bxs1 bxs2

شکی نیست که قلدری به هر صورت که تعریف شود برای برخی از افراد نوجوان پراسترس‌ترین تجربه زندگی است. برخی به حدی از این موضوع هراس دارند که از رفتن به مدرسه طفره می روند و یا بهانه می‌یابند تا از موقعیت هایی که ختم به قلدری می شود پرهیز کنند.

با در نظر گرفتن جمعیت بالای نوجوانان کشور، که نیروی محرکه و پویای جامعه محسوب می شوند، قابل تامل است تا به شناخت نگرشها، مشکلات و خواسته های آنها توجه بیشتری شود. چون نوجوانان ما نسل بالنده، پرتحرک و با نشاط و امیدوار تر نسبت به آینده به حساب می ایند لذا توجه به مشکلات آنان، مانند پرداختن و توجه کردن به اصلی ترین سرمایه های ملی کشور است.

بسیاری از فرزندان نوجوان ما امکان دارد با قلدری مواجه شوند. انواع مختلفی از قلدری وجود دارد که کنارآمدن با برخی از آنها ساده‌تر است.

گردن کلفتی یا قلدری شامل: سربه سر گذاشتن و اسم گذاشتن، پخش شایعات زشت، نوشته‌ها یا ایمیل‌های سوء استفاده کننده یا تهدید آمیز و ایجاد ارعاب و خشونت است.

اغلب برای این رفتارها تفسیرهای متفاوتی وجود دارد. برای مثال آنچه توسط یک نوجوان یک سربه سر گذاشتن ساده است ممکن است برای دیگری نوعی آزار و اذیت جدی به نظر برسد لذا نمی توان به طور قطع یک رفتار را در دامنه قلدری قرار داد یا ان را کلا رد کرد.

اثرات قلدری

شکی نیست که قلدری به هر صورت که تعریف شود برای برخی از افراد نوجوان پراسترس‌ترین تجربه زندگی است. برخی به حدی از این موضوع هراس دارند که از رفتن به مدرسه طفره می روند و یا بهانه می‌یابند تا از موقعیت هایی که ختم به قلدری می شود پرهیز کنند. در بالاترین سطح، گاه قلدری می تواند به خودکشی یا اقدام برای خودکشی ختم شود. لذا این مساله باید جدی در نظر گرفته شود. درست است که کودکان و نوجوانان باید یاد بگیرند که سطح مشخصی از سربه سر گذاشتن و شوخی های مخصوص این سن و سال را بپذیرند و یا از آن چشم‌پوشی کنند، و والدین باید در این موارد از آنها حمایت کنند تا آنها بتوانند با آن به‌خوبی مواجه شوند اما تهدیدهای جسمی و یا طعنه و سرزنش های متوالی اضطراب‌زا بوده و نباید تحمل شوند.

قربانی

برخی از نوجوانان با احتمال بیشتری نسبت به بقیه افراد قربانی این گردن‌کشی‌ها هستند. آنهایی که یک ویژگی فیزیکی (جسمانی) واضح مانند اضافه وزن داشته و یا حتی جثه ای ریز نقش داشته و ضعیف به نظر می رسند، و یا آنهایی که به یک نوع ناتوانی مبتلا هستند (معلولیت)، نوجوانان کم‌رو و خجالتی و یا بی‌اعتماد بنفس، نوجوانانی که توانایی ابراز وجود کمتری داشته و در برابر تمسخرها و بدرفتاری ها به سرعت ضعف نشان می دهند و یا نوجوانانی که به ظاهر وابسته به والدین نشان می دهند، به نظر می رسد که ازقربانیان اصلی قلدری هستند و لذا  درست همینجاست که دوستان و والدین می توانند نقش کلیدی خود را ایفا کنند (قربانیان نیاز دارند که حمایت شوند تا ببینند که در این موضوع هیچ تقصیر و گناهی ندارند).

قلدرها اغلب افرادی هستند که خودشان مورد گردن‌کشی و یا سوء استفاده قرار گرفته‌اند و ممکن است آسیب‌پذیر و عصبانی باشند

قلدری

 وقتی که قلدری اتفاق می افتد بیشتر توجه ها سراغ فرد قربانی می رود. اما لازم است که به شخص قلدر هم توجه شود. تمام قلدرها مثل هم نیستند. تحقیقات نشان داده است که بین معرکه‌گیرها(یعنی همان قلدر اصلی)، نوچه‌ها و تماشاگرهای خاموش و ساکت تفاوت هایی هست. قلدرها اغلب افرادی هستند که خودشان مورد گردن‌کشی و یا سوء استفاده قرار گرفته‌اند و ممکن است آسیب‌پذیر و عصبانی باشند. راه های مختلفی برای کمک به آنها هست که به آنها کمک می کند مشکل خود را مدیریت کنند و مانع از بروز آن در حق افراد دیگر شود.

ضمن اینکه تمام قلدری ها در مدرسه‌ها اتفاق نمی افتد، بیشتر مردم فکر می کنند که گردن‌کشیها و قلدری ها در مدارس بیشتر از هر جای دیگر اتفاق می افتد درحالیکه این مسئله می تواند در هر جایی از جمله در خانه، اینترنت و یا حتی توسط خواهر و برادر بزرگتر اتفاق بیفتد.

چه می‌توان کرد

 هرچند، گاهی اوقات مشاهده آنچه که در حال وقوع و پیشرفت است دشوار است اما بزرگترها می توانند کمک زیادی کنند. اگر در کودکتان علائمی از استرس مشاهده کردید و مطمئن نیستید که چه اتفاقی در حال وقوع است، گردن‌کشی می تواند یک گزینه احتمالی باشد.

تمام مدارس نیازمند یک استراتژی مقابله با گردن کشی و قلدری هستند. لذا شما به‌عنوان والدین می توانید پیگیر چنین مکانیسمی در مدرسه باشید که اگر وجود نداشت به کمک سایر والدین درخواست چنین مکانیسمی را مطرح کنید.

,اصول تربیتی نوجوان

(توجه کنید منظور ما از راه اندازی چنین مکانیسمی در مدارس این است که هم به مشکلات رفتاری فرد قلدر پرداخته شود و هم بر روی مهارتهای ارتباطی و توانایی ابراز وجود قربانیان توجه لازم صورت گیرد).

اگر متوجه شدید که نوجوان تان مورد گردن‌کشی واقع شده، با کمال حساسیت و دقت این مساله را دنبال کنید. برخوردهای تند با مدرسه و کادر آموزشی آن و داد و فریاد راه انداختن الزاما بهترین روش نیست. افراد نوجوان اغلب نسبت به رفتار والدین‌شان بسیار عصبانی می شوند و حتی ممکن است فرد قلدر در تلافی رفتار مدرسه دوباره مزاحمت ایجاد کند.

لذا بهترین کار مسلط شدن بر اوضاع و صحبت کردن با فرزندتان جهت اتخاذ تصمیمی است که خود او نیز از انجام آن خوشحال و راضی باشد. این تصمیم می‌تواند شامل جلب حمایت دوستان فرزندتان یا والدین آنها، صحبت کردن با یک معلم مورد اعتماد مدرسه و یا حتی تغییر مدرسه باشد.

 

مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net