آمادگی برای دنیای هوشمند


علی رغم این که همه ی آدم ها به طور کلی در مقام انسان، امکانات ذهنی مساوی دارند ولی باید بپذیریم که بعضی در برخی موارد توانایی‌ های متفاوت ‌تری دارند. این توانایی‌ های متفاوتی که در هر فرد ویژه هست را استعداد می گوییم.


واقعیت این است که هر یک از ما انسان ها در درون خود شی عتیقه ای به نام استعداد داریم که کشف و شناسایی آن افق زیبایی را فرا روی زندگی ما خواهد گشود.

در ابتدا باید بدانیم که چه توانمندی هایی داریم؟ قرار است در آینده جایگاه فرزند ما در جامعه چه باشد؟ و نهایتاً اینکه این مسیر باید چگونه طی شود که با راحتی و زیبایی و سبکبالی و کمترین تنشی به سر منزل مقصود برسیم. اگر فرآیند استعدادیابی، استعدادپروری و استعدادسالاری از همان دوران طفولیت پیاده گردد و این فرهنگ سازی در سطوح بالاتر و در سازمان و اجتماع ما نیز انجام پذیرد، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی فراروی ما مرتفع خواهد شد.

سنجش استعداد و توانائی‏های بالقوه در کودکان و نوجوانان برای مدیریت عمر و انتخاب صحیح رشته تحصیلی و شغلی آنان در آینده مهم است. در حال حاضر افرادی که پس از سال‏ها تحصیل و کسب تجربه پی به عدم علاقه خود در کار و زندگی می‏برند کم نیستند این حادثه باعث هدر رفتن هزینه و مشکلات اجتماعی بسیار می ‏شود.

از طرف دیگر ساعات کاری والدین و مشکلات آن ها زمان کمی را در اختیار آن ها می‏گذارد تا با فرزندان خود باشند در این موقع است که آموزش در مدارس نقش تعیین کننده‏ای می‏یابد زیرا که کودک مدت بیشتری در کنار دوستان و معلمین خود می‏باشد.

پیشرفت روش‏ های آموزشی و چگونگی استفاده نیازمند شناخت کافی می‏باشد تا والدین و معلمین بتوانند فردی را به اجتماع وارد کنند که مفید باشد این ‏کار هم در بعد کاهش آسیب‏های اجتماعی و هم در بعد اخلاقی یک الزام می‏باشد افرادی که دارای هدف مشخصی می‏ باشند بهتر می‏ توانند رشد کنند و تصمیم بگیرند.


دوره اولیه کودکی کیفیت تجارب کلامی و ادراکی کودک نقش تعیین کننده در پیشرفت تحصیلی بعدی او دارد. در حقیقت همه کارشناسان اعتقاد دارند که همه کودکان دارای نقاط بالقوه‏ای هستند که شناسایی این نقاط می‏تواند نه تنها کودک را در مسیری صحیح قرار دهد از طرف دیگر می‏تواند باعث کاهش هزینه‏ های اجتماعی و خانوار شده و مانع از آزمون و خطا در بحث آموزش می‏شود، بنابراین سیستم‏های جدید آموزشی باید سعی کنند استعداد و توانایی کودکان در رشته‏های مختلف تحصیلی، هنری و ورزشی بشناسند. این امر از اتلاف وقت و هزینه والدین در مواردی که علاقه و توانایی‏های کودک وجود ندارد جلوگیری می‏کند. بنابراین این روش چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ تسریع در اهداف سیستم آموزشی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می‏باشد. بنابراین والدین با شناختی که از کودک پیدا می‏نمایند امکانات و توانایی‏ های کودک را در آن مسیر هدایت می‏نمایند. این امکان وجود دارد که در جامعه همه نابغه باشند، اما شرطش این است که بتوانند استعدادشان را کشف کنند و در آن عرصه کار بکنند تا بیشترین بازدهی را داشته باشند، بیشترین خروجی را بگیرند. منتها خب الان می‌بینید که اینجوری نیست، یعنی اکثر آدم ها چون استعدادشان را نمی‌شناسند، و به دلایلی از این دست، که اصلی ترین شان میتواند این باشد، آدم های موفقی نیستند.

در این میان نکته ‏ای مطرح می‏گردد که چگونه این امر امکان پذیر می‏باشد؟ شناخت‏های کامل از کودک از طریق شناخت شخصیت و روحیه وی توام با شناخت توانایی‏های ذهنی و محیط او می‏تواند آمادگی وی برای گروه‏های اصلی تحصیلی را مشخص کند به عنوان مثال مطالعه در زندگی نویسندگان و شعرا آنان را انسان‏هایی حساس، درون‏گرا و با خلاقیت بالا نشان می‏دهد.

آینده از آن کسانی است که با میل و رغبت و استعداد خود رشته تحصیلی و شغلی خود را انتخاب می‏نمایند. یعنی شناسایی استعداد کودکان بر مبنای جامع بودن، مستمر بودن و مشارکتی بودن و مطالعات پیشینه خانه و اجتماع محلی کودکان و توسعه آفرینی فرد در اجتماع و مدرسه و به صورت فرد به فرد است.

گام های مهمی در جهت شناسایی استعداد وجود دارد که توجه به آن ها می تواند به فرزندان مان کمک کند تا مسیر مناسب را برگزینند.

گام اول بازگشت به بازی های کودکی و بزرگ تر های مشاهده گر

اولین مرحله‌اش این است که سعی کنیم در خصوص دوران کودکی فرزندمان، در سنین چهار سال تا هفت سال اطلاعاتی گردآوری کنیم. بعضی از بچه ها ،وقتی چند تا اسباب بازی دارند، این اسباب بازی ها را خیلی مرتب، طبق یک فرمول خاصی، کنار هم دیگر میچینند. دسته بندی میکنند. به یک بچه‌ای اسباب بازی میدهیم، می‌بینیم که فوری ماشین را تکه پاره میکند، پیچ هایش را باز میکند و ... میگوییم چرا اینکار را کردی؟ میگوید می خواستم ببینم داخلش چیست؟ این بچه روحیه‌ی کشف دارد، اهل کشف است . بچه‌ی دیگری در قبال همین ماشین دو تا میخ به آن اضافه میکند، یک چوب به آن می بندد، یک قرقره به آن میبندد، میگوییم چرا اینکار را کردی؟ میگوید می خواهم یک تریلی درست کنم. یعنی خلاقیت تیپ صنعتی دارد، بچه‌ی دیگری در همین موقعیت قصه گویی میکند. بچه ها در سن چهار تا هفت سال استعداد و خود واقعی شان را تا حد قابل توجهی میتوانند نشان بدهند. کودک بین چهار تا هفت، خیلی اهل خودسانسوری نیست، و توانمندی‌های اش را بروز می دهد.

گام دوم رجوع به دوران راهنمایی و دبیرستان علاقه به درس ها

در مقطع ابتدایی و راهنمایی، چه دروسی فرزند شما را بیش تر جذب می کرد؟ به چه دروسی را شب ها خودش با علاقه، بدون هیچ تشویق بیرونی می پردازد. در کدام درس ها، مطالعات خارجی بیش تر بوده است؟ او از کدام درس لذت بیش تری می‌برد. آن هم با حذف همه‌ی پارامترهای خارجی.

گام سوم رجوع به فعالیت های جانبی

فعالیت جانبی خیلی کمک کننده‌ی خوبی است، یعنی من گفتم مطالعه‌ی جانبی، حالا شما میگویید نه، اصلا فعالیت جانبی. فعالیت هایی که فرزند شما علاقه دارد به هر نحوی به  آن بپردازد و علی رغم فشارها و منع های خانواده همچنان تلاش در آن زمینه را ارجح می داند می تواند کمک زیادی به تشخیص استعداد داشته باشد. پرورش گل وگیاه ، خوشنویسی و یا فعالیت در حیطه های مختلف بازی. گاهی بازی نیاز به یک خورده محاسبات فکری دارد، در بعضی بازی ها نیاز به دوراندیشی وجود دارد و...

گاهی فعالیت های جانبی میتواند فعالیت های اجتماعی باشد. مهم است بررسی کنید تا ببینید او در چه کاری درخشیده است؟

گام چهارم دغدغه های ذهنی دوران دانشجویی

در دوره دانشگاه دغدغه های ذهنی فرزند شما از چه جنسی بوده است، سوال هایی که به ذهنتان می رسد بیش تر در چه مایه هایی بوده است، احیانا ایده ها و پیشنهاد ها در چه مایه ای بوده است؟

برای شناخت و تشخیص استعداد ها هر چه قدر اطلاعاتی که در مورد فرزندان  جمع می کنید بیش تر و دقیق تر باشد، خروجی دقیق تری در می آید. این اطلاعات باید به تدریج فراهم بشوند.
فراوری: کهتری
بخش خانواده ایرانی تبیان