جنگ ، سر بند کفش!!   

زمان عجله
وقتی از کودک می‌خواهند که عجله کند، او بیش از پیش وقت را هدر می‌دهد. وی اغلب در برابر«عجله کن!» والدین، با کند کاری‌های خود، مقاومت نشان می‌‌دهد...

 آنچه عدم فعالیت به نظر می‌آید، در واقع سلاح بسیار موثر کودک بر ضد برنامه ی ساعتی ظالمانه‌ای است که به او تحمیل شده است.
به ندرت باید از کودک خواست که عجله کند. در عوض، باید محدودیت‌های زمانی واقعی در اختیار او قرار داده و او را تنها گذاشت تا خودش تلاش کند و کارهایش را به موقع انجام دهد:
«سرویس مدرسه بعد از ده دقیقه اینجا خواهد بود.»
«فیلم سرساعت یک شروع می‌شود. حالا ساعت دوازده و نیم است.»
«شام سرساعت هفت صرف خواهد شد: حالا ساعت شش ونیم است.»
هدف از گفته های ما رساندن این پیام به کودک است که ما توقع داریم  او کارهایش را به موقع انجام دهد.

صبحانه: غذا بدون آموزش اخلاقی

هنگام صرف صبحانه زمان خوبی برای آموزش فلسفه‌های جهان شمول، اصول اخلاقی و یا آداب معاشرت نیست.
 زمان صرف صبحانه موقع مناسبی است تا به کودکان بفهمانیم که خانه ی آنها، یک آشپزخانه و اتاق غذاخوری با جوی خوشایند و غذای خوب دارد.
به‌طور کلی، زمان صرف صبحانه زمان مناسبی برای صبحت‌های طولانی نیست. هنگام صبح، والدین یا کودکان اغلب خواب‌آلود و بدخلق هستند، و بگو مگوها ممکن است به راحتی به اوقات تلخی و عصبانیت منتهی بشوند.

لباس پوشیدن: جنگ بند کفش

در بعضی از خانواده‌ها، والدین و کودک درگیر جنگ روزمره ی بند کفش می‌شوند. پدری می‌گوید: «هر وقت که می‌بینم بند کفش پسرم باز است، می‌خواهم آب بشوم و به زمین فرو بروم. می‌خواهم بدانم که آیا باید او را وادار به بستن بند کفشش کنیم، یا اینکه بگذاریم او همین‌طور با وضع نامرتب بیرون برود. او ممکن است این‌طور خوشحال باشد، اما آیا این می‌تواند دلیلی بر این باشد که ما مسئولیت را به کودک خود یاد ندهیم؟»
بهترین کار این است که آموزش مسئولیت   و بستن بند کفش را دو مورد جدا از هم در نظر بگیریم و آنها را به یکدیگر پیوند ندهیم، بهتر است با خرید یک جفت کفش راحتی یا بستن بند کفش کودک، بدون تفسیر، از بحث و گفتگو بپرهیزیم. می‌توان خاطر جمع بود که دیر یا زود، کودک خودش بستن بند کفشش را یاد خواهد گرفت.
کودکان وقتی به مدرسه می‌روند، نباید مثل اشراف زاده ها لباس‌ پوشیده باشند. آنها نباید مدام نگران تمیز نگهداشتن لباس هایشان باشند. کودک باید آزاد باشد که بدود، بپرد، توپ‌بازی کند و این موارد بر تمیز ماندن لباس‌های او ارجحیت دارد. وقتی کودک با لباسی کثیف از مدرسه باز می‌گردد، مادر می‌تواند بگوید: « به نظر می‌رسد که امروز حسابی سرت شلوغ بود. اگر می‌خواهی لباسی عوض کنی، برو گنجه را باز کن، آنجا لباس تمیز هست.» هیچ کمکی نخواهد بود اگر به کودک بگوییم شلخته و در هم و برهم است، کثیف به نظر می‌رسد، و یا اینکه ما از شستن و اتو زدن لباس‌های او جانمان به لب رسیده است. این گفته‌ها هیچ سودی ندارند. اگر واقع گرایانه برخورد کنیم ، نباید انتظار داشته باشیم که کودک بازی‌گوشی خود را بر پاکیزگی مقدم بشمارد. در عوض ما این گونه حساب خواهیم کرد که لباس‌های کودکان مدت کوتاهی تمیز می‌مانند و خیلی زود کثیف می‌شوند. به جای اینکه ده‌ها جور موعظه درباره ی پاکیزگی برای کودک ایراد کنیم ، بهتر است که چند دست لباس ارزان‌قیمت و بادوام برای او بخریم تا از این طریق سلامت روحی‌اش را بیشتر تأمین کرده باشیم.

رفتن به مدرسه

از آنجا که کودک به هنگام صبح عجله دارد، بدین خاطر می‌توان انتظار داشت که وی کتاب‌های درسی، عینک، ظرف غذا، یا پول ناهار خود را فراموش کند. بهترین کار در این‌جور مواقع این است که اشیای فراموش شده را بدون موعظه کردن درباره ی فراموش‌کاری و عدم مسئولیتش، به او بدهیم.
اگر به کودک بگوییم : «عینکت اینجاست» به او بیشتر کمک کرده‌ایم تا اینکه بگوییم :«می‌خواهم زنده بمانم و آن روزی را ببینم که تو یادت بماند عینکت را بزنی.» اگر به کودک بگوییم : «ظرف غذایت اینجاست» بهتر است تا اینکه بگوییم : «از بس که حواس پرتی داری، اگر آن سرت به گردنت بند نبود آن را هم فراموش می‌کردی.» اگر به کودک بگوییم : «پول ناهارت اینجاست»، او بیشتر قدردانی خواهد کرد تا اینکه این سوال نیشدار را از او بکنیم: « ببینم، می‌خواهی با چه چیزی ناهارت را بخری؟»
نباید موقع مدرسه رقتن کودک فهرستی از هشدار و تذکر به او داد. اگر به کودک بگوییم «روز خوشی داشته باشی» بهتر از این هشدار معمول است که : «خودت را به درد سر نینداز.» اگر به کودک بگوییم : «سر ساعت دو بعد از ظهر تو را خواهم دید» برای او آموزنده‌تر خواهد بود تا اینکه بگوییم : «مدرسه که تعطیل شد، نری تو خیابان ول بگردی‌ها.»
منبع:تبیان
ویرایش و تلخیص:آکاایران