تضادها و تعارض های نوجوانی

شناخت دگرگونی هایی که درعواطف و احساسات نوجوانی پیش می آید رمز اصلی ایجاد ارتباطی سالم و منطقی بین نوجوان با اطرافیان ، خصوصاً والدین به حساب می آید. یکی از مسائل کلیدی که حتماً می بایست مدنظر والدین قرار گیرد، تضادها و تعارض هایی است که در این دوران برای نوجوان ایجاد می شود. زیرا او در یک دوره بینابینی و پر از سرگردانی ، معلق باقی مانده ؛ دنیای کودکی را کنار گذاشته و می خواهد فرد مستقلی باشد ، خودش مشکلاتش را حل کند و یک تنه دنیا را عوض کند ؛ اما می بیند که برای رفع نیازهای مادی و معنوی خود نیز محتاج خانواده است . از طرفی نوجوان سعی می کند ارتباط نزدیک و فعالی با محیط خود برقرار کند، در تلاش است تا به این سؤال پاسخ دهد که " من کیستم؟".

تلاش جهت هویت یابی یکی از اساسی ترین مشکلات دوران نوجوانی محسوب می شود . زیرا که این کودک رشد یافته ، دیگر کودک نیست و به دنیای بزرگسالان هم تعلق ندارد.  حتی در برخورد با اطرافیان ، پیام های متضادی را دریافت می کند که تنها به تعارضات درونی او دامن می زند. گاهی مورد مؤاخذه قرار می گیرد که "چرا فلان کار را کردی ؟ تو که دیگر بچه نیستی".  و اگر وارد امور مربوط به بزرگسالان شود باز هم می شنود : " در کار بزرگترها دخالت نکن".  و نوجوان سرگردان تر از همیشه از خود می پرسد "من کیستم" ؟ جایگاه واقعی من در این دنیا کجاست؟

انتقال از دوره کودکی به نوجوانی ، نیازمند حمایت والدین واطرافیان است. نوجوان برای حل بحران هویت و حل تعارضات و مشکلات خاص دراین دوره انتقالی ، و جهت سلامت رسیدن به مقصد ، نیازمند والدینی آگاه و منطقی است تا او را در سازگاری با محیط و رسیدن به شخصیتی مستقل و فرهیخته یاری کنند و با حمایت ها و رها کردن های به موقع و متناسب با دوران رشد، او را به سمتی رهنمون شوند که سعادت ، بقا و سلامت خانواده ، خود و جامعه را به ارمغان آورد.پس بهتر است از همان کودکی پایبندی به اصول را به فرزندانمان بیاموزیم . زیرا انسان برای سالم زیستن ، می بایست در زندگی به چیزی پایبند باشد. بی اعتقادی ، انسان را به  موجودی لجام گسیخته مبدل خواهد کرد که هیچکس و هیچ چیز یارای جلوگیری از اعمال ناشایست او را نخواهد داشت. بدون شک ایجاد اصول اخلاقی صحیح و پرورش اصول مذهبی در ذهن نوجوان ، حلاّل بسیاری از مشکلات و بحران های دوران نوجوانی خواهد بود و طبیعتاً کاستن از کشمکش های بین والدین و نوجوانان ، کمک شایان توجهی به بهبود روابط اولیاء و فرزندان خواهد کرد .

برقراری ارتباطات منطقی با نوجوان از طریق مشورت و مسئولیت دادن

اگر هر یک از ما والدین بتوانیم به دنیای ذهنی نوجوانمان راه یابیم و ارتباطی سالم و منطقی را با او برقرار سازیم جهشی بزرگ در پرورش و تربیت فرزندمان داشته ایم . مشورت و مسئولیت دادن به نوجوان ، یکی از کاربردی ترین راه های برقراری ارتباطات سالم ومنطقی با نوجوان است. زیرا با مشورت ، نوجوانمان را به دنیای بزرگسالان  راه  داده ایم و به او شخصیت ، احترام و توجهی که نیازمند آن است عطا کرده ایم . علاوه براین با ایجاد یک رابطه دوستانه و محبت آمیز، بزرگسال زیستن را به او آموزش می دهیم . با چنین رابطه ای نوجوان خواهد فهمید که مسئولیت اعمالش تنها بر عهده خود او خواهد بود و والدین به عنوان الگوهای تربیتی، نقش حمایت گرایانه ی خود را در جلوگیری از تجربیات خطرآفرین و غیر قابل جبران او ایفا خواهند کرد. رابطه مناسب ، به والدین خواهد آموخت که نوجوان نیز درگیری های فکری و مشکلات خاص خود را دارد. پس هیچ گاه به خود اجازه نخواهند داد که دنیای لطیف و شکننده فرزندشان را حقیر بشمارند. نوجوان نیز به جای آنکه والدین را در برابر خود ببیند ، آنها را به صورت دوستی دلسوز و یاوری فداکار و با تجربه در کنار خود خواهد دید و در صورتی که با مشکلی مواجه شد به جای آن که برای حل آن به بیرون از منزل ( و دوستان بعضاً ناآگاهی که تنها به اندازه خود او و شاید کمتر ، دنیا را می شناسند) متوسل شود ، به دوستانی آگاه و مکانی امن و راحت پناه می برد و در حل مسئله از یاری اولیاء خود بهره می جوید. این شیوه به ما کمک می کند تا همیشه و در هر جا بر اعمال درست و نادرست فرزندمان نظارت داشته باشیم . از آنجا که همیشه نمی توان همچون یک نگهبان یا زندانبان به دنبال نوجوان دوید و در هنگام ارتکاب عمل نادرست ، او را بر حذر داشت ، پس بهتر است همراه مشاوره دادن به نوجوان و مشورت گرفتن از او ، وجدان اخلاقی را نیز در او بیدار کنیم تا همیشه خود ، ناظر و حاکم  بر اعمالش باشد.

علاوه بر تمام اینها خوب است تا ضمن فراهم آوردن محیطی امن و آرام، و بدون تنش و برخورد ، سرگرمی هایی را نیز که مورد علاقه نوجوان است  برای او ایجاد کنیم . زیرا اشتغال فکری مطلوب ، توجه او را به مسائل صحیح و مناسب سنش جلب کرده و از انحرافات فکری در او پیشگیری می کند. بیکاری و بیهوده گذرانی ، علاوه بر اتلاف وقت وعمر، زیان های فراوان دیگری (همچون زمینه سازی برای اختلالات اخلاقی و رفتاری) را نیز به همراه می آورد.

در صورت عدم موفقیت نوجوان، می توان به جای انتقاد و تحقیر و سرزنش ، روش صحیح زندگی و اعمال درست را ( در هر زمینه ، ارتباطی یا اخلاقی یا کاری و ...) به او آموخت . عدم توفیق در انجام کارها به اندازه کافی روح لطیف نوجوان را می آزارد ، از آن به بعد وظیفه ی  ماست  تا به عنوان والدینی مقتدر و آگاه ، با گوشزد کردن نقش تجربه و درس گرفتن از شکست ها برای پی ریزی موفقیت های آینده ، حرف های او را گوش کنیم و سعی کنیم با فهم صحیح مشکل ، درست زیستن را به او آموزش دهیم.

توجه به این نکته لازم به نظر می رسد که اگر از مراحل مختلف رشد صحبت به میان می آید ، که البته نوجوانی نیز یکی از این دوران هاست ، منظور این نیست که کودک ما تا امروز کودک بود و از فردا نوجوان خواهد شد. همانطور که اشاره کردیم انتقال از مرحله ای به مرحله دیگر، پیش نیازهای خاص خود را می طلبد و در طول زمان ، "کودک" ، "نوجوان و جوان" ، بزرگسال خواهد شد. پس لازم است تا ما والدین متعهد از سالهای آخر کودکی ، بلوغ ، و بزرگسالی فرزندمان ، او را برای ورود به مرحله جدید زندگی آماده کنیم تا ناگهان خود را در برابر واقعیتی غیر قابل باور نبیند و به تدریج بتواند به شکلی صحیح ، بحران های مختلف را پشت سر گذاشته و پس از نوجوانی ، بزرگسالی موفقی پیش رو داشته باشد.

منبع : tebyan.net