آیا میدانید که وقتی فرزند دومتان به دنیا می آید، چگونه باید فرزند اولتان را آماده ورود او کنید؟ ابتدا باید دقت داشته باشید که فرزند اولتان نیازمند دنیایی از توجه و علاقه است تا اطمینان پیدا کند که بچه دوم و جدید جایگزین او نخواهد شد.

دنیا آمدن فرزند دوم بسیار در روابط این دو فرزند مؤثر بوده و نتیجه ی مطلوب و دلخواه شما را به همراه داشته باشد.

ما بزرگترها همیشه فکر می کنیم که برای آماده سازی فرزند اول بهتر است به او بگوییم یک خواهر یا برادر در راه است و دائما توصیه کنیم که مواظب او باش ،با او دوست باش و اسباب بازیهایت را به او بده و مکررا توصیه هایی که فکر می کنیم او را برای یک رابطه آماده می کنیم،در صورتی که غافلیم که دقیقا بین این رابطه فاصله می اندازیم و او را دور می کنیم،حال راه بهتر چیست؟

در اینجا به چند راهکار مفید و سودمند اشاره می کنیم که با به کار بستن آنها می توانید به راحتی فرزند اولتان را برای ورود بچه دوم آماده سازید.

- در مورد این مهمان کوچک با او  گفتگو کنید. راه بهتر این است که در همان اوایلی که می فهمیم فرزند دومی در راه است با لحنی ساده و شیرین به فرزندمان بگوییم که خواهر یا برادری در راه است که می خواهد با تو دوست وهمبازی شده و تو را از تنهایی در بیاورد و موضوع را به گونه ای مطرح نکنیم که او احساس مسئولیتی بزرگ را بر دوش احساس کند و خالی از آن توجهی شود که قبل از به دنیا آمدن فرزند اول متوجه او بود. راه ساده ی دیگری که همه ی این گروه سنی(بین 4 تا 8 سال)برایشان بسیار لذت بخش ودوست داشتنی است این است که مادر می تواند از همان ابتدای بارداری در طول روز به جای فرزندی که در شکم اوست با فرزند اول با همان لحن بچه گانه و ساده صحبت کرده و ارتباط بر قرار کند کما اینکه در این گفتگو ها خواسته ها و توقعات فرزندش و احساس او را از چنین اتفاقی از زبان خودش خواهد شنید و اگر جایی مشکلی وجود داشت در همین مرحله راحت تر می تواند حل کند.

- برنامه ای ترتیب دهید که فرزند اولتان اوقات زیادی را با پدرش تنها باشد.

توجه پدر در مرحله ی به دنیا آمدن فرزند دوم بسیار حائز اهمیت است چون مادر بدون اینکه خودش بخواهد یا متوجه باشد بیشتر وقتش را به رسیدگی و مراقبت از نوزاد می گذراند در نتیجه اینجاست که توجه پدر بیش از پیش به فرزند اول می تواند ذهنیت او را نسبت به کم توجهی مادر به خود عوض کرده و احساس مورد توجه بودن و دوست داشتن را در او همچنان ماندگار سازد و حتی او را به این دوران ،از این جهت که بیشتر مورد توجه پدر است علاقه مند تر کند و خاطره ای خوش در بزرگسالی برایش باقی بگذارد.البته نا گفته نماند که مادر نیز می تواند در کنار رسیدگی به نوزاد با فرزند اولش هم صحبت شده و با یاد آوری اینکه تو هم اینگونه بزرگ شدی و یا این کارها را می کردی وهم اکنون هم می توانی در بزرگ شدن نوزادمان به من کمک کنی او را تنها نگذارد.باید بدانید که اختلاف سنی خیلی کم ( کمتر از سه سال ) بین بچه ها، همیشه می تواند باعث به وجود آمدن برخوردها و اختلافاتی بین بچه ها شود، چرا که هر دو نیاز شدید و فراوانی به توجه والدین دارند. پس، در صورتی که اختلاف سن بین فرزند اولتان با فرزند دوم کمتر از سه سال است، اطمینان حاصل نمایید که وقت کافی در اختیار بچه اول قرار می دهید تا او احساس کمبود پیدا نکند. به خصوص، او نیاز خواهد داشت که اوقات زیادی را با پدرش به تنهایی به سر ببرد.

- کتابهای مربوط به اطفال شیرخواره و کوچک را برای فرزندتان بخوانید.

حتی زمانی که باردار و در انتظار ورود فرزند دومتان هستید، توجه، عشق و علاقه کامل و صددرصد شما معطوف به فرزند اولتان خواهد بود و همین به او کمک می کند که خودش را با آن موقعیت جدید منطبق و سازگار سازد. کتابهایی را برایش بخوانید که با به دنیا آمدن بچه های کوچک و اضافه شدن آنها به جمع خانواده مرتبط هستند و در مورد طفل داخل شکم تان با او صحبت کنید. گرچه، ممکن است فرزند اولتان، به طور کامل صحبت های شما را درک نکند. ولی به این شکل، اطلاعات لازم را کسب می کند و در رابطه با ورود بچه جدید به خانواده توجیه و آماده می شود.

- زمان تغییر دادن ها را به طور متناوب تنظیم کنید.

اگر لازم می دانید که تخت یا اتاق جدیدی را برای ورود فرزند دومتان تهیه کنید، این تغییرات را دست کم چهار تا شش هفته قبل از به دنیا آمدنش صورت دهید. به این ترتیب، احتمالش خیلی کم خواهد بود که فرزند اولتان در رابطه با این تغییر و تحولات احساس ناراحتی پیدا کند و حس حسادتش تحریک شود. به هر صورت، هر گونه تغییر و تحولی را که لازم می دانید صورت دهید وبه هیچ وجه این تحولات نباید همزمان با به دنیا آمدن بچه جدید انجام شود.

- فرزند اولتان را تشویق کنید که رابطه ملایم و خوبی با بچه جدید برقرار کند.

به او مفهوم ملایمت در نوازش طفل شیرخواره را یاد بدهید و قبل از به دنیا آمدن بچه دوم، این اعمال ملایم را با او تمرین کنید. به این ترتیب، قبل از آن که خواهر یا برادر بزرگ یک بچه شود، مفهوم برقراری یک ارتباط ملایم را می فهمد.

-بهتر است اتفاقات شیرین ومطلوبی را که در آینده با آمدن فرزند دوم می تواند به وقوع بپیوندد برایش باز گو کنیم .

بطور مثال :با هم رفتن به شهر بازی وپارک،با هم بازی کردن وصدها اتفاق خوشایند دیگری که مطمئنیم ذهنیت فرزندمان را نسبت به ورود فرزند دوم به خانه زیباتر ومطلوبتر خواهد کرد.

- بگذارید که فـــــرزند اولتان یک بچه باقی بماند و دوران خوش و خاطره انگیـــز خردسالــــی اش حفظ شود.

علیرغم این حقیقت که فرزند اولتان تبدیل به خواهر یا برادر بزرگتر میشود، او را از فعالیتهای مختص دوران خردسالی اش محروم نکنید و نشاط وسرخوشی مختص آن زمان را از او نگیرید. تصور نکنید که با به دنیا آمدن بچه جدید، فرزند اولتان مجبور است که به جای خوابیدن در گهواره اش،روی یک تخت دیگر بخوابد،به خصوص اگر احساس میکنید که از خوابیدن در گهواره اش،هنوز لذت میبرد و در آن راحت است. اگر هنوز از پوشک استفاده میکند، بگذارید اوضاع به همان روال پیش برود و اگر به او شیر میدهید آنرا قطع نکنید.چرا که او هنوز خودش یک بچه است و نیازهای خاص خودش را دارد! انتظار این را داشته باشید که او دوست داشته باشد مثل سابق در آغوش گرفته شود و از گرمای تن شما و زمزمه ها و راز و نیازهایی که زیر گوشش نجوا میکردید، برخوردار شود.

- خودتان را آماده مواجهه با بداخلاقی ها، عصبانیت ها، تندخویی ها، بی حوصلگی ها و ترشرویی های او کنید .

اگرفرزند اولتان نق نقوتر، بداخلاق تر و وابسته تر از همیشه به نظر رسید، غافلگیر و شوکه نشوید. او نیاز دارد که ابراز وجود کند و اطمینان یابد که جایش در خانواده هنوز ایمن است. با گذشت زمان و ملاحظات خاص شما، فرزند اولتان به جای حسادت نشان دادن از خودش، در رابطه با نقش جدیدش در خانواده، حس تسلط و کنترل پیدا می کند و خودش را با وضعیت جدید سازگار و منطبق می سازد.

 توجه پدر بیش از پیش به فرزند اول می تواند ذهنیت او را نسبت به کم توجهی مادر به خود عوض کرده و احساس مورد توجه بودن و دوست داشتن را در او همچنان ماندگار سازد

- به او یادآوری کنید که زمانی خودش هم یک طفل شیرخواره و کوچک بود . به او عکسهای دوران نوزادی اش و هدایایی را نشان دهید که وقتی تازه متولد شده بود، دریافت میکرد و علاقه و توجهی را به یادش بیندازید که در آن زمان کسب می کرد.

- چند اسباب بازی ویژه و مخصوص برایش بخرید .

خریدن اسباب بازی های جدید برای فرزند اولتان هم مفید و سودمند واقع خواهد شد. چرا که وقتی فرزند دومتان به دنیا می آید و دنیای توجه و هدایا معطوف او می شود، فرزند اولتان چیزهایی برای خودش خواهد داشت که سرش با آنها گرم باشد وبه خواهر یا برادر کوچکش حسادت نکند.

-به فرزندمان نگوییم که قرار است نی نی برایت اسباب بازی بیاورد و پس از به دنیا آمدن نیز به او بگوییم این اسباب بازی را او برایت آورده است. چون کودکان آنقدر با هوشند که می فهمند که نوزادی به این کوچکی نمی تواند برای او اسباب بازی تهیه کند، در نتیجه بی هیچ دروغی به او بگوییم که چون فعلا نی نی ما خیلی کوچیک است ونمی تواند با تو بازی کند ما از طرف او اسباب بازی مورد علاقه ات را خریداری کردیم تا تو با آن بازی کنی چرا که گفتن این مطلب برای او خوشایند است و احساس می کند که چندان هم چیزی تغییر نکرده و او را همچنان مثل قبل دوست دارید.

- پیشاپیش فرزند اولتان را تشویق کنید که بعد از به دنیا آمدن بچه دوم،کمکتان کند .

این عمل به او حس توانایی، کاردانی، شایستگی، لیاقت و توانمندی می بخشد. وقتی بچه جدید به دنیا می آید، فرزند اولتان می تواند با آوردن پوشک برای مادرش یا تکان دادن یک اسباب بازی مقابل صورت بچه کمک سودمندی ارائه دهد.

- گاهی اوقات در انتخاب لباس برای نوزاد که مهمان داریم یا می خواهیم به مهمانی برویم چه بپوشد از او کمک بگیریم و به انتخاب او احترام بگذاریم و در صورت مناسب نبودن تنها با گفتن بهتر نیست این یکی را بپوشد با او مشورت کنیم تا به نتیجه برسیم که در این مرحله هم به او احساس بزرگی و مسئو لیت پذیری را القا کرده ایم و هم توجه داشتن به او را یاد آور شده ایم.

- به او مزایای خواهر یا برادر بزرگتر بودن را نشان دهید .

فرزند اولتان را درگیر فعالیت هایی کنید که قادر به انجامشان است و می تواند او را از بچه تازه متولد شده مجزا کند، و به این ترتیب این پیام را به او برسانید که چون دیگر یک طفل کوچک نیست، می تواند کارهای خاصی را انجام دهد. او را در آغوش بگیرید، درحالی که برایش کتاب می خوانید عکس هایش را به او نشان دهید، یک جدول یا معمای ساده را باهم حل کنید و دیگر فعالیت هایی را با او انجام دهید که لازمه و متناسب با سن و رشدش هستند، به این ترتیب، شور و شوق او از بزرگ شدنش و انجام کارهایی ادامه پیدا می کند که وقتی نوزاد بود قادر به انجامشان نبود، ولی حالا از توانایی انجام آن برخوردار است. خواه بچه جدیدی به جمع خانواده اضافه شود و یا فرزند نوجوانتان به قصد تشکیل زندگی یا ادامه تحصیل، جمع خانواده را ترک کند، همواره تغییر و تحولات در خانواده ها نیازمند سازگاری های بنیادین و ریشه ای روانی، ذهنی، روحی و جسمانی هستند.

پژوهشگران و محققان مسایل خانوادگی، پیدایش این تغییر و تحولات در زندگی روزمره اعضای خانواده را تنش زاترین حالت ممکن معرفی کرده اند. پس، اگر فرزندان نوپا و کوچک تان در خلال این چارچوب زمانی، تا حدی سیر قهقرایی را طی کنند، نبایستی نگران شوید و باید آن را امری طبیعی بدانید که بسیار موقتی، گذرا و زود گذر است.

فرآوری: نسرین صفری

بخش خانواده ایرانی سایت تبیان


 سلامت

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید با بخش مشاوره روانشناسی سایت تبیان تماس برقرار کنید.

تهیه کتاب " چگونه با کودکم رفتار کنم "به شما کاربران محترم توصیه می گردد.

مقالات مرتبط

کوچولوی ما خوش آمدی!

فرزند دوّم، هووی فرزند اوّل

فقط مال من باش

پس کی منو دوست داری؟

هیچ کس منو دوست نداره!(1)

فرشته های حسود

منبع : tebyan.net