برای برخی از افراد زندگی روال طبیعی را که در اکثر خانواده ها طی می شود، نداشته و فرزندان در این نوع خانواده ها مجبورند برای مقابله با برخی مسایل مهارت های خود را بالا ببرند. اگر روحیه درماندگی در فرزندان بالا باشد وقایع را شکست تلقی می کنند و تسلیم زندگی می شوند و همه چیز را می بازند و برای همیشه این احساس شکست را با خود به همراه خواهند داشت . اما اگر نوجوان در محیط خانه و اجتماع بیاموزد که برای هر اتفاق به دنبال راه حل باشد و آن را زمینه ای برای افزایش تجربیات فرض کند،  نه تنها تسلیم نمی شود که مستحکم تر از گذشته می ایستد و اجازه احساس باخت را به خود نمی دهد . موضوعی که در این مقاله به آن اشاره می شود یک مثال است . هزاران اتفاق دیگر می تواند وجود داشته باشد که به خلاقیت شما نیاز پیدا می کند . از شما می خواهیم با خواندن این مقاله مسایل زندگی شخصی را در نظر آورده و راه حل هایی را برای آن در نظر بگیرید.

آیا والدین شما از یکدیگر جدا شده اند و یا در حال جدا شدن می باشند؟

طلاق (جدایی), همیشه بر روی کودکان حتی بچه های بزرگتر تاثیر می گذارد و تقریباً همیشه, پیامدهای بعدی نیز بدنبال دارد. برای مثال, سئوالات ذیل را در نظر بگیرید:

1- آیا در مورد جدایی (طلاق) والدین خود, احساس گناه و یا احساس مسئولیت می کنید؟

2- آیا هرگز احساس کرده اید که بخاطر واقعه طلاق, بخشی از کودکی خود را از دست داده اید؟

3- آیا احساس می کنید والدین شما به شدت نیازمند حمایت عاطفی تان هستند؟

4- وقتی والدینتان مشاجره می کنند, آیا خود را در نقش یک آشتی دهنده می یابید؟

5- آیا احساس می‌کنید, هر یک از والدینتان آنقدر درگیر مسایل شخصی خودشان یا مسایل جدیدی در زندگی هستند که خواسته ها و نیازهای شما, غالباً نادیده انگاشته می شود؟

این موارد, تنها, نمونه هایی از موقعیت هایی هستند که شما به واسطه جدایی والدینتان تحت تاثیر آنها واقع شده اید و پاسخ شما به هر یک از سئوالات فوق, می تواند نمایانگر موضوعات بسیاری باشد. تحصیلات, روابط فعلی و آینده و حتی سلامت عاطفی شما به شدت تحت تأثیر چگونگی حل و فصل مشکلات از یک سو و احساستان نسبت به طلاق والدین از سوی دیگر, قرار می گیرد.

جملات مثبت تری را جایگزین افکار منفی نمائید, برای مثال قاطعانه بگوئید, من شخص ارزشمندی هستم. این حقیقت به موقعیت‌ها ی من بستگی ندارد.

 چگونه می توان جدایی والدین را تحمل نمود

بیایید از برخی مسایل ابتدایی شروع کنیم. نخست آنکه شما مسبّب مشکلات زناشویی یا جدایی والدین نیستید. دوم آنکه, داشتن پاسخهای عاطفی قوی نسبت به طلاق یک عکس العمل طبیعی بوده و در اغلب موارد با تقسیم وفاداری نسبت به والدین و تمایل به طرفداری از والد شکننده و ضعیف تر همراه می باشد.

سوم اینکه, شما حق دارید به زندگی شخصی خود ادامه دهید و حق آن را دارید که به آرزوهای شخصی و نیازهای شخصی خود طی این دوران دسترسی پیدا کنید.

شما می توانید حقوق زیر را از والدین خواسته یا از آنها انتظار داشته باشید گر چه در حال حاضر والدینتان قادر به تهیه آنها نبوده و یا قادر به درک اهمیت شان نباشند.

1)شما حق آن را دارید که روابطی رضایت‌بخش با هر یک از والدین داشته باشید.

2) شما حق آن را دارید که مهار کننده کشمکش های والدین خود نباشید.

3) شما حق آن را دارید, احساساتی چون خشم, خستگی, درد, عشق و ... داشته باشید.

4) شما حق آن را دارید, از روی احساسات عمل کنید و از دیگر افراد خانواده, جهت رسیدگی نمودن به مشکلاتی که در ارتباط با جدایی والدینتان تجربه می کنید, کمک بگیرید.

5) شما حق این را دارید که در استفاده از منابع مالی خانواده نیازهایتان را بویژه در رابطه با تحصیل در اولویت اول قرار دهید.

شما حق آن را دارید, از روی احساسات عمل کنید و از دیگر افراد خانواده, جهت رسیدگی نمودن به مشکلاتی که در ارتباط با جدایی والدینتان تجربه می کنید, کمک بگیرید.

 راهنمای اساسی برای زندگی و رشد و ترقی

موارد ذیل در مورد چگونگی مراقبت از خود, می تواند به عنوان خط‌مشی‌هایی مورد استفاده قرارگیرد. همه این موارد قابل تعمیم به همه موقعیت ها نیستند. از آنها به گونه ای متناسب با خودتان استفاد ه کنید. سه خط مشی اولیه بر اساس کتاب "خانه مادر, خانه پدر" (نوشته ایزولیناریسی) تنظیم شده است.

1- بپذیرید که شما والدینی دارای مشکل دارید و نیز بپذیرید که این مورد, بر روی شما تاثیراتی داشته است.

 * احساسات غیر قابل قبول گذشته, نظیر خشم, خجالت, گناه و ... را در خود بپذیرید، درک کنید و برای رفع آن تلاش نموده و یا کمک بگیرید.

* راجع به حمایت والدین که هرگز دریافت نداشته اید, سوگواری نکنید بلکه خود برای جبران مافات حرکت کنید.

* به یاد داشته باشد که شما مسئول ایجاد مشکلات والدین یا تثبیت وضعیتشان نیستید.

2- روشهای جدید مراقبت از خود را توسعه دهید.

* خواسته های قانونی خود را تشخیص دهید و شروع به محافظت از آنها نمایید.

* عوامل فشارزای زندگی خود و شیوه های مقابله با آنها را یاد بگیرید.

جملات مثبت تری را جایگزین افکار منفی نمائید, برای مثال قاطعانه بگوئید, من شخص ارزشمندی هستم. این حقیقت به موقعیت‌ها ی من بستگی ندارد.(علی رغم موقعیت ها و شکست ها , من انسان ارزشمندی هستم). زندگی من بالا و پائین دارد ولی ارزش من تغییر ناپذیر است.

3- روشهای جدیدی را برای برقراری ارتباط با دیگران ایجاد نموده و توسعه دهید.

* الگوهای قدیمی غیر سالم را در ارتباط فامیلی تشخیص دهید. و روشهای جدید ارتباط برقرار کردن با والدین و دیگر اعضا خانواده را تمرین نمائید.

* مشکلات خود را در ارتباط با مناسباتتان تشخیص دهید و راههای جدید ارتباط داشتن با آنها را بیاموزید.

* نسبت به توانایی تان در حفظ روابط خود قدرشناس باشید و از آن لذت ببرید. و این نکته را تشخیص دهید که مناسبات, بوسیله بحران ها یا تبعات آن قابل تعریف نمی باشد.

4- منابع دیگر را جستجو نمائید.

اگر یکی از والدین دچار بیماری های روحی بوده و این امر موجب بروز درگیری و جدایی در میان آنها می شود "معلومات خود را در زمینه بیماری والدین خود افزایش دهید" این مطالعه به شما کمک خواهد کرد, آنچه را که والدین شما با آن مواجه هستند و آنچه را سبب مشکلات خانوادگی شما شده اند, دریابید. همچنین, این امر می تواند, در برطرف نمودن احساسات درونی شما نظیر: احساس گناه, احساس رنجش, احساس دست پاچگی و شرمساری کمک نماید.

*"مراجعه به یک روان شناس را در نظر داشته باشید."

 یک مشاور می تواند, به شما کمک کند, تا روشهای صحیح تر و سالم تر ارتباط برقرار نمودن با دیگران و حفظ خواسته های شخصی خودتان را بیاموزید.

ترجمه: مریم نوری زاده

www.msrt.ir

 روان پژوه

تنظیم  و تغییر برای تبیان : کهتری

مقالات مرتبط

اوقات فراغت با طعم پارتی

طلاق در سنین کلاغ

طلاق ،کابوس کودکانه

آن روی سکه ی جدایی

واقعیت را بپذیریم، اما...

آرام بخشی به نام مو کندن

دلهره های نوجوانی

در کنارش محکم قدم بردارید

تو مال منی هر کجا باشی

 مرضی حاصل تنهایی