آکاایران: کجای رابطه های دوستانه فرزندان تان ایستاده اید؟ هرچند این سوال به شدت خصوصی به نظر می رسد و حتی عجیب است اما باید پاسخی برای آن داشته باشید. شاید نخستین پاسخ به این سوال توجیه آن با واژه حریم خصوصی است...


شکی نیست که رابطه های دوستانه یکی از آن بخش های خصوصی زندگی فرزندان شماست. بچه ها یاد می گیرند چطور به اشتراک بگذارند، مقایسه کنند، با دریافت های اشتباه گذشته شان کنار بیایند و آن را جبران کنند. البته که در این میان بالا و پایین رفتن زندگی بچه ها می تواند برای والدینشان سخت باشد. «بیشتر بچه ها دچار شکستگی قلبشان می شوند، پیش از آنکه فکرش را بکنید.» دکتر مری دابینز، یکی از استادان دانشگاه پزشکی ایلیونز جنوبی چنین جمله ای به زبان می آورد و توضیح می دهد:

« والدینی که تند و تیز با این ماجرا برخورد می کنند، داستان را پیچیده تر هم می کنند.» اما چطور می توان فهمید فرزندانتان چه زمانی به حمایت شما نیاز دارند و چه زمانی باید کنار بکشید و اجازه تجربه کردن به آنها بدهید؟ این ۷ روش را بخوانید؛ روش هایی که از حرفه ای های این کار آمده است.

مهارت های دوستانه را آموزش دهید


بچه ها دوست ندارند با بچه هایی بازی کنند که می خواهند رییس بازی دربیاورند. اینکه شما چطور با دوستانتان برخورد می کنید، نخستین درسی است که کودکتان در این زمینه می گیرد. دکتر سوزان نیومن، روان شناس اجتماعی می گوید: «ما به عنوان والدین، نخستین الگو خواهیم بود.» شما می توانید همدلی و همراهی را به فرزندتان آموزش دهید، تنها کافی است سوپ بپزید و از او بخواهید کاسه ای از آن برای همسایه بیمارتان ببرد یا برای تولد بچه همسایه یک کارت تبریک درست کند. دکتر نیومن، نویسنده کتاب « راهنمای بزرگ کردن تک فرزندها» معتقد است بهتر است بچه ها نخستین تجربه های معاشرتی شان را پیش از ورود به دنیای واقعی اینگونه به دست آورند.


انواع معاشرت های دوستانه را آموزش دهید

 

مجبور کردن فرزندتان به معاشرت، تفاوت زیادی با درگیر کردن او در جمع دارد. «معمولا والدین می خواهند ناکفایتی های معاشرتی خودشان را با فرزندانشان جبران یا آنها را به زور به جمع وارد کنند.» دکتر مسون ترنر، رییس گروه روان شناسی دانشگاه سن فرانسیسکو پس از به زبان آوردن این جمله واقعی، توضیح می دهد: «باید صبر کنید تا شخصیت اجتماعی فرزندتان مشخص شود و نشانه هایی به شما بدهد که از کدام تیپ آدم هاست، چه بسا که نخواهد شبیه شما با آدم ها ارتباط برقرار کند.» برای رسیدن به چنین شناختی، کافی است نگاهی به فعالیت کودکتان در جمع بیندازید و ببینید اهل جمع و شلوغ بازی هست یا نیست. اگر هست که چه عالی اما اگر در جمع ناراحت می شود و بدقلقی می کند، ممکن است از آن آدم های درونگرایی باشد که ترجیح می دهند با یک یا دو دوست ثابت زندگی بگذرانند. باید به چنین شناختی از فرزند خود برسید و به آن احترام بگذارید.


فضا برای کودک تان و دوستانش بسازید


اگر فرزندتان هنوز کوچک است در خانه برنامه هایی جمعی برای او و دوستانش درنظر بگیرید و برای این یکی، دو ساعت برنامه بچینید. « بچه های کوچک تر به برنامه مشخص نیاز دارند.» نیومن چنین ماجرایی را توضیح می دهد و می گوید:« اگر قرار است باغبانی یا همراه شما شیرینی درست کنند یا می خواهند به تماشای یک کارتون بنشینند، به علاقه فرزندتان و دوستش برمی گردد اما وظیفه شماست چند برنامه در ذهن داشته باشید.» حتی اگر فرزندتان آنقدر بزرگ شده که بتواند برنامه های مشخصی برای خودش بچیند، او را تشویق کنید این برنامه ها را جمعی برگزار کندو دوستانش را به خانه دعوت کند. بگذارید خانه تان مکانی خوشایند برای دوستان فرزندان?تان باشد. این اتفاق می تواند فرصت خوبی در اختیار او و دوستی هایش قرار دهد. به شما هم فرصت می دهد تا دوستانش را بهتر بشناسید.


برای رفع مشکلات دوستانه اش به او کمک کنید


دریافت اشتباه از رفتار دوستان فرزندان، معمولی ترین اتفاقی است که برای او پیش می آید. احتمالا فرزندتان هرازگاهی نیاز دارد برای برطرف کردن این احساس ها به کمکش بیایید. در تحقیقی که روی ۲۶۷ کودک ۹ تا ۱۱ ساله انجام شده است، مشخص شده کودکان، دوستانشان را با توجه به احساسی که نسبت به رابطه شان پیدا کرده اند توصیف می کنند. اگر بچه ها نسبت به رابطه شان احساس عصبانیت دارا باشند، ترجیح می دهند این دوستی را رو به اتمام تلقی کنند. البته معنای این موقعیت، این نیست که شما واردعمل شوید و در هر موقعیتی به کمک فرزندتان بیایید. نیومن می گوید: «بهتر است او را تشویق کنید تا دو نیمه لیوان را ببیند و پیشنهاد دهید؛ چرا ۲، ۳ روز دیگر دوست?ات را دوباره دعوت نمی کنی؟»


اجازه انتخاب دوستانش را به او بدهید


دوستی ها اجازه می دهند فرزندتان دنیای خودش را بسازد و آن را بزرگ تر کند. معنی اش این است که شاید فرزندتان هرچند علامت سوال های فراوانی درباره زندگی خانوادگی درهم پیچیده یکی از دوستانش دارد، اما دلش می خواهد با او معاشرت کند. البته اگر در این رابطه خطری برای فرزندتان ایجاد شده است، حق دارید وارد عمل شوید. درنظر بگیرید حق دارد دوستانش را خودش انتخاب کند و وظیفه شما به عنوان والدین این است که فرزندان را به گونه ای تربیت کنید که بتوانند انتخاب های درستی از خود نشان دهند. اگر احساس می کنید یکی از این انتخاب ها، کودکتان را به خطر انداخته، وارد عمل شوید. حتی ممکن است با مدیر مدرسه درباره دوست تازه فرزندتان صحبت کنید یا برایش توضیح دهید که برای اینکه خیالتان راحت شود، می خواهید زمانی که او با این دوست خاص بازی می کند، شما نیز حضور داشته باشید اما کلیدواژه این بحث، صحبت با فرزندتان است. او به خوبی متوجه رفتارهای عجیب شما درمقابل این دوست تازه می شود و ممکن است لجبازانه با شما رفتار کند. نکته دیگری که باید توجه کنید، این است که تردیدهای بیجای شما، ممکن است ذهن او را نسبت به شما بدبین کند، پس تا زمانی که واقعا به این نتیجه نرسیده اید که خطری از سوی دوست فرزندتان او را تهدید می کند، جمله ای از ترس هایتان به زبان نیاورید.


مراقب مسخره کردن ها و دست انداختن ها باشید


هرچند دست انداختن ها یکی از بازی های دوران کودکی است، اما همان طور که کودکتان از سنین خردسالی به سمت سال های دبستان قدم برمی دارد، ممکن است از این بازی آسیب هم ببیند. معمولا زمانی که بچه ها از ۶ سالگی می گذرند آثار این بازی مخرب روی آنها قابل مشاهده است و احساساتی منفی نسبت به خودشان پیدا می کنند چرا که دست انداختن ها به سادگی به سمت مسخره کردن پیش می رود و بسیار طبیعی است اگر فرزندتان نتواند مقابل مسخره شدن برخورد مناسبی از خود نشان دهد. مهم است که به او نیز اجازه ندهید دوستانش را دست بیندازد. کافی است به او بگویید صحبت ها و رفتارهایش می تواند احساسات همبازی هایش را تحریک کند. برایش توضیح دهید در خانواده شما، آدم ها با دیگران اینطور برخورد نمی کنند، همانطور که اجازه نمی دهید کسی با شما چنین رفتار زشتی داشته باشد. درست است پیدا کردن مرز چنین ماجرایی سخت است. اما تنها راه باقیمانده، درست صحبت کردن با فرزندتان است. به او نگویید: «امروز کسی با تو رفتار بدی داشته؟» چرا که صحبت های شما باعث می شود از مراقبت از خودش دست بردارد و مدام برای غرغر سمت شما بیاید. البته اگر کتک خورده یا حرف بسیار بدی شنیده، طبیعی است که با والدین دوستش تماس بگیرید و به صورتی مودبانه داستان را با آنها درمیان بگذارید. سعی کنید والدین او را نیز با خودتان هم مسیر کنید. به این ترتیب شاید بتوانید جلوی خاتمه دوستی فرزندانتان را بگیرید.

 

به جایگزین ها فکر کنید


وقتی که بچه ها به سنین ۹ تا ۱۰ سالگی می رسند، برایشان مهم می شود دیگران درباره آنها چه فکری می کنند اما متاسفانه نمی توانید تغییری در موقعیت دوست داشتنی بودن یا نبودن فرزندتان بدهید. می توانید به نگرانی های او گوش دهید و درباره خاطره های ناخوشایند دوران کودکی خودتان با او صحبت کنید. به عنوان والدین، ممکن است جمله های شما درباره اشتباه های دوران کودکی تان و خاطره های آن دوران به باز شدن ذهن فرزندتان کمک کند. درنظر داشته باشید محبوبیت داشتن یا نداشتن فرزندتان، موقعیتی است که او احتمالا تا آخر عمر با آن درگیر است و شما نمی توانید با اجبارهای کوتاه مدت تغییری در واقعیت بدهید اما کم خطرتر است تا دنبال مرز میان تلاش برای کمک به دوست پیدا کردن و اجبار برای معاشرت با دیگران بگردید. به نظر می رسد چنین ماجرایی ارزش امتحان کردن داشته باشد اما اجبار برای معاشرت اصلا خوشایند نیست.

 

مراقبت دورادور


کلید ورود به دنیای کودکان مراقبت دورادور از آنهاست. مهم است آنها را همراهی کنید و رییس مابانه با آنها برخورد نکنید و اجازه دهید خودشان تصمیم های مهم زندگی شان را بگیرند. اگر حضور تمام قد از خودتان نشان دهید، ممکن است فرزندتان را برای ورود به اجتماع تنبل بار بیاورید و فرصت فکر کردن به اشتباهاتش را به او ندهید و نگذارید بفهمد چطور از پس زندگی خودش با دوستانش بربیاید. از طرف دیگر اگر در مواقع لزوم وارد معرکه نشوید، ممکن است هیچ وقت روش صحیح معاشرت با دیگران را یاد نگیرد و در هاله ای از توهمات به دنیای دوروبرش نگاه کند. البته معنای بدی از این کلمه توهم برداشت نکنید. هاله ای از برداشت های اشتباه روی تصمیم ها و رفتارهای بچه ها تاثیر می گذارد که گاهی فرار از آنها به نظر بزرگ ترها نیاز دارد.


 

گردآوری و تنظیم:گروه سبک زندگی آکا ایران
.

منبع :