نوجوانى یکى از مهم ترین مراحل زندگى انسان در گستره عمر آدمى محسوب مى شود و آخرین مرحله تحوّل شناختى و گذار از مرحله «دیگر پیروى» به دوره «خودپیروى» است . دوره اى است که نوجوان به هویّت و فردیّت خویش دست مى یابد. از این رو، شناخت این دوره از زندگى از اهمیت ویژه اى برخوردار است. نوجوان پیش از هر چیز در جست وجوى هویت خویشتن است. این جستجو، از سال هاى دوم و سوم زندگى به بعد پى ریزى مى شود. اما به زودى در یک همسان سازى با والدین در مرحله بعدى محو مى گردد. ولى در نوجوانى، مسأله هویّت با شدت تمام از نو وارد میدان مى شود. نوجوان از خود مى پرسد: «آیا من یک کودکم یا یک بزرگ سال؟» اما در این مرحله، دیگر والدین نمى توانند به او کمک چندانى بکنند. چه این که وى الگوهاى خود را در جاى دیگرى جستجو مى کند و به خصوص که علیه اقتدار و ارزش هاى خانوادگى شورش مى کند. این سرپیچى به نفع فرایند خود پیروى و جستجوى فردیّت است. همان گونه که تضادورزى در 2 ، 3 سالگى براى استقلال عمل در کودک مفید است .

میل به اظهار وجود و اثبات شخصیت براى نوجوانان یکى از طبیعى ترین حالات روانى آن هاست که به قضاى حکیمانه الهى در نهادشان آفریده شده است. نوجوانى که دوره کودکى را گذرانده، خواه ناخواه باید خود را براى زندگى مستقل اجتماعى مجهّز نماید و تحقق این موضوع، پیش از هر چیز، مستلزم یافتن هویّت و فردیّت خویشتن است، ولى این موضوع هرگز به آسانى تحقق نمى پذیرد. ن

وجوان حاضر نیست از تمام روش هاى بزرگ سالان پیروى کند و بى چون و چرا کلیه صفات شخصیت خود را با آنان هماهنگ سازد، بلکه به عکس، در بین تمام ملل و اقوام، همواره نوعى مخالفت و تضاد بین نوجوانان و بزرگ سالان وجود داشته است. بعضى مواقع، تضادورزى ها و مخالفت ها به دلیل عدم شناخت بزرگ سالان از ویژگى هاى این دوره از تحوّل به درگیرى بین این دو نسل منجر مى شود و مقاومت این دو نسل در برابر یکدیگر بر شدّت سرپیچى و طغیان نوجوان مى افزاید و این دوره از تحوّل، که یکى از مراحل بارور هستى است که طى آن، ساخت هاى قطعى شخصیت بزرگ سال تثبیت مى شود، تبدیل به دوره بحرانى مى گردد.  

امام صادق(علیه السلام) ضمن بیانى حکیمانه، که از تعلیمات آسمانى نبىّ مکرّم(صلى الله علیه وآله)آموخته است، به این دوره از تحوّل و همچنین دوره پیش از آن اشاره مى کنند و مى فرمایند: «اَلْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سنین وَ عَبْدٌ سَبْعَ سنین وَ وَزیرٌ سَبْعَ سنین.» به این سخن، کودک هفت سال اول، سیّد و فرمان رواست. او را آزاد بگذارید تا استقلال در عمل پیدا کند. در هفت سال دوم، آمادگى خاصى براى الگوپذیرى دارد. چه این که هنوز در مرحله دیگر پیروى قرار دارد و الگوپذیر است. از این رو، سعى کنید در این دوره، الگوهاى مناسبى در اختیارش قرار دهید و محیط تعلیم و تربیت او را هرچه بیش تر غنى و اصلاح کنید تا از طریق مشاهده الگوهاى مفید و جذّاب، رشد کند. اما در مورد دوره نوجوانى مى فرماید: «وزیرٌ سبع سنین» یعنى دوره «دیگر پیروى» او سپرى شده و با آغاز نوجوانى، دوره دیگرى از تحوّل شناختى عاطفى براى او در حال شکل گیرى است. نوجوان مى خواهد به هویّت و فردیّت خویش دست یابد، بنابراین، نه تنها او را براى پذیرش باورهاى خود تحت فشار قرار ندهید  ، بلکه آزاد بگذارید تا خود انتخاب کند و حتى در مورد مسائل گوناگون زندگى با او مشورت کنید و از او نظرخواه باشید.

اگر بزرگ سالان ویژگى هاى این دوره از تحوّل را بشناسند و با نوجوانان برخوردى مناسب داشته باشند، هم نوجوانان به هویّت خویش دست مى یابند و هم بزرگ سالان کم تر احساس نگرانى مى کنند.

اگر با نوجوان این گونه برخورد شود ، طبیعى است که هم اعتماد به نفس او تقویت مى شود و هم احساس امنیت و آرامش مى کند و اضطراب، که اصلى ترین عامل رفتار پرخاشگرانه است، در او تقلیل و تعدیل پیدا مى کند. این اساسى ترین راه حل براى مهار و کاهش رفتار پرخاشگرانه نوجوان است. از این رو، به همه دست اندرکاران تعلیم و تربیت، والدین و همه کسانى که به نحوى با جوانان سر و کار دارند توصیه مى شود:

اولاً، این دوره از تحوّل (نوجوانى) را با تمام ویژگى هایى که دارد، بشناسند.

ثانیاً، با نوجوانان به گونه اى برخورد کنند که احساس امنیت نمایند و اعتمادشان جلب شود. سپس آنچه را موجب نگرانى و اضطراب آن ها مى شود کاهش دهند.

اگر نوجوان هستید و با خانواده تان مشکل دارید و یا پدر و مادری هستید که نمی توانید با فرزند نوجوان تان ارتباط مناسب بر قرار کنید ، با مشاوران تبیان در ارتباط باشید.

منبع : tebyan.net