مهارتهای نوجوانانه

ضرورت آموزش مهارت‌های زندگی به کودکان ونوجوانان

مهارت های زندگی، کودکان ونوجوانان را قادر می سازد که دانش (آنچه را که می دانند) و نگرش و ارزش های خود (آنچه احساس می کنند و بدان باور دارند) را به عمل تبدیل نمایند.منظور از مهارت های زندگی این است که ...

امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است. انسان ها برای مقابله سازگارانه با استرس های موقعیت های مختلف و کشمکش های زندگی به کارکردهایی نیاز دارند که آنان را در کسب این توانایی ها تجهیز نماید لذا ضروری است فرصت هایی فراهم گردد تا کودکان و نوجوانان علاوه بر کسب توانایی های خواندن و نوشتن، حساب کردن و... مهارت های زندگی را نیز فرا گیرند.

مهارت های زندگی، مهارت های شخصی و اجتماعی هستند که کودکان و نوجوانان باید آنها را یاد بگیرند تا بتوانند در مورد خود، انسان های دیگر و کل اجتماع به طور موثر و شایسته عمل نمایند.

در دوره کودکی، تعارض‌ها جلوه چندانی ندارند، اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری‌های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش‌های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می‌کنند.

همزمان با رشد جسمانی و روانی، انتظار جامعه و خانواده نیز از فرد نوجوان و جوان افزایش می‌یابد به طوری  که آنها می‌پذیرند به سبب زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود کنند و در چارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار گیرند.

در این راستا نوجوانان و جوانانی که شیوه‌های صحیح رفتاری را فرا نگرفته باشند و مهارت‌های لازم را در جهت تطبیق خود با خانواده و جامعه نیاموخته باشند، با آسیب‌های جدی و متعددی روبه‌رو خواهند شد و در صورتی که رفتارهای ضداجتماعی در آنها شکل گرفته و از خود واکنش‌های منفی بروز دهند، آسیب‌های روان‌شناختی در شخص و انحرافات و ناهنجاری‌هایی را در جامعه سبب خواهند شد.

مهارت های زندگی، کودکان ونوجوانان را قادر می سازد که دانش و نگرش و ارزش های خود را به عمل تبدیل نمایند

متاسفانه افراد یک جامعه همواره در مسیر بهنجار رشد روانی و اجتماعی قرار نمی‌گیرند و به دلایل گوناگون، تعداد زیادی از نوجوانان و جوانان، توان دریافت محرک‌های بیرونی و ایجاد توازن بین محرک‌ها و انگیزه‌های درونی خود را ندارند و بدین ترتیب رشد موزون و همه‌جانبه که هدف اصلی تعالی انسان به طور کامل و نسبی است، تحقق نمی‌یابد. در این میان هر چه جامعه پیچیده‌تر و ارتباطات بین فردی و اجتماعی وسیع‌تر گردد، تعارض‌های درونی و محیطی بیشتر شده که به سرگشتگی و آشفتگی در افراد بی‌توان می‌انجامد.

اما چنانچه نوجوان و جوان ما مجهز به مهارتهای زندگی گردد،از بسیاری نابسامانی‌ها و انحرافات به دور خواهند بود.

انسان دنیای امروز به لحاظ پیچیدگی زندگی، وسعت و سرعت تغییرات با چالش های فراوانی روبروست که این چالشها در قرن آینده بارزتر خواهد شد آموزش مهارت های زندگی فرد را برای غلبه بر چنین تنشها و مشکلات زندگی که پیش روی فرد و جامعه است آماده می کند.

تلاش زیادی در جهت تعریف مهارت زندگی در متون تخصصی صورت گرفته است. ولی به طور کلی مهارتهای زندگی شامل سه قسمت می باشد: آموزش مهارت های شخصی، آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مربوط به عدم مصرف الکل و موادمخدر. اما در یک کلام می توان گفت مهارت های زندگی توانایی هایی هستند که با آموزش آنها کودکان و نوجوانان می توانند ویژگی ها و استعدادهای خود را شکوفا کنند ،محدودیت ها و نقاط ضعف خود را شناخته و به رفع آنها بپردازند ، مسوولیت های فردی  و اجتماعی خود را به نحو احسن انجام دهند ، ارتباطات خوب و سالمی با دیگران  داشته باشند ،تصمیم های صحیح و درستی بگیرند ، بتوانند تعارضات و مشکلات خود را بدون صدمه زدن به خود و دیگران حل کنند ، خشم خود را کنترل کنند و با تنش های روزانه به طور موثر و سازگارانه کنار بیایند .

به طور کلی مهارت های زندگی، کودکان ونوجوانان را قادر می سازد که دانش (آنچه را که می دانند) و نگرش و ارزش های خود (آنچه احساس می کنند و بدان باور دارند) را به عمل تبدیل نمایند.منظور از مهارت های زندگی این است که هر کودک در کنار آموزش خواندن و نوشتن، به مهارت هایی دست یابد که به مدد آنها بتواند ابتدا به شناخت درستی از خود دست پیدا کند و سپس به خوبی با افراد و محیط اطراف ارتباط برقرار سازد و به حل مشکلات خود و جامعه و محیط زیست یاری دهد.

 حال که نمی‌توان مانع تغییرات و پیچیدگی‌های جامعه و گسترش روابط اجتماعی و بین‌فردی افراد شد، راهی جز آماده کردن نسل نوخواسته برای روبه‌رو شدن با موقعیت‌های دشوار زندگی جدید باقی نمی‌ماند و با این استدلال آموزش مهارت‌های زندگی با حمایت سازمان‌های ملی و بین‌المللی برای پیشگیری نوجوانان و جوانان از بیماری‌های روانی و کج‌روی‌های اجتماعی در سراسر جهان در سطح مدارس آغاز شده است.

در دوره کودکی، تعارض‌ها جلوه چندانی ندارند، اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری‌های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش‌های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می‌کنند

بروز مشکلات رفتاری و اختلالات روانی، مداخله مستقیم و فوری را ضروری می‌سازد که در این شرایط مداخله عبارت است از افزایش قدرت سازگاری افراد، بالا بردن ظرفیت‌های اجتماعی و فردی آنان در برنامه‌های اصلاحی، که هدف آن ارتقای ظرفیت روان‌شناختی نوجوانان و جوانان است که حصول به این امر مهم و ضروری  تنها از طریق آموزش مهارت‌های زندگی جامه عمل می‌پوشد.

 

 

 

فرآوری: مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net