امروز به علت کسالتی که داشتم در محل کارم که مدرسه ای در منطقه شمیران است حاضر نشدم و برای مراجعه ی به پزشک، حوالی ظهر در یکی از خیابانهای شمال شهر حضور داشتم . زمان تعطیل شدن مدارس دخترانه و پسرانه فرا رسیده بود و دانش آموزان دختر و پسر در حال خروج از مدارس و رفتن به سمت خانه هایشان بودند .

دخترها به صورت گروهی و با پوششهایی که در شأن فرزندان جامعه ی اسلامی مان نیست ، با پسرها که آنها هم فاقد آرایش ظاهری مناسبی بودند در تردد مشغول بودند .

نمی دانم چه بگویم و با که بگویم ؟ !

ناراحتی ام بیشتر از این بابت بود که اینها دست پرورده ها و تربیت شدگان نظام آموزشی ما هستند . از این که ثمره ی نوع تربیت خانواده هایمان اینگونه است .

نوع ارتباط والدین و فرزندان و همچنین معلمین با دانش آموزان به نوعی عمودی و از بالا به پایین است و بَسا دیده ایم که  این روابط فاقد چاشنی عاطفی است .

این که چرا اوضاع اینگونه است امری است بسیار با اهمیّت که باید دقیقاً به آن پرداخته شود . در واقع کارشناسان و زعمای آموزش و پرورش و همچنین رسانه ها باید با واقع نگری و بررسی دقیق به ریشه یابی معضلات تربیتی جامعه ی نوجوانمان بپردازند . در این مختصر قصد ندارم به ریشه یابی مسایل بپردازم .

آنچه بنا دارم اندکی درباره اش صحبت کنم ، وظیفه ما بزرگترها در قبال عزیزانمان می باشد .

اولاً‌باید بپذیریم که آنگونه که باید و شاید، در فرآیند تربیت نوجوانان موفق نبوده ایم . پدرها با نوع ارتباطی که با پسران نوجوان خود دارند و همچنین مادران با نحوه ی تعاملشان با دختران تازه بالغشان ، عمدتاً باعث خانواده گریزی نوجوانان شده اند. به عنوان یک معلم کوچک و یک مشاور خانواده، مکرّر شاهد شکایتهای نوجوانان از سردی حاکم بر روابط آنان با والدینشان بوده و هستم .

 

مدارس و نظام رسمی آموزش و پرورش هم با فاصله جدی ای که از نسل جوان و نوجوان دارد در بسیاری از موارد به بی راهه می روند .

به راستی چه باید کرد ؟

چرا باید شاهد وضعیتی باشیم که نوجوانانمان، جمع دوستان را بر کانون گرم خانواده ترجیح دهند ؟

چرا نفوذ و تأثیر آموزش و پرورش و خانواده به عنوان دو رکن اصلی تعلیم و تربیت، تا این میزان تنزّل کرده است ؟

فکر می کنم نوع ارتباط بین نسل جوان و نسل بزرگسال از عوامل مهم این بحران به شمار می رود .

نوع ارتباط والدین و فرزندان و همچنین معلمین با دانش آموزان به نوعی عمودی و از بالا به پایین است و بَسا دیده ایم که  این روابط فاقد چاشنی عاطفی است . امیرالمومنین ( ع ) در نامه ای که خطاب به فرزندشان حضرت مجتبی ( ع ) می نویسند جملات خود را با این کلام دلنشین می آرایند .

بُنیَّ ! وَجَدتُکَ بَعضی بَل وَجَدتُک کُلّی

پسرکم ! تو را ابتدا پاره ای از وجود خود یافتم ولی اکنون تو را همه ی وجودم می دانم ( نقل به مضمون )

 

اگر بزرگترهایمان اینگونه مهربانانه با نوجوانان و خردسالان تعامل کنند شاید کمتر شاهد بحرانهای خانوادگی و تربیتی باشیم . برای حل مشکلات از خودمان آغازکنیم.از نوع روابطمان.

ادامه دارد ...

علیرضا مهدوی

کارشناس ارشد علوم تربیتی

منبع : tebyan.net