از دیرباز،شوق وآرزومندی برای رسیدن به نزدیکان مضمون نوشته های نویسندگان وشعرا بوده است . اکثر ما به زادگاهمان یا محلی که آن را خانه می نامیم به شدت وابسته‌ایم .هرگاه نتوانیم برای کسب آرامش وامنیت درخانه خود حضور یابیم ، بسیار آزرده می شویم .


دوران دانشجویی با همه تلخی ها، خوشیها و سختیها و شیرینی اش ، بهترین دوران زندگی هر انسانی است که این سرزمین رویایی را تجربه کرده باشد. همین حس دانشجو بودن یکی از لذت بخش ترین ویژگی های این دوران است ، حس دانشجویی یعنی حس نخبه بودن ، ممتاز بودن ، برتر بودن و قابل احترام بودن است. حسی است که اعتماد به نفس و غرور در کنار افتخار و حس توانمندی در آن موج می زند و دانشجو سوار بر این موج لذت می برد و گاهی به دیگران بویژه هم سن و سالان خود فخر می فروشد و خود را شایسته توجه و احترام بیشتری می داند.چه بسا افرادی که تنها به دلیل ملقب شدن به این لفظ فریبنده ، رنج کنکور و درس و بحث را می خرند تا کسای دانشجویی برتن کرده باشند. برخی با همین افتخار دانشجو بودن به خواستگاری می روند و زمانی پیشتر، البته تنها همین امتیاز برای رسیدن به همسر مورد علاقه کافی بود.

وقتی شما خانه را به قصد حضور در دانشگاه ترک میکنید، چه بسا درجاتی از غم غربت ودلتنگی راحس کرده باشید.

برخی دانشجویان چنان غرق در هیجان دوستان وفعالیت‌های جدید می‌شوند که کاملا زندگی پیشین خود را از یاد می‌برند.بعضی دانشجویان فقط در همان چند دقیقه اول هیجان زده هستند وسپس دلشان برای همه آن چیزهایی که برایشان آشنا و صمیمی بود تنگ می‌شودودر آرزوی دیدار خانواده و دوستانشان به سر می‌برند.عده‌ای دیگر ، از همان ابتدای ورود به محیط نا آشنای دانشگاه

 وشهر در وحشتند .

آنها برای مدتی ،از چند روز تا یکی  دو سال تحصیلی ، غمگین اند و تا حدودی احساس بیچارگی می‌کنند.این مشکل برای دانشجوی خارجی یا غیر بومی دشوارتر است ،دسته اخیر دانشجویان برخلاف دانشجویان بومی از عوامل حمایتی محرومند ،عواملی نظیر دوستان هم شهری که با یک زبان و گویش وعلاقمندی مشترک با یکدیگر سخن بگویند.

ما به هر محیط جدیدی پا بگذاریم ومجبور شویم نیازهایمان را به نحوی متفاوت با قبل وبا افرادی دیگر تأمین کنیم ،دچار غم غربت ودلتنگی می‌شویم .هریک از ما برای تغییر وآموختن روش‌های مختلف کنار آمدن با محیط های جدید،آستانه تحمل خاصی داریم .غم غربت ،اصطلاحی کلی است که اندوه ، غمگینی ،از دست دادن معنا ،ترس از تغییر، یا احساسات تنهایی را دربر می‌گیرد.گاهی اگر دانشجو نتواند نیازهای دوست داشتن وتعلق خود را با افراد جدید تأمین کند.چه بسا دچار افسردگی جدی شود.درچنین شرایطی ،دانشجوی جدید(یا دانشجویی که غم غربت دارد)درپی کمک های حرفه‌ای بر می‌آید تا از دغدغه‌ها و نگرانی- هایش سخن بگوید.

غم غربت شفای عاجلی ندارد،ولی هرگاه به شدت غمگین شوید،اگر با کسی حرف بزنید،حتما حالتان بهتر می‌شود اغلب اوقات ،مشاوران  می‌توانند معنای تازه‌ای از خودمان و زندگی را به ما نشان دهند،آن ها ما را به حل مشکلات ودرک جدیدمحیط ترغیب می کنند .غم غربت ،اغلب روشی است برای گفتن این که ما از مواجهه با آینده می ترسیم یا در کنار آمدن با آن تردید داریم.حرف زدن با دوستان جدید،درگیر شدن دربرخی فعالیت‌ها ی تازه (تا زمان مأنوس شدن با آنها )یا حرف زدن با مشاور یا معلم مورد علاقه‌تان راهی است برای تخفیف ناگوارترین حزن‌ها .

چند وسیله آشنا و مانوس را از خانه تان به محل جدیدبیاورید.چیزهایی مانند عکس ،گیاهان ،حتی حیوانات خشک شده حس تداوم به فرد می‌دهند وشوک حاصل از محیط جدید را نزد وی تسهیل می کند.

چه بسا دانشجویانی که به دلیل شکست در این واقعه ، ترک تحصیل کرده اند و چه بسا افراد دیگری که به این بهانه ، قله های ترقی علمی را طی نموده اند. به هر حال دوران دانشجویی تجربه کوتاهی از همه زندگی است و با همه تلخی ها و خوشی هایش یکی از بهترین دوران عمر آدمی است. دلخوشی ها و دلتنگی هایی که در فضای غیررسمی دانشگاه ، آنچه که زیست دانشجویی نامیده می شود تبلور دارد و در طول زندگی خاطراتش بر ذهن حاکم است .دلخوشی ها و دلتنگی هایی که همیشه دوستشان داریم.

راهنمائیهای برای غلبه بر غم غربت سازگاری سریع تر:

*بپذیرید که به آن دچارید.{بخش اعظم خاطرات شما و آنچه می توانید بدان تکیه کنید، درخانه قبلی تان است}.غم غربت پاسخی طبیعی به این احساس فقدان است.

*با خواهر وبرادر بزرگتان یا دوستی که اوهم از خانه دور است،دراین باره صحبت کنید قدرت زیادی لازم است تا این واقعیت را بپذیریدکه چیزی شما را رنج می دهد وبایدبا آن روبرو شوید.

*چند وسیله آشنا و مانوس را از خانه تان به محل جدیدبیاورید.چیزهایی مانند عکس ،گیاهان ،حتی حیوانات خشک شده حس تداوم به فرد می‌دهند وشوک حاصل از محیط جدید را نزد وی تسهیل می کند.

*با محیط جدید خود آشنا شوید.دراطراف قدم بزنید.اگر بدانید ساختمانها ،کلاسهاوخدمات درکجا مستفرند،بهتر می‌توانید برخود مسلط شوید.

*از دیگران بخواهید شما را درکشف محیط تازه همراهی کنند.دوست یابی قدمی بزرگ درتخفیف غم غربت است .

*با اعضای خانواده‌تان درتماس باشید،اما تلفن‌های خودرا محدود کنید. برایشان درباره فعالیت‌ها وتجربه‌های جدیدتان بنویسید. آنها را متوجه سازید که شما هم مایلید از حال وروزگار آنها مطلع باشید.

*قراری را برای رفتن به خانه تنظیم ومقدمات آن را فراهم کنید .این روش از احتمال بازگشت ناگهانی شما به خانه می‌کاهد و شما را روی هدفهای محل اقامت جدیدتان متمرکز می‌کند.

* درپی فرصت‌های جدید برآیید .همان اندازه که دیدن مردم ،کلاسها ،ساختمانها و دیگر موارد محیط جدید وحشت انگیز بنظر می‌رسند ،درعین حال فرصت آشنایی با مردمی را پیش می‌آورند که بین شما و آنها زمینه علایق مشترکی وجود دارد. درکلاس‌هایی که برای شما جالبند ،ثبت نام کنید وبه فعالیت‌های مورد علاقه‌تان سرگرم شوید،یا فعالیت تازه‌ای را امتحان کنید.

*کاری کنید .منتظر نشوید تا غم غربت خود برطرف شود.مشکلات مدفون شده اغلب بعدها درچهره مشکلاتی مانند :سردرد،خستگی ،بیماری،یا کمبود انگیزه رخ می‌نمایانند.

*سعی کنید در محیط خوابگاه و در برخورد با دیگران حتی الامقدور کشمکش و مشاجره نداشته باشید .

در مورد موضوع های بحث انگیز و بی نتیجه به جدل نپردازید.  نظم اتاق و خوابگاه را رعایت کنید و به حقوق دیگران احترام بگذارید. حساسیت های افراد را بشناسید و در لیست موارد رعایت شدنی قرار دهید . در صورت امکان با فعالیت های دیگر هم اتاقی ها هماهنگ شوید  . فعالیت هایی از قبیل درس خواندن، خوابیدن، صحبت کردن و ... تا ناهماهنگی به بروز کشمکش نیانجامد . از ایجاد روابط نزدیک و صمیمی با افرادی که هنوز شناخت کافی ازآنها ندارید،  خودداری کنید . در عین صمیمیت ، حریم های شخصی را رعایت کنید .

فرآوری : کهتری

بخش خانواده ایرانی


منابع:

ترجمه :نسرین مصباح- روان پژوه

نشریه ندای دانشجو

مقالات مرتبط :   

فقدان ایمنی در نبودش

خاطرات خوب یا بد، اما ماندنی 

منبع : tebyan.net