نظر رابطه خونی و رحمی ، رابطه همسایگی ،  رابطه انسانی ، فرق می کند . فی المثل رابطه با والدین رابطه احترامی و احسانی است  "و قـَضی رَبَّک الا تعبـُدوا  اِلّا ایاه و بـِالوالدینِ اِحساناً" و نوع رابطه با برادر و خواهر با آن فرق دارد و همین طور نوع رابطه با همسر یا عمو وعمه و دایی و خاله .نوع ضوابط  برای رابطه با افراد انسان آن قدر متنوع است که ما مجبوریم فقط خود را در چهارچوب ذکر آنها محدود کنیم . این روابط عبارت اند از:
-       رابطه والدین با فرزندان : رابطه با فرزندان از نظر جنس ، رابطه با فرزندان از نظر ارشدیت.
-       رابطه فرزند با والدین : والدین مسلمان ، اهل کتاب ، کافر؛ رابطه با پدر؛ رابطه با مادر.
-       رابطه با محارمی چون عمه ، خاله ، عمو، دائی ، پدر بزرگ ، مادربزرگ، جد و جده.
-       رابطه با ارحام درجه دوم : یعنی فرزندان عمو، عمه ، دایی ، خاله .
-       رابطه با همسایه :همسایه خویشاوند ، همسایه بیگانه ، همسایه مسافر، همسایه همکیش، همسایه کافر
-       رابطه با افراد جامعه : رابطه با جامعه انسانی ، با مسئولان جامعه ، با حاکم ، و رابطه مسئولان جامعه با مردم.
-       رابطه با همکیشاناگر چه در جامعه ما نباشند.
-       رابطه با اهل کتاب :رابطه با افراد الهی ، رابطه با انسان فقط به خاطر این که انسان است .
ادامه دارد ...

منبع : تبیان