آزادی تا مرزهای والدین  

بعضی چنین عقیده دارند که یکی از اساسی ترین شروط پیشرفت و تکامل، آزادی محیط است. می گویند همانطوری که یک شاخه گل در هوای غیر آزاد نمی تواند رشد یابد، باید کودک را آزاد گذاشت تا استعدادهایش شکوفا شود...

بدون تردید کودکی که در خانه پرورش می یابد و محیط زندگی او از خانه تجاوز نمی کند، باید از آزادی بهره مند باشد. البته آزادی بدون مرز در بحث تربیتی بی معناست.بلکه همان آزادی هم نیاز به چهار چوبی دارد.
یکی از مسائلی که در روابط والدین با کودک اثر می گذارد بازیگوشی و شیطنت کودکان است. بازی کودکانه یکی از ضروری ترین موضوعاتی است که به رشد جسمی و روحی کودک کمک می کند. کودک بتدریج با پشت سر گذاشتن سال اول زندگی روش و رفتاری مستقل تر در پیش می گیرد و به کنجکاوی و بازیگوشی می پردازد، گاهی این حرکات موجب ناراحتی والدین می شود و خشم آنان را بر می انگیزد. بسیاری از پدران و مادران بر اساس منطق های نادرست، کودکان خود را از بازی باز می دارند و یا ایرادهای نابجا می گیرند. این گونه افراد باید بدانند که این سخت گیری ها به رشد کوک آسیب می رساند. کودک بر اثر سختگیری و کنترل شدید از احساس حقارتی که به او دست می دهد رنج می برد، محیط خانه برایش خشک و بی روح شده و دائما در ترس و وحشت بسر می برد. او قادر به تصمیم گیری نیست، صفات ویژه و مثبت وی از بین رفته و خصومت جایگزین آن می گردد.
معمولا والدین کودکانی را می پسندند که آرام و مطیع باشند، و موجبات زحمت و ناراحتی آنها را فراهم نیاورند. اینگونه والدین دوست دارند کودک خردسال آنها، بزرگسالی کوچک شده باشد غافل از اینکه کودک، کودک است با تمام ویژگی های کودکی و هرگز بزرگسالی کوچک شده نیست در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده که شیطنت و ستیزه جویی کودک در دوران خردسالی نشانه فزونی عقل و اندیشه او در بزرگسالی است. (بحارالانوار ج 14 ص 378 )
همبازی شدن با کودکان یکی از مسائل اساسی در تربیت کودک این است که پدر و مادر بتواند خود را تا سر حد طفولیت پایین آورده و همسطح کودک شود.
چون که با کودک سرو کارت فتاد                         هم زبان کودکان باید گشاد
همبازی شدن با کودک علاوه بر اینکه او را غرق لذت و شادی می کند اعتماد به نفس و صمیمیت را افزایش می دهد و احساس ارزشمندی را در کودک تقویت می کندموضوع دیگر آزادی فکری است .
بسیاری از کودکان دائما در حال پرس و جو هستندکه نوعا جواب پرسش های این کودکان داده نمی شود و گاه با ابراز کلماتی از قبیل فضولی نکن! آنها را آرام می کنند. بدیهی است این نوع رفتار باعث محدود شدن رشد فکری می شود و از نظر روحی عقده هایی را بوجود می آورد که جرات و ابتکار را از او می گیرد.
هنگامی که راه بیرون به روی کودک باز می گردد و او با دنیای خارج از محیط خانه ارتباط پیدا می کند و با هم شاگردیهای مدرسه آشنا می گردد، دشواری تربیتی کودک آغاز می شود و از همین موقع والدین باید با صبر و حوصله فراوان و با بکار بردن اصول اساسی پرورش، فرزندان خود را تربیت کنند. البته آزادی کامل در این مرحله خطرناک است و باید سعی کنند بوسیله راهنمایی های سودمند و آشنا کردن فرزند با خوبی ها و زشتی ها نیروی تشخیص کودک را بکار اندازند.
تاکید بر آزادی دادن و مهرورزی نسبت به کودکان در این دوره به این معنا نیست که در برابر خواسته های نامعقول انها تسلیم شویم یا آنها را لوس و بد آموز بار بیاوریم.
تشریح عواقب زشتی ها و کردار نا پسند، در سرکوب کردن تمایلات کاذب موثر می باشد. بنابراین با اتخاذ روشِ نرمش و تشویق، رفتار پسندیده را در نظر او جلوه گر سازند و با تذکرات، آنها را از انجام کردار ناپسند باز دارند.
این اساسی ترین راهی است که پیشوایان دینی در راهنمایی بشر انتخاب کرده اند بدون اینکه آزادی فکر و منطق را از انسان سلب کرده باشند.
فذکرانما انت مذکر لست علیهم بمسیطر: همانا تو راهنما هستی نه تحمیل کننده. (سوره غاشیه آیات 21 و 22) .
منبع:تبیان
ویرایش و تلخیص:آکاایران