روانشناسی حاملگی و آثار آن - 2
 

مراقبت قبل از زایمان:
 
مراقبت قبل از زایمان باید قبل از انعقاد نطفه صورت گیرد. مادران باید از نظر حصول اطمینان از سالم و زنده بودن جنین معاینه شوند و اطلاعاتی درمورد داروها، ورزش و رژیم غدایی به آنها عرضه نمود.
وقتی حاملگی مشخص گردید نگرش مادر نسبت به بارداری خود باید ارزیابی شود که: ارزشهای او در مورد داشتن بچه چیست؟ آیا بچه سد راه شمرده می شود یا مایه خوشی است؟

احساس همسر او چیست؟ بچه نو رسیده چه تاثیری بر وضعیت مالی و عاطفی و ارتباط زن و شوهر خواهد گذاشت؟ این پرسشها و سووالات دیگر می توانند سرنخی درمورد چگونگی سیر حاملگی بدست دهند. مادرانی که تحت فشارهای روانی قرار دارند بیشتر در معرض سقط جنین، زایمان زودرس و سایر عوارض هستند.
خطر افسردگی پس از زایمان در وصرت وجود سابقه افسردگی در بیمار و یا خانواده او یا سابقه بیماری روانی قبلی در دوره پس از زایمان بالاتر می رود.
ناتوانی بچه دار شدن می تواند بر یکی یا هردو ( زن و شوهر)، استرس سنگین وارد کند. ممکن است احساس معیوب یا ناخوشایند بودن کرده، احترام به نفس خود را از دست بدهند و دچار افسردگی شوند. بعضی به سوگ فرزند خیالی خود که هرگز نخواهند داشت می نشینند. ناباروری می تواند موجب طلاق شود. بین زوجهایی که یکی از طرفین (معمولا زن) فرزند خواندگی را به عنوان راه چاره انتخاب می کند و طرف دیگر(معمولا مرد)، ناراضی است، امکان بروز طلاق وجود دارد. استرس ناباروری خود می تواند در زوجی که خواهان بچه هستند آشفتگی هیجانی بوجود آورد. چنانچه تعارضها و مشکلات قبلی، مشکلات شناخت از خود، احترام به نفس و احساس گناه به وجود آورد آشفتگی شدیدتر خواهد بود . این آشفتگی ممکن است خود را به شکل انجام رفتارهای کودکانه نشان دهد یا به شکل وابستگی شدید به پزشک و همسر یا یکی از پدر و مادر، و نیز خشم پراکنده؛ رفتار تکانشی؛ یا افسردگی گردد. اگر برای درمان ناباروری از هورمون استفاده شود ممکن است این مسایل پیچیده تر گردند. چون هورمون درمانی دربعضی از بیماران موقتا باعث تشدید افسردگی می گردد.
افرادی که با مشکل ناباروری مواجهند به ناتوانی باروری با شوک و احساس کلی درماندگی واکنش نشان داده و با مشکل خود اشتغال ذهنی توجیه پذیرانه ای پیدا می کنند. درگیر شدن فرد ناتوان برای باروری در مراجعات پزشکی، روانپزشکی ، روانشناسی و... و تلاش برای مهارت یابی در این زمینه می تواند رفتار دفاعی در مقابل این احساس بی کفایتی و تحقیر بروز نماید. نگرانی در مورد جذابیت جنسی هم شایع است. طرفین ممکن است احساس زشتی یا ناتوانی کنند. بعلاوه چنین کسانی متحمل ضربه ای براحساس خود شیفتگی خود در ارتباط با احساس زنانگی یا مردانگی خود می گردند. همسر نازا ممکن است احساس طرد شدن کرده یا تصور کند که طرف مقابل با بیزاری ازدواج را تحمل می کند. افراد مجردی که از ناتوانی باروری خودآگاهند ممکن است از ایجاد روابط صمیمانه به خاطر ترس از آشکار شدن نقص خود و طرد شدن متعاقب آن گریزان باشند.
در چنین شرایطی مراجعه به روان درمانگر ضروری است تا افراد نابارور احساس های خود را تخلیه کرده تا سوگ اعمال زیست شناختی از دست رفته خود و کودکانی که هرگز نخواهند داشت را پشت سر بگذاراند. زوجی که نابارور می ماند باید با فقدان واقعی مدارا کند. زوجی که تصمیم می گیرند از خیر پدرمادر بودن درگذرند ممکن است به عنوان یک زوج احساس تازه ای از عشق، ایثار و هویت در خود بیابند. عده ای نیز ممکن است در جستجوی راه حل هایی مثل تلقیح با منی شوهر یا دهنده، کاشت آزمایشگاهی یا فرزند پذیری برایند.

تنظیم خانواده:
 
در تنظیم خانواده با پیوستن فزاینده زنان به نیروی کار، خواه به دلیل ضرورتهای اقتصادی یا میل به خود شکوفایی و آزادی نسبی ابراز تمایلات جنسی ، به تعویق انداختن یا اجتناب از حاملگی ، نقش مهمی در زندگی بسیاری از زنها دارد. تنظیم خانواده به فرایند انتخاب زمان مناسب بچه دار شدن و اینکه لازم است شخص بچه دار شود یا خیر اطلاق می شود. جلوگیری از بارداری به ممانعت از بارور شدن تخمک گفته می شود که خودنوعی تنظیم خانواده است.

انتخاب نوع روش پیشگیری از حاملگی:
 
تصمیم پیچیده ای است که هم زن و هم شریک جنسی او در آن درگیر هستند عوامل موثر در تصمیم گیری مشتمل است بر: سن و وضعیت پزشکی زن، دسترسی او به مراقبت طبی و اعتقادات مذهبی طرفین و تمایل به یک زندگی با همسر اما بدون بچه.

تبعات بعد از زایمان:
 
حدود 40-20 درصد زنها در دوره بعد از زایمان درجاتی از آشفتگی های هیجانی و شناختی گزارش می کنند. بسیاری احساس غم مادری می کنند که یک حالت غمگینی طبیعی است و یا احساس ملال، گریه کردن و وابستگی به صورت در آمیختن مشخص است . این احساسها که ممکن است چند روز به طول انجامد به تغییرات سریع هورمونی در مادر، استرس زایمان، و آگاهی مادر از افزایش مسوولیتی که مادر شدن در پی دارد نسبت داده می شود. علایم مشابهی در پدران هم توصیف شده که با تغییرات خلقی در دوره حاملگی همسر یا پس از تولد کودک مشخص است.

چنین پدری تحت تاثیر عوامل متعدد قرار دارد:
 
افزایش مسوولیت، کاهش راه رفع تنش جنسی ، کاهش توجه از جانب همسر، و این باور که کودک نیرویی پیوند دهنده در ازدواجی نامطلوب است.
در موارد بسیار نادر (1 تا 2 در هزار زایمان ها) افسردگی پس از زایمان مادر با احساس غمگینی و میل به خودکشی مشخص است و در موارد شدیدتر، افسردگی ممکن است به توهمات، هذیان و افکار بچه کشی بینجامد.
مشاوره ژنتیک جهت اطمینان از سلامتی فرزندی که متولد خواهد شد.مراجعه مداوم به پزشک قبل از بارداری و ضمن بارداری تا زایمان، مراجعه به روانپزشک و روانشناس جهت تطابق لازم با شرایط تازه، انتظامات قابل برآورد همسر، و پذیرش کافی کودک از سوی هر دو طرف زن و شوهر لازم است.


منبع:راسخون
ویرایش و تلخیص:آکاایران