در مقالات قبل ( حتی نزدیک نشوید ، خودکشی به خاطر حساس ترین نیاز) سعی داشتیم با مباحثی در حیطه غریزه جنسی و روش های مدیریت آن به آثار منفی ارضای نا صحیح این نیاز بپردازیم و عنوان کنیم که برای دارا بودن سلامت جسم و روح باید یاد بگیریم که از چه نکاتی پرهیز نماییم. در ادامه با ما باشید.

به وقت محدودیت، نیازها را کنترل کنید :

اگر شما چند دقیقه ای در خیابان منتظر تاکسی باشید اما کسی توقف نکرد ، آیا خود را به وسط خیابان می اندازید تا که ماشینی ترمز بزند و نگه دارد و اگر ترمز نزد و یا دیر ترمز کرد چه می کنید و اگر بالفرض هم ترمز زد و شما سالم ماندید اما نخواست که شما را سوار کند باز چه می کنید پس عاقلانه تر این است که بیشتر صبر کنید و یا راه حلی دیگر بیابید .

با تمام سرکشی و قدرتی که غریزة جنسی دارد و یکی از قلدرترین غرایز انسان است ،اما در عین حال ، قابل کنترل ترین نیاز انسان نیز هست ، یعنی با تمام چموشی و بد خویی این نیاز ، یکی از خوش قلق ترین نیازهای انسان است بطوریکه می توان آن را کنترل کرد ، رامش کرد و سالیان سال و حتی برای مدت یک عمر آن را خواباند – کاری که برخی ها انجام می دهند و برای یک عمر به پاکی نیز زندگی می کنند – اما چون در اسلام تأکید به ازدواج شده است هیچگاه دستور نمی دهد که این نیاز را برای همیشه محروم نگاه دارید بلکه فرمان می دهد که به وقت فراهم نبودن شرایط و امکانات ، آن را تا رفع محدودیتها ، کنترل کنید .

حفظ چشم مقدم بر حفظ اندام ذکر شده است چرا که رها کردن چشم مقدمة رها گشتن اندام دیگر می شود

دستور خداوند این است که "ولیستعفف الّذین لایجدون نکاحاً ((آنهایی که امکان ازدواج برایشان مهیا نگشته عفت بورزند)) این توصیه ، توصیه به صبر نیست بلکه ارائه راهکار و بیان درمانگری است و به افراد توصیه می کند که با عفت ورزیدن ، کنترل این غریزه را به دست گیرند و نگذارند این غریزة قابل کنترل ، طهارت و پاکی و شرف و عزت آنها را برباید و در منجلاب زشتی ها و فسادها فرو برد ، چرا که این غریزه با تمامی قدرت و تحریک پذیریش ، سریع هم به خواب می رود و می توان آن را با تحریک نکردن ، سالهای سال در خواب نگه داشت  و اولین راه و یکی از مؤثرترین راههای کنترل این غریزه ، کنترل نگاه و چشم است زیرا که بیشتر سرکشی های این غریزه با نگاه شروع می شود و با نگاههای مداوم ، این غریزه جان می گیرد و قوت می یابد و کار را به آنجا می رساند که قوة خیال را به خدمت گرفته ، به تصویر سازی همة آنچه که دیده و یا ندیده هایی که می خواهد ببیند می پردازد و آن وقت است که این غریزه ، سرکشی هایش را به اوج می رساند و فکر و ذهن افراد را به خود مشغول می کند . و وقتی درباره ریشة این مشکلات ، ردیابی دقیقی صورت گیرد مشخص می شود که همین نگاههای آلودة اولیه ، هیزم این همه آتش افروزیهای این غریزه گشته است .

"قل للمؤمنین یغضّوا من ابصار هم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم انّ الله خبیر بما یصنعون" (نور/30) ((به مؤمنان بگو که چشم ها را فرو بیندازند و اندامشان را محافظت کنند ، این کار برایشان پاکیزه تر و رشد دهنده تر است ، همانا خداوند نسبت به آنچه که می کنند آگاه است)) در این آیه حفظ چشم مقدم بر حفظ اندام ذکر شده است چرا که رها کردن چشم مقدمة رها گشتن اندام دیگر می شود و این دستور ، دستور بر چشم بستن نیست بلکه منظور چشم تیز نکردن و نگاه را سریع رد کردن است . و حکمت این خود نگهداریها را هم بیان می کند که برای این است که پاکیزه تر بمانید و رشد کنید و در اسارت هوی و هوسهایتان باقی نمانید و زمین گیر نشوید . راه دیگر این است که در نتایج این رفتارها دقت کنید و ببینید مگر چه سودی نهفته است و چه برکت و خیری و چه مشکل گشایی در این گونه بی قید و بندیها هست و چه رشد و منزلتی در این حرمت شکنی هاست جز اینکه آبروی انسان ریخته شود و باعث سرشکستگی خانواده گردد و سرنوشت سیاهی را برای انسان رقم بزند .

این قلبها تنها به ذکر و یاد خدا آرام می گیرد و تا او در قلب و جان ما جای دارد نظر به هیچ کس و هیچ چیزی نداریم و همینکه او برود شب وجودمان شروع می شود

و اما راه بسیار مهمتر و بهتری نیز برای کنترل مطمئن این غریزه وجود دارد که نه تنها این غریزه را کنترل می کند بلکه کنترل کل نفس را به دست انسان می دهد .همة آنهایی که می بینید به انحراف کشیده شده اند در یک موضوع مشترک هستند و آن انس نداشتن و غافل بودن از یاد و نام خداست . ما زمانی چشممان بر زمین می افتد که نگاهمان را از آسمان برگیریم و  وقتی مریض می شویم که سلامت خود را به خطر اندازیم و زمانی سقوط می کنیم که صعود یادمان می رود و زیر پایمان را هم نگاه نمی کنیم . و زمانی ناامید می شویم که تهی بودن را در خود احساس کنیم . و وقتی گناه می کنیم که دیگر به انسانیت و به پروردگارمان فکر نمی کنیم . همة بیچارگی ما از فراموش کردن آن معشوق حقیقی است ، او را فراموش کرده ایم و به شبحات شبهه ناک ، دلمان را خوش کرده ایم ، یادمان رفته است که تنها او می تواند این وجود پر تلاطم و پر از هیجان جان و روح ما را آرام کند . ما بیشتر از هر نیازی نیازمند به خود اوئیم و بیشتر از هر ضرورتی در زندگی ، وجود نازنین و پر از صفا و صمیمیت خود اوست که جانهای مرده را زنده می کند و به زندگی های تکراری و ملال آور ، روحی تازه می بخشد . این نیازمندی نه فقط نیازبه رزق وروزی اوست بلکه نیازمندی به وجود نازنین وپرازبرکت خود اوست . این ضعف ها واین افسردگی ها واین کج روییها واین خمودگیها واین سرکشی ها و این لغزشها واین همه رکودها و این همه سقوط ها همگی ناشی ازاین است که خود «او» رانداریم و گرنه اگر« او » باشد .پس این همه کمبودها و کسریها و این همه سرفرود آوردنها و نذردیگران شدنها اینهمه تنهایی ها وظلمت ها ووحشتها ازکجاست .

خود« او » را گم کرده ایم و وجود پر از مهر و پر از صفا وصمیمیت خود « او» رادر زندگی کم داریم . اما افسوس که بزرگترین فراموشی وخطرناکترین غفلت به مادست داده است.

حتما با ما همراه باشید

تنظیم برای تبیان: کهتری

مقالات مرتبط

می دانید نیازشان چیست؟

آزادی فرزندان تا کجا؟

غریزه ی جنسی مشکل بزرگ جوانان

قدر خودتون رو بدونید

غریزه هم مفید است

آبروی خود را مریز

برای دنیا و آخرت

منبع : tebyan.net