فرزند را باید بوسید   

نقش پدر در تربیت فرزند  (8)
  نقش اجتماعی و اخلاقی پدر
انسان موجودی اجتماعی است. به این معنا که در اجتماع زندگی می کند و در آنجا به مرحله رشد و کمال می رسد. اجتماع و فرهنگ در او مؤثر است و او می تواند تا حدود زیادی در اجتماع تأثیر گذار باشد. در آن تحول ایجاد کند. در سنین کودکی هیچ چیز بهتر از آموزش عملی نیست. پدر وظیفه دارد از راه عمل کردن به کودک یاد دهد که چگونه باشد و به چه صورتی عمل کند...

در مواردی پدر می تواند از داستانها و قصه ها استفاده کند و بصورت غیر مستقیم فرزندان را آموزش دهد و گاهی نیز می تواند بصورت مستقیم آموزش دهد. حال توجه به این نکته ضروری است که آیا راه آموزش در سنین مختلف یکی است یا خیر؟
راه آموزش در خردسالان باید از طریق جملات کوتاه باشد و در پایان دوره کودکی می توان آموزش را با عمل و حتی با فلسفه آمیخته کرد.

نقش سیاسی پدر

تربیت به معنای ایجاد تغییر و تحول  و دگرگونی نمی تواند از سیاست برکنار و دور باشد و همواره در کنار هم هستند. وظیفه پدر در مورد تربیت فرزند در امور سیاسی این است که به او بیاموزد حکومت چیست؟ و چه ضرورتی دارد؟ در تربیت سیا سی اساس این است که کودک به میزان توان و استعداد خویش، نقش خود را در عرصه هستی دریابد و بداند که در جامعه انسانی چه نقشی باید ایفا کند و چگونه در جریانات مربوط به جامعه موضع بگیرد.
لازم نیست برای کودک درس حقوق و سیاست معین کنیم و او را با ریزه کاریهای سیاست آشنا کنیم.  بلکه کافی است که دیدی کلی درباره این موضوع داشته باشد و در سنین جوانی کلیاتی از مسائل سیاست بداند و تا حدودی جهان و آنچه در آن است را بشناسد.
در تربیت سیاسی پدر خود باید الگو و مدل باشد. کودک باید شاهد علاقه مندی پدر به امور سیاسی،  مسائل مربوط به جامعه خودی و بشری باشد. شرکت در امور اجتماعی را وظیفه خود بداند و خود تابعی ارزنده در خور حیات اسلامی باشد. مسامحه و سهل انگاری در رابطه با سیاست موجب غفلت و بی خبری کودک در امور سیاسی خواهد شد.

نقش اقتصادی پدر

مسأله اقتصاد از مسائل مهم حیات انسان و از ضرورتهای زندگی است. اهمیت اقتصاد در زندگی و سرنوشت آدمی ضروری است و چه مناسب است که پدر از همان کودکی به پایه گذاری و ایجاد شوق در این زمینه در کودک  بپردازد تا در دوران جوانی سرباز نزند.
فرزندان که به تدریج بزرگ می شوند باید با شغل پدر آشنا شوند و شغل پدر باید براساس ارزش و تقوایی که در آن وجود دارد  مورد  بررسی قرار گیرد نه براساس مقام و درآمد و این خود درسی برای فرزندان می باشد.
از مسائل مهم در جنبه اقتصاد و تربیت اقتصادی آموزش ارزش پول  و هدف و مقصد بدست آوردن آن است و کودک باید بداند که در سایه چه مقدار از کار و تلاش، می توان چه مقدار پول را دریافت کرد و با آن تا چه حد می توان خرید کرد. همچنین برپدر لازم است که از همان کودکی انفاق کردن را به کودک یاد دهد. در روایات اسلامی آمده است که اگر قصد داری انفاقی را انجام دهی به دست کودک خود بده که او با دست خود آن را به فقیر و مستمند بدهد. اخلاق انفاق از کودکی باید در ذهن فرزند القا شود و انفاق را منت نداند و اگر به فقیری چیزی می بخشد خود را از فقیر طلبکار نداند.
در محیط خانواده، دلسوزی به فقرا، خیرخواهی برای آنان، مشارکت در امورات مربوط به آنها و...باید مورد عنایت و نظر باشد و هر کس در هر سطح اقتصادی که باشد باید به میزان توانایی اش انفاق و احسان داشته باشد.

برخوردهای پدر با کودک

اول: پدر و دوستی با کودک
پدر باید از همان روزهای اول تولد، طفل را در آغوش بگیرد و با او رابطه محبت و انس برقرار کند، خونگرم و صمیمی باشد. این محبت و انس پدر دارای فوایدی است از جمله زمینه را برای زندگی بیشتر کودک فراهم می آورد، محبت عامل سلامت جسم و روان کودک است.
محبت پدر به کودک احساس امنیت می دهد. محبت والدین سبب می شود که کودک رفتار پدر و مادر را تحمل کرده و با روی خوش قبول کند.
 در اسلام توصیه های بسیاری به محبت و اعلام آن درباره کودک است. در شرح حال پیامبر گرامی اسلام آمده است که از اخلاق پیامبر این بود که صبحگاهان که از خواب بلند می شدند دست نوازش بر سر کودکان می کشیدند. پس سزاوار است ما که خود را پیرو آن حضرت می دانیم رفتاری این گونه با فرزندان خود داشته باشیم. محبت پدر نسبت به فرزند نشانه رحمت وعنایت خداست. مردی نزد پیامبر آمد و دید که ایشان با نوه هایشان بازی می کنند و آنها را می بوسند. عرض کرد: من 10 پسر دارم و تاکنون هیچ کدام را نبوسیده ام. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: کسی که در دل رحم ندارد ،خدا هرگز براو رحمت نخواهد کرد.

حال این سؤال مطرح می شود که نوع محبت چگونه باید باشد؟

نوع محبت باید مناسب با سن فرزند باشد. محبت باید یه گونه ای باشد که طفل آن را لمس کرده و مزه آن را بچشد. در محبت باید راستین بود. اگر چه محبت شدید پدر و مادر به فرزند ایجاب می کند که او را همواره در کنار خود نگه دارند اما هنگامی که سن کودک بالا رفت باید به فرزند اجازه داد که به سوی استقلال در زندگی گام بردارد.
اگر فرزند همیشه در سایه پدر و مادر باشد مانند نهال نورسی که در سایه درخت تنومند قرار دارد هیچ گاه رشد و نمو لازم  را نخواهد داشت. پس والدین باید به فرزند کمک کنند که او به رشد و نمو لازم برسد.
گاهی موانعی بوجود می آید که پدر نمی تواند انس و محبت خود را به کودک اعلام کند و یا نسبت به فرزندش محبت بکند. این موانع عبارتند از:
     اخلاق و رفتار کودک که موجب عدم محبت پدر می شود.
      کثرت اشتغال پدر که نمی تواند به فرزند محبت کند.
     وجود اختلاف در زندگی خانوادگی که موجب می شود دود آن به چشم فرزندان برود.
     داشتن نقص یا عضو مادرزادی در کودک
     مانع پذیرش کودک بخاطر جنس او. مثلاً پدری خواستار پسر یا دختر بوده و خلاف آن شده است.
منبع:تبیان
ویرایش و تلخیص:آکاایران