دوره نوجوانى از مهم ترین و حساس ترین دوره هاى زندگى انسان به شمار مى رود، زیرا در این دوره نوجوان به دنبال یافتن هویت خویش، در مسیر شکل دادن به شخصیتى متکى به خود گام برمى دارد. سؤالات متعددى نیز در ذهن نوجوان نقش مى بندد که چنانچه نتواند پاسخى مناسب براى آن ها بیابد، چه بسا ممکن است شخصیتى متزلزل و احیاناً دوگانه پیدا کند.

بنابراین، شناخت جنبه هاى مهم جسمانى، روانى، اجتماعى، عقلانى و اخلاقى نوجوانان این توانایى را به نوجوان و اطرافیان او مى دهد تا شیوه صحیح برخورد با تغییرات جسمى ـ روانى به وجود آمده را بدانند و تا حدى از بروز ناسازگارى هاى خاص این دوران جلوگیرى نمایند. این مقاله، نیم نگاهى به جنبه هاى مهم شخصیت نوجوانان انداخته است.

 

در دروه بلوغ، تغییرات گوناگونى در ابعاد شخصیتى نوجوان رخ مى دهد که هر کدام به نوعى مى تواند بر او اثر بگذارد و حتى گاهى شخصیّت او را دگرگون سازد.

این مقاله، به برخى از این جنبه ها اشاره دارد. اما پیش از ورود به اصل بحث، توجه به چند نکته لازم است:

1ـ بحران بلوغ: فرایند بلوغ یکى از بحرانى ترین دوره هاى زندگى هر فرد است. استانلى هال، (Hall, Stanly) که به پدر روان شناسى بلوغ معروف است، این مرحله را «دوران طوفان و فشار» مى نامد. نوجوان در این دوره،تمایلات و خواهش هاى متضادى دارد; مثلاً با این که مى خواهد با دوستان باشد، به تنهایى نیزعلاقه مند است.

روسو دوره بلوغ را تولّد مجدّد مى داند. او مى گوید: وقتى فرد به دوره بلوغ مى رسد مثل این است که فرد دیگرى با خصوصیات بدنى و روانى متفاوتى در وى به وجود آمده است.

در هفت سال سوّم زندگى که دوران بلوغ و جوانى است، تحولات سریعى در جسم و جان نوجوان پدیدار مى گردد و در مدّت کوتاهى اندام و افکارش به کلّى تغییر مى کند. دوره نوجوانى و بلوغ به سنین بین 12 تا 18 سالگى اطلاق مى شود. این دوره یکى از بحرانى ترین دوره هاست. گاهى گذشتن از مرز کودکى و رسیدن به قلمرو بلوغ با نابسامانى هاى فراوانى همراه است. در این دوره، نوجوان نه دیگر کودک به حساب مى آید و نه هنوز به درستى بالغ گردیده است.

وى در مرز بین این دو مرحله (کودکى و بزرگسالى) قرار مى گیرد و با فشارها و انتظارات خاص هر دوره رو به رو مى شود; از سویى، اگر کار کودکانه بکند او را ملامت مى کنند که بزرگ شده است و این کار در شأن او نیست و از سوى دیگر، معمولاً با او مانند بزرگسالان رفتار نمى شود. در زندگى، نقش کودک و بزرگسال، هر کدام مشخص است و مى دانند چه کارى باید انجام دهند، ولى نوجوان در وضع روحى مبهم و پیچیده اى به سر مى برد; او به درستى نمى داند چه باید بکند.

2ـ تعریف بلوغ و نوجوانى: کلمه «بلوغ» یا (Puberty) ممکن است به چند صورت تعریف شود:

الف. بلوغ جنسى: بلوغ به این معنا یعنى رسیدن به سن تولید مثل و شهوت جنسى که سنین آن در بین ملل و افراد گوناگون بر حسب نژاد، مناطق جغرافیایى و آب و هوایى متفاوت است و معمولاً بین سنین 12 ـ 18 سالگى واقع مى شود.

ب. بلوغ جسمى (فیزیولوژیک): بلوغ به این معنا همان آخرین حدّ رشد اندام ها است که زمان آن از یک سو، به نژاد فرد بستگى دارد واز سوى دیگر، به قوانین رشد و نموّ هر یک از اعضا. در این زمینه، تن کردشناسان (فیزیولوژیست ها) و روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که اندام هاى انسان تا پنج سال اول زندگى به طور سریع رشد مى کند و سپس رشد آن تا سنین 12، 13 سالگى به کندى مى گراید، در دوره نوجوانى سرعت رشد دوباره افزایش مى یابد و در فواصل بین 18 ـ 25 سالگى جسم به حدّ کمال خود مى رسد و رشدش نیز متوقف مى گردد. لازم به ذکر است که تمام قسمت هاى بدن در دوره رشد به یک میزان رشد نمى کند، بلکه بعضى از اعضا رشد بیشترى دارند، چنانچه مشهور است که «نوجوان شلوارش یک سال زودتر از کتش کوچک مى شود.»

ج. بلوغ شرعى: سن تکلیف در کشورهاى گوناگون بر اساس اعتقاداتى که دارند فرق مى کند; مثلاً اسلام سن 9 سالگى را براى دختران و 15 سال را براى پسران سن بلوغ مى داند.4 البته بعضى از فِرَق اسلامى در سن بلوغ با شیعه فرق دارند; مثلاً فقه حنفى براى دخترسن17 سالگى و براى پسر سن 18 و 19 سالگى را سن بلوغ مى داند و فقه مالکى بلوغ را وابسته به سن نمى داند.

د. بلوغ عرفى (سن قانونى): قوانین مدنى کشورها اغلب دو یا سه سال دیرتر از دستورات شرعى نوجوانان را بالغ و مسؤول رفتار خود مى داند.

هـ. بلوغ روانى (بلوغ شخصیّت): بلوغ روانى داراى جنبه هاى گوناگونى از قبیل پختگى، هوش، درک مفاهیم اخلاقى، نقطه اوج حافظه، کمال اراده، انفعالات و سایر خصوصیات ذهنى است که در صورت هماهنگى، تعادل فرد را به وجود مى آورد و در صورت ناهماهنگى، موجب رفتار غیر عادى یا بى تعادلى روانى مى شود.

با توجه به تعاریف ارائه شده، بلوغ داراى معانى متفاوتى است، اما منظور روان شناسان از آن، بیش تر تغییرات بدنى (جسمى و جنسى) مى باشد. آنان مراد خود را از دیگر موارد بلوغ با پسوند مى آورند; مثل بلوغ روانى، بلوغ شرعى و بلوغ عرفى و... .

3ـ نوجوانى: اصطلاح «نوجوانى» (Adolesence) در مقایسه با کلمه «بلوغ» معناى وسیع ترى دارد و دوران مهمى از زندگى انسان را شامل مى شود. سنین بین 12 ـ 18 سالگى، که سنین نوجوانى است، خود به سه قسم مى شود: الف. مرحله پیش از بلوغ: ورود تدریجى کودک به مرحله بلوغ

ب. مرحله بلوغ: ظهور معیارهاى بلوغ جنسى مثل عادت ماهیانه و احتلام

ج. مرحله پس از بلوغ: رشد صفات ثانویه جنسى.

الف. اهمیت نوجوانى از دیدگاه دانشمندان:

افلاطون این دوره را دوره ای می داند که  احساسات و عواطف بر افکار فرد چیره مى شود.

روسو مى گوید: نوجوانى توّلد ثانوى است.

استانلى هال معتقد است نوجوانى دوره طوفان و فشار بوده و نوجوانى یک جهش ناگهانى است.

کورت لوین آلمانى هم اعتقاد دارد که کودک و بزرگ سال، هر کدام یک نوبت، بار کودکى و بزرگ سالى را بر دوش مى کشند، ولى نوجوان مجبور است یکجا بار هر دو را بر دوش بکشد; زیرا متعلق به هر دو مى باشد.

ب. اهمیت نوجوانى از نظر اسلام:

اسلام این موضوع را از دو جنبه مثبت و منفى مدّ نظر قرار داده است: در جنبه مثبت، به نظر اسلام، نوجوانى دوره قوّت و توانایى است که در بین دو دوره ضعف و ناتوانى (کودکى و پیرى) قرار گرفته: «اللّهُ الذّى خَلقکُم مِن ضعف ثُمَّ جَعل مِن بعدِ ضعف قوّةً ثُمَّ جَعَل مِن بعدِ قوّة ضعفاً و شیبةً یَخلُق ما یشاءُ و هو العلیمُ القَدیرُ.» (روم: 54)

اولیاى اسلام نیز نوجوانى را یکى از نعمت هاى پر ارج الهى و از سرمایه هاى بزرگ سعادت در زندگى بشر شناخته اند:

ـ قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): «اُوصیکم بِالشُّبّانِ خیراً فاِنّهم اَرقّ افَئدةً اِنّ اللّهَ بَعَثَنی بَشیراً و نَذیراً فَحالَفنی الشُّبّانُ و خالفنى الشّیوخُ.»

ـ قال على(علیه السلام): «شیئان لایُعرف فَضلهما اِلاّ مَنْ فَقَدهما الشّبابُ و العافیة.»

در جنبه منفى، اولیاى الهى از این دوره به دوره جنون و مستى تعبیر کرده اند:

ـ قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): «الشّبابُ شعبةٌ مِن الجنونِ.»

در مقاله ی بعد به موضوع نوجوانی با تفصیل بیشتری خواهیم پرداخت...

ماهنامه معرفت 38

گروه خانواده و زندگی سایت تبیان- تنظیم : ندا داوودی

مقالات مرتبط:

راز های خصوصی در نوجوانی

باز هم قصه کهنه خجالت

دختران از بلوغ چه می دانند؟

جویندگان عزت نفس بخوانید

رنگین کمان بلوغ

منبع : tebyan.net