اگر زمانی در خانواده ‌ای، پدر که از راه می ‌رسید، بچه ‌ها به گوشه ‌ای می‌ ‌خزیدند و سر و صدا‌ها قطع می‌ شد و هر کدام باید به پدر زودتر سلام می ‌گفتند و حق دراز کشیدن و پشت کردن به او را نداشتند. یا اگر روزگاری پریدن وسط حرف بزرگ ‌تر قبیح بود و زودتر از بزرگ‌ تر نباید غذا خورده می ‌شد و بچه ‌ها جلوی پای بزرگ ‌تر باید می ‌ایستادند و ... این روزها، پدرسالاری به تاریخ پیوسته و در بیش از 70 درصد خانواده ‌ها این فرزندان هستند که حرف اول و آخر را می ‌زنند.

این روزها شیوه ‌های تربیتی فرزندان نسبت به گذشته تغییر کرده و فضای خانواده ‌ها شاهد دور جدید تعامل بین اعضاست. غلامرضا علیزاده، محقق اجتماعی در این ‌‌باره می‌ گوید: فرزند سالاری مقوله ‌ای است که در خانواده ‌های متوسط و بالای شهری به وجود آمده و در حال حاضر رو به افزایش است. به گفته او، بیشتر والدین در خانواده‌ هایی که فرزند سالاری به آن حاکم است، خود میان خانواده ‌های پدر سالاری رشد کرده‌ اند و به همین دلیل احساس می ‌کنند که آن شیوه رفتاری را نباید در مورد فرزندانشان اجرا کنند و به نوعی می‌ کوشند فضای لازم را برای تحقق خواسته‌ های فرزندان‌شان ایجاد کنند.

چرا فرزند سالاری؟

«اینو دوست ندارم»، «اونو نمی ‌خواهم»، «نمی‌ خوام زود بخوابم»، «نمی‌ خوام برم حموم»، «اصلا به تو چه»؟ برای بسیاری از ما، شنیدن این عبارات از کودکان زیر سن مدرسه، چندان عجیب و غیرعادی نیست، در حالی که اگر این عبارت‌ ها با پاسخ ‌های منطقی از طرف والدین همراه نباشد، کودک را وامی‌ دارد تا در سنین بالاتر از ادبیات جانبدارانه خود در برابر سایر افراد ـ غیر اعضای خانواده هم ـ استفاده کند.

دکتر محمدرضا خدایی، روان ‌پزشک، فرزند سالاری را زمانی در یک خانواده رواج یافته می ‌بیند که نظم آن خانواده به هم بخورد، او می ‌گوید: «رفتارهای ما همیشه از دو جا ضربه خورده است، یکی افراط و یکی تفریط. زمانی پدرسالاری در خانواده ‌ها حاکم بود و حالا هم دچار تفریط شده ‌ایم و به سمت فرزند سالاری رفته ‌ایم. این در حالی است که باید به جای این که دنبال سالار بگردیم، به سمت قانون و منطق برویم و احترام به جایگاه افراد را مد نظر قرار دهیم».

این روان ‌پزشک، فرزند سالاری را در خانواده ‌هایی می ‌بیند که نقش پدر و مادر به هر علتی تضعیف شده است و گاهی مواقع پدر و مادر عقده‌‌ های نهفته خود را در دوران کودکی به صورت واکنشی به فرزندانشان منتقل می‌ کنند، در حالی که این نگاه به بهای نابودی آینده آنهاست. دکتر خدایی همچنین مثال می‌ زند که در برخی موارد، والدینی که هنوز آمادگی پدر و مادر شدن ندارند و از روی دلسوزی بیش از حد، این شیوه تربیتی را به کار می ‌گیرند، از روی بی‌ حوصلگی و سوء مدیریت خود باعث فرزند سالاری می ‌شوند.

50 درصد والدین ایرانی اصول تعلیم و تربیت فرزندان را نمی‌ دانند و براساس تجربیات خودشان عمل می ‌کنند و مثال معروف چهار تا پیراهن بیشتر پاره کرده ‌ایم را برای توجیه رفتارهای خود به کار می ‌برند.

این که بسیاری از کودکان در خانواده ‌های امروز، حرف ‌شنوی ندارند و بی ‌اعتنا به مخالفت و دیدگاه والدین، روی نظر خودشان پافشاری می ‌کنند، علتی جز تزلزل در تصمیم والدین برای رویا رویی با نیاز کودک ندارد.

با کودک‌ سالاری حاکم بر خانواده چه کنیم؟

حقوق کودک یعنی برآوردن نیازهای اولیه. تربیت صحیح، به کار بردن اقتدار در عین منطق، ایجاد عزت نفس واقعی، اما متاسفانه برخی حقوق کودک را مهربانی و انعطاف‌ بیش از حد یا خشکی و تندی بیش از اندازه تلقی می‌ کنند.

این که بسیاری از کودکان در خانواده ‌های امروز، حرف ‌شنوی ندارند و بی ‌اعتنا به مخالفت و دیدگاه والدین، روی نظر خودشان پافشاری می ‌کنند، علتی جز تزلزل در تصمیم والدین برای رویا رویی با نیاز کودک ندارد. کودک می‌ فهمد اگر اصرار لجبازی، گریه و پرخاش کند، والدین دیدگاهشان را تغییر می‌ دهند و تسلیم ‌خواسته او می ‌شوند.

البته کارشناسان تربیتی تاکید می ‌کنند که منظور از قطعیت و منطق در رفتار والدین، به معنی خشکی و عصبانیت و بی ‌حوصلگی و نبود مهر و عطوفت نسبت به کودکان و عدم نوازش مادرانه یا پدرانه نیست، بلکه منظور پایداری والدین در تصمیم و تعیین مصلحت کودکان است، به طوری که زمان صرف کنیم و به آنها بفهمانیم چه چیزی برایش مفید و چه چیزی

مضر است که این امر، زبان شیرین و صبر و حوصله می ‌طلبد.

براساس پژوهش‌ های اخیر  کودکانی که در سنین پایین مورد تنبیه بدنی قرار می ‌گیرند، رفتار تهاجمی بیشتری از خود بروز می‌ دهند. نتایج این تحقیق نشان می ‌دهد کودکانی که به طور مرتب تنبیه می‌ شوند بیشتر فریاد می ‌زنند، پرخاش می ‌کنند و در بدرفتاری‌ و تهدید به خرابکاری پیشتر از دیگران هستند. روان شناسی نوین توصیه کرده که به جای کتک از روش «راندن کودک به گوشه دیوار» استفاده کنید، زیر این شیوه به کودک فرصت می ‌دهد به رفتار خود و عواقب آن فکر کند و این امر در بهبود رفتار کودک در سنین بالاتر موثر است.

کتک؛ بچه‌ها را کم ‌هوش می‌ کند

در هر کشوری که تنبیه بدنی کودکان بیشتر است به همان میزان هوش افراد در سطح ملی کاهش یافته است به عبارت بهتر، تنبیه و کتک، ساختار مغز را تغییر می‌ دهد و پروسه‌ های عصبی خاصی را مختل می‌ کند. از نظر پژوهشگران تنبیه بدنی به کودک می‌ آموزد که زدن راهی برای حل مسائل است.

اگر کودک با تنبیه بزرگ شود، کمتر قدرت تصمیم ‌گیری و تشخیص درست از نادرست را می‌ آموزد و حتی در غیاب والدین خود بیشتر به دروغ، حقه ‌بازی، تقلب و آزار بچه ‌های کوچک‌ تر مبادرت می‌ ورزد.

 اگر کودک با تنبیه بزرگ شود، کمتر قدرت تصمیم ‌گیری و تشخیص درست از نادرست را می‌ آموزد و حتی در غیاب والدین خود بیشتر به دروغ، حقه ‌بازی، تقلب و آزار بچه ‌های کوچک‌ تر مبادرت می‌ ورزد.

روان ‌شناسان کودک برای برون‌ رفت از مشکلی که این روزها آن را رفتار دو گانه و گاهی خشن والدین می ‌نامند، توصیه می‌ کنند:

در رفتارتان ملایم و مهربان باشید، صدایتان را بلند نکنید، کودک صدای عادی و طبیعی را بهتر می‌ شنود.

در واکنش نسبت به رفتار اشتباه کودکتان، مکث کنید، اندکی صبر شما را از واکنش آنی باز می‌ دارد؛ واکنشی که آثار طولانی بر کودکتان دارد.

و بالاخره وقت صرف کودک‌ تان کنید، به جای مجازات و ناسزا، کار درست را انجام بدهید، مشوق بگذارید و توقع‌ تان را به او بگویید.

برگرفته از:مجله چهاردیواری

گروه خانواده وزندگی تبیان .تنظیم:حدیثه نصری مقدم

مقالات مرتبط:

یک تکیه گاه برای آسودن

نقطه آغازبحران درتربیت کودک

نقدی برروشهای سخت گیرانه ومقتدرانه

ویژگی های تربیت صحیح

چندنکته لازم درتربیت کودکان

منبع : tebyan.net