زمانی که فرزندتان به سنین  نوجوانی قدم می گذارد ، شاید مواقع بسیاری را تجربه کرده باشید که مصرانه از او درخواست می کنید  در فعالیتهای خانوادگی شما را همراهی کند . اکثر مواقع ،  وقتی فرزند نوجوانتان در کنار شما جای می گیرد ، مدام از شما و از زندگی خویش بهانه جویی کرده  و همه چیز زندگی را محنت بار و پوچ و غم انگیز می پندارد و در هر کاری ، چیزی برای شکوه و گلایه پیدامی کند . مثلا"‌ ممکن است فرزند نوجوانتان سلیقه شما را در چیزهایی که می خرید قبول نداشته باشد و یا تمام  مسافرتی را که با هم سپری کردید ، بی اهمیت و حتی مسخره  بداند . ممکن است شما را بدترین والدین دانسته و از زندگی خودش نیز  ابراز بیزاری کند  .

احتمالا" به زمانی که فرزندتان با اشتیاق در فعالیتهای روزانه به شما ملحق می شد ، حسرت می خورید  . پیش از این وقتی با هم بیرون می رفتید ، در هر صورت لحظات خوب و خوشی را سپری می کردید .ولی اکنون با نوجوانی  لجوج ، پرخاشگر و پر شور روبرو هستید و هر چه تلاش می کنید نمی توانید در هیچ زمینه ای با او رابطه برقرار کنید  . معمولا" در این مواقع والدین قبل از هر چیز ، همه تقصیر را متوجه خود ساخته و از خود می پرسند که چه اشتباهی مرتکب شده اند  و در این اندیشه اند که چگونه آن کودک آرام جای خود را به نوجوانی لجوج و پرخاشگر داده است .

مسئولیتهای بیشتری را به او محول کنید و بگذارید او  بیش از پیش در موارد شخصی زندگی خود تصمیم گیرنده باشد . در واقع در حالی که یاور و همراه او هستید ، فضای کافی برای رشد را در اختیارش بگذارید  .

 قبل از هر چیز بدانید که نباید نا امید یا عصبانی شوید . باید به خاطر داشته باشید که تقریبا همه نوجوانان دنیا زندگی ناآرام و همراه با افسردگی را  سپری می کنند و آرزو دارند که همه چیز اطراف آنها از والدینشان گرفته تا دوستان و ظاهر  و اندامشان متفاوت از آنچه که هست می بود  . معمولا" نوجوانان هر چیزی  را که ارتباطی با دنیای کودکانه دارد پس می زنند . آنها دیگر نمی خواهند که شما برایشان  کاری انجام دهید و یا در فعالیتهای ورزشی آنها حضور داشته باشید  . دیگر به نصیحتهای شما اهمیت نمی دهند.  زیرا از نظر آنها توجه کردن به حرفهای والدین  ، نشان دهنده این است که آنها هنوز بزر گ نشده اند .

احساسات و عواطف نوجوانان  دائما"  در حال نوسان است ، چر اکه در این زمان ، نوجوان سعی می کند استقلال بیشتری یافته و شخصیت خود را پیدا کند  . امروز نوجوان شما در چه جایگاهی قرار دارد و شما چه انتظاری از موقعیت آینده او دارید  . برای یک لحظه به این تغییر بزرگ  فکر کنید . شما باید تمام فضاهای متفاوتی را که فرزند شما آنها را تجربه می کند و تصمیماتی  که می بایست فرا بگیرد را مد نظر بگیرید . دختر یا پسر شما می بایست همه چیز را از شستن لباسها گرفته تا به دست آوردن معاش و حفظ روابط فردی و شخصیتی ، فرا بگیرد . او باید در مورد  ادامه تحصیل در دانشگاه ، رشته تحصیلی ، حرفه ای  که می خواهد دنبال کند و دانشگاهی که می خواهد در آن تحصیل کند ، تصمیم گیری کند  . او گواهینامه رانندگی می گیرد تا به جای همراهی با دیگر اعضای خانواده بتواند به تنهایی لحظات بیرون از خانه را آنطور که می خواهد سپری کند .

هرگزآنها را دست کم نگیریم  ،و در عین حال از آنها انتظارات بیش از حدی که سبب خودداری و سرخوردگی آنها در تصمیم گیری می گردد ، نداشته باشیم  .

 به منظور ایجاد روابط خوب با نوجوان خود ، شما می بایست این تغییرات روانی را که فرزندتان  در جریان آنها قرار می گیرد  بشناسید . سعی کنید مسئولیتهای بیشتری را به او محول کنید و بگذارید او  بیش از پیش در موارد شخصی زندگی خود تصمیم گیرنده باشد . در واقع در حالی که یاور و همراه او هستید ، فضای کافی برای رشد را در اختیارش بگذارید  .

به جای اینکه به فرزندتان دستور دهید و انتظار اطاعت از سوی او داشته باشید ، می توانید با روشی مدبرانه ، شاهد روابط بهتری با فرزندتان باشید . 

در این دوره متفاوت ، شما می توانید با پنج راه نه چندان دشوار ارتباط بهتری  با  فرزندتان برقرار کنید :

دوم اینکه ابتدا نظر او را بپرسید .

و سوم اینکه در صدد داوری بر اشتباهات او نبوده  و آن اشتباهات  را بزرگ و پیچیده نکنید ، در عوض سعی کنید فرزندتان را در جهت حل مشکلات یاری نمایید .

همیشه و همه جا زمانی را صرف گوش دادن به سخنان او کنید .

و در آخر اینکه ، حضور فعال خود را در زندگی نوجوانتان حفظ کنید .

 در طول این دوره که فرزند شما تزلزل شدیدی را تجربه می کند ، اهمیت زیادی دارد که دقت و توجه خود را به فرزندتان نشان دهید . به علاوه اگر شما قادر باشید فرزندتان را در مسیر مناسب و درست سوق دهید ، او توجه شما را در صحت و ایمنی خود ارزشمند تلقی خواهد کرد . نوجوانی که در سایه حمایت شما اعتماد به نفس کافی را کسب می کند راحتتر و آگاهتر با شرایط جدید روبرو شده  و متحمل مشکلات کمتری نسبت به نوجوانی می گردد که احساس می کند باید بار همه مشکلاتش را به تنهایی به دوش بکشد . به عنوان پدر یا مادر ، ما می بایست زمانی که فرزندمان مرتکب خطایی می شود در کنارشان باشیم. ما باید همواره نوجوانانمان را ترغیت و حمایت کنیم و به آنها بیاموزیم که اعمال امروز آنها در زندگی فردایشان به صورت مستقیم تاثیر گذار خواهد بود .

ترجمه: فهیمه کهتری

منبع : tebyan.net