آکاایران: سال به سال داستان تکرار می شود. شما می مانید و فرزندی که علاقه ای به مدرسه رفتن ندارد. هر سال فکر می کنید آنقدر بزرگ شده که از پس خودش برآید. فکر می کنید دغدغه های سال گذشته اش را ندارد، اما باور کنید زندگی به اندازه ای که فکرش را می کنید برای او آسان نیست، پس دغدغه هایش را جدی بگیرید و سعی کنید در آستانه این روزهای سخت، بیشتر با او صحبت کنید...


تفاوتی نمی کند کودک شما در سال های ابتدایی مدرسه باشد یا در سال های پایانی آن، همیشه دغدغه هایی برای ورود به مدرسه یا دانشگاه دارد. معمولا کودکان در هر سن و سالی برای ورود به فضاهای تازه دچار مشکل می شوند و تنها راهی که می توان از پس این مشکل ها برآمد، صحبت با آنهاست. تنها با همین جمله های کوتاه و ساده است که از دغدغه این روزهای کودکتان باخبر می شوید و می توانید با قاطعیت بگویید از کدام مشکل احتمالی می ترسد یا کدام اتفاق است که نمی گذارد از این روزهای پایانی تابستان به اندازه کافی لذت ببرد.

 

سال های ابتدایی


فرزند شما امسال به تازگی به مدرسه می رود یا سال های ابتدایی مدرسه را می گذراند و هنوز رفتار اجتماعی خود را در مدرسه پیدا نکرده است. یکی از مواردی که معمولا او را با ترس روبرو می کند، جداشدن از شماست. با جمله های کوتاهی که درباره ناهار پس از به خانه رسیدن به زبان می آورید یا به زبان آوردن اشتیاقتان برای شنیدن داستان آن روز مدرسه، ترس را از او بگیرید و بگذارید بداند ارتباطش با شما قطع نمی شود.


رفتن به دستشویی در مدرسه، یکی از مشکل های کودک است. او عادت ندارد در محیط عمومی فاقد حضور شما به دستشویی برود به همین دلیل خود را معذب می بیند. بهتر است با او صحبت کنید و بگویید چطور می تواند شبیه دیگر بچه ها از سرویس بهداشتی مدرسه استفاده کند. حواستان باشد پیش از بیرون رفتن از خانه از دستشویی استفاده کند و درباره شستن دست ها با او صحبت کنید.


بچه هایی که خجالتی هستند یا قدرت بدنی بالایی ندارند، معمولا در طول مدرسه گرسنه می مانند و نمی توانند از بوفه مدرسه خوراکی تهیه کنند. بهتر است برای زنگ های تفریح مدرسه خوراکی در کیفش بگذارید و به این ترتیب، هم تغذیه سالم را برایش توضیح دهید و هم مشکل گرسنگی احتمالی اش را برطرف کنید.


اگر فرزندتان صبح ها برای رفتن به مدرسه این پا و آن پا می کند یا خودش را به مریضی می زند، مطمئن باشید مشکلی فراتر از شیطنت های همیشگی وجود دارد. ممکن است از قلدری همشاگردی اش به فغان آمده باشد یا با معلمش به مشکل برخورده است. تنها راه درک این ماجرا، زمانی است که با او صحبت کنید. بهتر است والدینی باشید که به درددل های فرزندتان گوش می دهید نه اینکه او را مجبور به انجام کارهای ناخواسته کنید.
 


اگر این روزهای شهریوری برای کودک شما با ترس همراه است و نمی تواند با اشتیاق درباره حضور دوباره در مدرسه صحبت کند و حتی نشانه هایی از ترس به شما می دهد، یکی از ساده ترین کارها این است که یک روز صبح، شال و کلاه کنید و او را به مدرسه ببرید. اجازه دهید فضای خالی کلاس ها را ببیند و درباره خاطره های خوشایند مدرسه با او صحبت کنید، اما اگر این روش جواب نداد، او را مواخذه نکنید. ممکن است با اجتماعی شدن مشکل داشته باشد.


سعی کنید برایش دوست پیدا کنید. ایرادی ندارد اگر دست به کار شوید و با ارتباط گرفتن با خانواده هایی که از نظر فرهنگی به شما شبیه هستند، فرزندانتان را با هم آشنا کنید و برنامه هایی برایشان بگذارید. مثلا اگر در همسایگی شما، خانواده ای زندگی می کنند که فرزندی همسن و سال فرزند شما دارند، می توانید پیش از آغاز مدرسه برنامه های مشترک بگذارید و اجازه دهید بچه ها پیش از ورود به مدرسه با یکدیگر آشنا شوند.


مورد بالا، مخصوصا زمانی که به تازگی اسباب کشی کرده اید و محیط مدرسه یا زندگی فرزندتان تغییر کرده است، به شدت توصیه می شود. نمی توانید انتظار داشته باشید فرزندتان در مدتی کمتر از یک ماه، بتواند با محیط تازه آشنا شود و خودش دوستان تازه ای پیدا کند. گاهی اوقات لازم است شما وارد عمل شوید.

 

 


سال های دبیرستان


زمانی که فرزندتان به دوران دبیرستان قدم می گذارد، نیاز دارد دورادور مراقبش باشید. هرچقدر حضور شما در مدرسه دوران ابتدایی فرزندتان به او کمک می کند آرامش بیشتری در مدرسه داشته باشد، در دوران دبیرستان حضور شما در مدرسه او را شرمنده می کند، چرا که به صورت ناخودآگاه این پیام را به او می دهد که هنوز نمی تواند از پس کارهایش برآید.

 

بهتر است با او صحبت کنید و رابطه خوشایندی بسازید، آنقدر که داستان های مهمی که در مدرسه اش اتفاق می افتد برایتان به زبان آورد. راه درستی نیست که بلافاصله پس از به زبان آوردن خاطره ها شروع به عکس العمل تند و تیز کنید. بهتر است آرامش خود را حفظ و سعی کنید با صحبت با او، راهی برای برطرف شدن مشکلش نشان دهید.


فرزند شما در دوران نوجوانی، نیاز دارد زمانی را به استقلال بگذراند پس بهتر است اوقاتی منطقی برایش در نظر بگیرید تا با دوستانش زمان بگذراند. کلاس های فوق برنامه یا کلاس های ورزشی یکی از بهترین گزینه ها هستند.


یکی از دغدغه های دوران دبیرستان برای نوجوانان، تغییرات جنسی است. اگر فرزندتان با تاخیر به دوران بلوغ رسیده یا زودتر از همسن?و سال هایش این تغییرات را تجربه می کند، با او صحبت و خاطرنشان کنید این تفاوت ها طبیعی است و نباید در این زمینه خجالت بکشد. بهتر است در سال های دبیرستان، دراین باره با او صحبت کنید و اجازه ندهید سوژه داغ دبیرستان، او را از درس خواندن دور کند. هرچقدر اطلاعات او با سن و سالش مطابقت داشته باشد، احتمال اینکه در این زمینه کمتر آسیب ببیند بیشتر است.


اگر او را به مدرسه ای پایین تر از سطح درآمد خانواده یا مدرسه ای بالاتر از سطح درآمد خانواده فرستاده اید، مهم است درباره تفاوت هایی که به چشمش می آید با او صحبت کنید. نگذارید این تفاوت ها معذبش کند، اما صحبت هایتان نباید به گونه ای باشد که سرفصل تازه ای در ذهنش باز کند. بهتر است پیش از آغاز مدارس، او را با فضایی که با آن مواجه می شود آشنا کنید، اما در این میان، احساس برتری جویی یا احساس خودکم بینی را در او تشدید نکنید.


فرزندتان در سال های پایانی دبیرستان، به دلیل نزدیک شدن به کنکور استرس بیشتری را تجربه می کند. بهتر است فاقد اینکه ترسش را در این زمینه دوچندان کنید، درباره گذر از این دوران با او صحبت کنید. توصیه می شود کلاس های فوق برنامه اش را تعطیل نکنید. برای نمونه اگر به کلاس ورزش یا موسیقی هفتگی اش دلبستگی دارد، مجبورش نکنید به دلیل کنکور یا درس های فراوان این کلاس را تعطیل کند. می توانید با کم کردن روز کلاس ها به او نشان دهید هم مهم است بخش تحصیل زندگی اش را جدی بگیرد و هم بقیه بخش های زندگی اش را فراموش نکند.


در دوران دبیرستان، ممکن است خستگی بیش از اندازه بابت درس ها یا کلاس ها به فرزندتان اجازه ندهد خودش را با فضا تطبیق دهد. وظیفه شماست با توجه به شناختی که از فرزندتان دارید، برنامه ای روزمره برایش در نظر بگیرید که خواب کافی و غذای مناسب در برنامه روزانه اش گنجانده شود.

 

دوران دانشگاه


اگر خودتان دانشجو هستید و درس خواندن و کار کردن را به صورت همزمان تجربه می کنید، ممکن است احساس کنید برای زندگی خانوادگی تان وقت کم می گذارید و به این ترتیب احساس نارضایتی از خودتان داشته باشید، اما بهتر است با برنامه ریزی دقیق، برای فرزندانتان نیز موقعیتی مناسب درنظر بگیرید. برای مثال می توانید پس از ساعت خواب بچه ها به درس های خودتان بپردازید یا زمانی که فرزندتان شروع به درس خواندن می کند، شما نیز دفتر و کتاب هایتان را پهن کنید و اجازه دهید با شما احساس همذات پنداری کند.


اگر فرزندتان به تازگی به محیط دانشگاه وارد شده است، به او پیشنهاد بدهید از دخترخاله و پسرخاله یا کسی همسن و سال خودش است دعوت کند تا روز اول دانشگاه او را همراهی کند. اگر در همین روزهای شهریورماه و حین ثبت نام او را همراهی کنید، اوضاع بهتر می شود. هر انسانی نیاز دارد پیش از ورود به محیط تازه، اندکی با فضا آشنایی پیدا کند. انتخاب لباس مناسب برای دانشگاه، یکی از وظایف شماست.. مخصوصا برای دخترها که تا پیش از این با لباس فرم به مدرسه می رفتند و حالا باید لباس هایی مناسب با فضای دانشگاه بپوشند.


در دوران دانشگاه، فرزندتان دغدغه های بیشتری نسبت به زندگی پیدا می کند. کسب درآمد، ارتباط با جنس مخالف و ارتباط با استادان دانشگاه از جمله مواردی است که ذهن او را درگیر خواهد کرد پس بهتر است در این زمینه با موضعی شفاف وارد عمل شوید. او را از برخورد با محیط تازه نترسانید و خاطره هایی برایش تعریف کنید که در این مسیر به کمکش بیاید. برای مثال ممکن است برای گرفتن درسی دو واحدی از یک استاد خاص به مشکل بربخورد یا برای گرفتن واحدهایش به مشاوره نیاز داشته باشد. به احتمال فراوان خجالت می کشید چنین مشکل هایی که به او احساس عقب افتادگی می دهد با شما مطرح کند. خاطره گویی کنید یا او را به دستان توانمند فرزند بزرگ تر یا یکی از همسن و سال هایش در فامیل و آشنا بسپارید.


اگر برای رفتن به سینما یا تئاتر پیشقدم شوید، زمانی برای کافه نشینی و صرف یک فنجان قهوه اختصاص دهید و فهرست کتاب های مهم و تازه منتشرشده را بدانید، فرصت خوبی برای ارتباط گرفتن با فرزندتان خواهید داشت. او در حال تجربه دنیای تازه ای است و نیاز دارد والدینش نسبت به اتفاق های فرهنگی، برخوردی مثبت و زاویه نگاهی متفاوت دارا باشند. اگر زمان هایی از این دست، در دوران دبستان و دبیرستان تنها به روحیه فرزندتان کمک می کرد، در دوران دانشگاه رابطه شما و فرزندتان را تضمین می کند. پس قرارهای منظم ماهیانه یا هفتگی برای چنین برنامه هایی در نظر بگیرید.


اگر نمی توانید محیط خانه را برای حضور دوستانش فراهم کنید، نسبت به قرارهای او و دوستانش در مجامع عمومی حساسیت نشان ندهید، اما می توانید کاری در همان نزدیکی ها برای خودتان دست و پا کنید و مثلا او را برسانید و به او بگویید کارش که تمام شد با شما تماس بگیرد تا اگر کارتان تمام شده او را تا خانه برسانید. به این ترتیب هم خطر حضور در محیط خصوصی ایجاد نمی شود و هم او و دوستانش را دیده اید.


او را نترسانید. جمله های کوبنده ای درباره معاشرت نکردن با افراد به زبان نیاورید. اجازه دهید راهش را خودش انتخاب کند و در دوران دانشگاه تجربه ای از معاشرت های گوناگون به دست آورد. حضور در محیط غریبه به اندازه کافی احساس ناامنی به او می دهد و دورترین چیزی که می خواهد موضع گیری شما نسبت به او و دوستانش است. پس در حال حاضر به زمانی رسیده اید که دیگر می توانید دوست او باشید نه پدر یا مادرش.


اگر فرزندتان برای تحصیل به شهر دیگری رفته است، می توانید در روزهای ابتدایی حضور در آن شهر و دانشگاه همراهی اش کنید و به او اطمینان خاطر دهید که مراقب اش خواهید بود. احساس رهاشدگی به او ندهید و آنقدر محدودش نکنید که حالا که از شما دور است، نسبت به خط قرمزهایتان بی تفاوت شود.

گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع :