افسردگی بعد از زایمان برای پدران


روایت مستندی از زندگی جان هایمن، نویسنده‌ای که بعد از تولد پسرش افسرده شد
 
تولد اولین فرزند جان هایمن برخلاف انتظارش باعث خوشحالی او نشد.
هایمن که مدرس نویسندگی در کالج بود، به جای اینکه آن‌طور که فکر می‌کرد هر دقیقه وقت‌اش را با کودک‌اش بگذراند، با گرفتن ساعات تدریس بیشتر، خودش را از خانه دور نگه می‌داشت.

 هایمن 51 ساله به یاد می‌آورد: «نمی‌دانستم نقش من در این وضعیت چیست؟!» برعکس، زن‌اش فورا با پسرشان، جیک، که اکنون یک نوجوان است، پیوند عاطفی برقرار کرد. هایمن می‌گوید: «زن‌ام، بتسی، عاشق بچه‌مان شده بود اما من چنین محبتی را در خودم حس نمی‌کردم. فکر می‌کردم آدم شکست‌خورده‌ای هستم. فکر می‌کردم باید این موضوع را پنهان نگه دارم و مجبورم با آن کنار بیایم.»
اما هایمن شکست نخورده بود. او دچار افسردگی شده بود. افسردگی پس از زایمان که برای مدت‌ها تصور می‌شد، بیماری‌ای است که برخی از مادران تازه را گرفتار می‌کند، ممکن است مردان را هم مبتلا کند اما به گفته کارشناسان بهداشت روانی این حقیقت اغلب نادیده گرفته می‌شد.

آمارها این موضوع را تأیید می‌کنند
 
حدود 10 درصد از مردانی که تازه پدر شده‌اند و حدود 14 درصد زنانی که تازه مادر شده‌اند، به افسردگی مبتلا می‌شوند. اما اغلب مردان و همسران‌شان متوجه بروز این عارضه نمی‌شوند. علایم این بیماری در مرد و زن مشابه است، اما علت آن ممکن است متفاوت باشد. به گفته کارشناسان احتمالا در زنان تغییرات هورمونی در ایجاد افسردگی پس از زایمان نقش دارد، اما در مردان ممکن است تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره در سبک زندگی آغازگر افسردگی هنگام پدرشدن باشد. پس از تولد نوزاد، تغییراتی در ساختار خانواده ایجاد می‌شود. ممکن است حمایت افتصادی از مراقبت از کودک بر مرد فشار آورد. مرد ممکن است توجه همیشگی همسرش را که به آن عادت داشته است، از دست بدهد و البته خواب او هم به علت گریه‌های شبانه نوزاد به هم ریزد.

علائم و نشانه‌ها
 
پدران افسرده نسبت به مادران افسرده با احتمال بیشتری ممکن است به رفتارهای مخرب مانند روی آوردن به مصرف الکل و مواد اعتیادآور، حملات عصبانیت، درگیر شدن با دیگران و رفتارهای خطرآفرین مانند رانندگی بی‌احتیاط یا بی‌بندوباری جنسی روی آورند. برخی نیز مانند هایمن خود را در ساعات طولانی کار غرق می‌کنند.
خلق افسرده و غمگین، از دست دادن علاقه و لذت، اضافه وزن یا کاهش وزن، پرخوابی یا کم‌خوابی، بی‌قراری، خستگی، احساسی بی‌ارزش بودن یا گناه، اختلال تمرکز و اشتغال خاطر با مرگ و خودکشی و...
افسردگی می‌تواند در طول چند روز یا چند هفته پس از زایمان شروع شود و برای یک سال یا بیشتر ادامه پیدا کند. اگر افسردگی پس از زایمان در پدر معالجه نشود، ممکن است هم برای کودک و هم برای والدین زیان‌بار باشد. کودکانی که در خانواده‌ای متولد می‌شوند که توجه کمتری از والد یا والدین افسرده‌شان دریافت می‌کنند، در معرض ابتلا به مشکلات جسمی و عاطفی هستند.
تصور می‌شود که افسردگی پدر احتمال پرخاشگری و رفتارهای مخرب در کودک را در آینده افزایش دهد (برعکس افسردگی درمادر با کاهش کلی سلامت، مشکلات یادگیری و خطر بیشتر ابتلا به افسردگی در کودک همراهی دارد). افسردگی پس از زایمان را می‌توان با روان‌درمانی، دارودرمانی یا ترکیب هر دو روش درمان کرد.توجه همسر
توجه همسر معمولا در شناسایی افسردگی در پدر جدید مهم است. در اغلب اوقات همسر فرد است که برای اولین بار متوجه افسردگی او می‌شود. به‌خصوص در مردانی که سابقه افسردگی دارند، توجه بیشتری از طرف همسر از لحاظ بروز افسردگی پس از زایمان لازم است. داشتن سابقه افسردگی یا بیماری روانی پدر را در معرض خطر بیشتر افسردگی پس از زایمان قرار می‌دهد. همچنین داشتن همسری که افسردگی پس از زایمان داشته است، این خطر را در مرد هم افزایش می‌دهد. این افزایش خطر افسردگی، حتی در مواردی که زوج متارکه کرده یا طلاق گرفته‌اند هم وجود دارد.

پرده آخر
 
هایمن که برای بیماری‌اش تحت درمان قرار نگرفته بود، دو ماه پس از تولد فرزندش به یک تجربه عاطفی عمیق رسید. همسرش نوزاد را که جیغ و داد می‌کرد، روی سینه او گذاشت و پدر و پسر با هم به خواب رفتند. «وقتی از خواب بیدار شدم و بچه‌ام را در کنارم دیدم، به گریه افتادم. تازه فهمیدم که او پاره‌ای از وجود من است.»

تازه‌های تحقیق
 
یک بررسی جدید نشان می‌دهد تنها مادرها نیستند که دچار افسردگی پس از زایمان می‌شوند.
شمار زیادی از پدرها هم ممکن است پیش یا پس از تولد کودک‌شان به افسردگی دچار شوند. به گزارش خبرگزاری فرانسه براساس یک بررسی جدید در آمریکا حدود 10 درصد پدرها پیش یا پس از تولد کودک‌شان دچار افسردگی می‌شوند و پدرهای آمریکایی با احتمال بیشتری نسبت به پدرها در سایر کشورها ممکن است پیش یا پس از زایمان همسرشان احساس غم و اندوه کنند. این بررسی که به سرپرستی جیمز پالسن از دانشکده ویرجینای شرقی انجام شد، نشان داد که افسردگی ناشی از بچه‌دار شدن در میان پدرها در طول 3 تا 6 ماه پس از به دنیا آمدن نوزاد به اوج می‌رسد، به‌طوری که 6/25 درصد از پدرها درجاتی از افسردگی را تجربه کرده‌اند. 14درصد پدرهای آمریکایی پیش یا پس از بچه‌دار شدن احساس افسردگی می‌کردند، در حالی که این رقم در سطح بین‌المللی 2/8 درصد بود. این پژوهشگران همچنین دریافتند که پدرهایی که در 12 ماه گذشته دچار حمله افسردگی شده بودند، با احتمال دو برابر بیشتر نسبت به 8/4 درصد مردان در جمعیت عادی ممکن است دچار افسردگی پس از بچه‌دار شدن شوند. مادران با احتمالا دو برابر بیشتر ممکن است دچار افسردگی پس از بچه‌دارشدن شوند. نتیجه این بررسی نشان داد که حدود 24 درصد از زنان دچار افسردگی مربوط به بارداری یا بچه‌دار شدن می‌شوند. براساس این بررسی در مورد مادران نیز مانند پدران، افسردگی ناشی از بچه‌دار شدن در 3 تا 6 ماه پس از تولد بچه به اوج می‌رسید، به طوری که در این موقع تا 42 درصد مادران احساس افسردگی را گزارش کردند. اغلب اگر مادر دچار افسردگی ناشی از بچه‌دار شدن شود، پدر هم این‌گونه خواهد بود و افسردگی پدر مانند افسردگی مادر می‌تواند اثرات قابل‌توجه عاطفی، رفتاری و رشدی بر کودک داشته باشد. این بررسی خواستار آن می‌شود تلاش‌هایی به عمل آید تا تشخیص زودرس و ارجاع پدران دچار افسردگی پیش یا پس از بچه‌دار شدن انجام شود، به خصوص در پرتو شواهد فزاینده در مورد اینکه افسردگی پدری ممکن است اثرات تاثیرگذار عاطفی، رفتاری و رشدی بر کودکان داشته باشد. این پژوهشگران همچنین می‌گویند که پیشگیری و درمان افسردگی باید به جای فرد بر زوج و خانواده متمرکز باشد.


منبع:راسخون
ویرایش و تلخیص:آکاایران