این تویی؟ یا که منم؟

مساله هویت و بحران آن در جوامع امروزی یکی از مهمترین معضلانی است که باعث تغییر هویت در فرهنگ‌ها و در نهایت باعث دگرگونی شخصیت جوانان و نوجوانان می‌شود، روان‌شناسان در مورد تعریف هویت معتقدند که هویت یک احساس نسبتا پایدار از یگانگی است. یعنی علی‌رغم تغییر رفتارها. افکار و احساسات برداشت یک فرد از خودش همواره مشابه است و دو مقوله اصلی هویت عبارتند از: پیدا کردن یک هویت شخصی و دست یافتن به ایدئولوژی شخصی.

اما متاسفانه امروزه جوان دچار بحران شده است، این بحران به خاطر عدم موفقیت فرد در شکل دادن به هویت فردی است. همراه با تغییرات جسمی دوره بلوغ، نوجوانان در جستجوی هویت خویش هستند ولی هم اکنون به دلیل تفاوت‌های جدی بیل دو نسل، تمام پل‌های موجود بین نوجوانان و والدین از بین رفته است و زبان گفتگو و تفاهم بین آنها تضعیف شده است. یکی از ویژگی‌های دوره بلوغ هیجان‌طلبی است از سوی دیگر هیچ برنامه‌ریزی صحیحی برای اوقات فراغت نوجوانان مهیا نیست. 

گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می‌کشاند در حالی که در دنیای واقعی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است.

پس به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می‌کنند از تعامل آنان با دیگران در محیط کار و خانواده کاسته می‌شود و مسلما وقتی ارتباط تعاملی به‌صورت مستقیم باشد. آسیب‌های اجتماعی هم کمتر می‌شود ولی روابط مجازی و فاصله‌دار، آسیب‌پذیرتر هم می‌شوند. آخرین بررسی‌های سازمان ملی جوانان درمورد بحران هویت نشان می‌دهد که به دلیل تاخیر در سن استقلال، سردرگمی و بحران هویت تا پایان دوران جوانی ادامه یافته است. به‌طوری که 64 درصد جوانان کشور دارای مشکل «هویت شغلی»‌اند و اهمیتی برای درست انجام دادن کار قائل نیستند و و حال آنکه هویت لازمه نظام اجتماعی است.

53 درصد از جوانان گرایش‌ بالای از خود بیگانگی دارند. در این بررسی تصریح شده است که مقابله ناآگاهانه با آداب و سنن ایرانی و شیوه‌های تحکمی در نظام آموزشی برای انتقال مفاهیم دینی. از نقاط ضعف مقوله هویت جوانان است، انتقال وظایف تربیتی فرزندان از خانواده به جامعه، وجود شکاف بین نسل، ضعف شدید در انتقال مبانی ارزشی، دینی و ملی به فرزندان، استفاده از شیوه‌های تحکمی و دستوری در انتقال مفاهیم دینی، اخلاقی و معنوی در نظام آموزشی کشور نقاط ضعف در مقوله هویت جوانان است. بحران هویت فردی موجب احساس ناکامی، ناامیدی و پوچ گرایی افراد جامعه می‌شود، فردی که احساس ناکامی می‌کند برای جبران آن قدم در راهی می‌گذارد که غرایز ارضاء نشده خود را ارضاء کند، برای وی وسیله مهم نیست و هدف مهم است و هدف وسیله را توجیه می‌کند و اگر در این راه شکست بخورد جبران آن از طریق اعتیاد به الکل و مواد مخدر خواهد بود.

استفاده از شیوه‌های تحکمی و دستوری در انتقال مفاهیم دینی، اخلاقی و معنوی در نظام آموزشی کشور نقاط ضعف در مقوله هویت جوانان است.

از دیگر پیامدهای منفی بحران هویت می‌توان به نکات زیر توجه کرد، بحران هویت فردی انسان را موجودی بی‌اختیار و مقلد بار می‌آورد. ابداع، نوآوری و خلاقیت را سرکوب می‌کند، بحران هویت باعث از بین رفتن روحیه و انسجام جمعی می‌شود. خرده فرهنگ‌ها در تضاد با هم قرار می‌گیرند و اشتراک‌های فرهنگی رنگ می‌بارند. نپذیرفتن ارزش‌ها، هنجارها و باورهای جمعی خصوصا از طرف نوجوانان از دیگر پیامدهای بحران هویت است و به این لحاظ آموزش‌های همگانی در مدارس و دانشگاه‌ها بی‌ثمر خواهد ماند. کسی که احساس می‌کند هویت خود را می‌بازد. از راه مقابله‌های خشم آلود می‌خواهد هم احراز هویت کند هم ابراز هویت، بنابراین شکل‌گیری خشونت‌های اجتماعی، می‌تواند به دلیل خلاء هویتی افراد باشد. رفتارهای سهل‌گیرانه و محبت آمیز والدین توام با بحث و مبارزه طلبی بیش از رفتارهای سلطه‌جویانه و همچنین اغماض گرایانه در تکوین هویت موثرند.

هر جامعه‌ای باید از وجود افرادی برخوردار باشد که اصل خویش را به خوبی شناخته و در رویارویی با سایر فرهنگ‌ها از اصالت خود دور نشوند.

توجه داشته باشیم که اهمیت گروه همسالان در دوران نوجوانی افزایش می‌یابد و در عین حال این مساله با کاهش تاثیر والدین و بزرگترها انطباق پیدا می‌کند تا جایی که نوجوان سعی می‌کند از بزرگسالان قطع وابستگی کند. به ویژه زمانی که والدین به نوجوان توجه نمی‌کنند و آنان را مورد مهر و عاطفه و راهنمایی قرار نمی‌دهند. تاثیر گروه همسالان بر آنها افزایش می‌یابد. در واقع گروه همسالان شبیه گروه‌های مرجع نقش مهمی در ایجاد الگوهای رفتاری افراد دارد. مانند نحوه آرایش. تمایلات موسیقیایی. لباس پوشیدن. خیالپردازی. نحوه صحبت کردن و... . بنابراین در صورتی که نقش گروه‌ها و نهادها و دیگر مراجع ضعیف باشد. گروه همسالان قوی‌تر عمل می‌کند. یادآور می‌شویم که باید به خلاءها و نقصان‌هایی بیندیشیم که در راه ارضاء و تامین نیازهای فرهنگی، تفریحی و مختص جوانان از مدل آرایش مو، کفش، لباس و... گرفته تا موسیقی و برنامه‌های رسانه‌ای وجود دارد. به این فکر کنیم که آیا برای جوانی که نیاز به موسیقی و مدل‌های جدید لباس و... دارد، توانسته‌ایم این نیازها را از مجموعه فرهنگ خودمان تامین کنم؟ به واقع چقدر الگوی لباس، الگوهای زیبایی رفتاری و معاشرتی و چقدر نمونه‌های تفریحات سالم جذاب و ارضا کننده روحیات تشنه جوانی به آنها عرضه کرده‌ایم.

منبع : tebyan.net