صفحه نخست
اخبار آکانیوز سرگرمی فیلم سلامت آشپزی شیرینی پزی خانه داری خانواده سبز ازدواج کودک داری ورزش بیوگرافی عکس اطلاعات عمومی ایرانگردی جهانگردی تعبیر خواب بازی فرهنگ

آنچه را بدهید، می‌گیرید

او نیز با شما به همین شکل رفتار خواهد کرد . شما همان را که می دهید و اگر رفتار شما با نوجوانتان محترمانه و بی پرده و صادقانه باشد و می گیرید . و اصیل را در آکاایران ببینید

آنچه را بدهید، می‌گیرید

اگر رفتار شما با نوجوانتان محترمانه ، اصیل ، بی پرده و صادقانه باشد ، او نیز با شما به همین شکل رفتار خواهد کرد . شما همان را که می دهید ، می گیرید.

می دانم گاهی اوقات انجام دادنش خیلی سخت است . گاهی اوقات فرزندان ما چیزهایی می گویند یا کارهایی می کنند که آن قدر زشت است که ما را به مرز انفجار می رساند . بهتر است وارد جدال تازه نشوید و فقط ارتباط را قطع کنید.

وقتی می بینیم پدر و مادران هنگامی که با فرزندشان به توافق نمی رسند داد و بیداد می کنند ،فریاد می زنند و یا حتی چیزی پرت می کنند ، دچار شگفتی می شویم . از این حیرت زده تر می شویم هنگامی که می بینم پدر و مادری می گویند :« فرزندم آن قدر بی ادب است که سر من فریاد می زند ، داد و بی داد می کند ، همه چیز را پرت می کند و در اتاقش را محکم می کوبد.» « خب ، چه انتظاری دارید ؟ رو راست باشیم : شما همانی را می گیرید که می دهید .» باید ببینیم کجای کارمان ایراد داشته !

یادتان باشد ، هدف شما برقرار کردن ارتباط است نه سلطه یابی . فهماندن اصل مطلب به فرزندانتان از راه ارتباط ، اهمیتی بیشتر از مهار کردن آنان دارد . در این باره چنین بیندیشید : اگر شما سلطه پیدا کنید و به او دستور بدهید ، می توانید تا زمانی که نزدیک و روبه روی فرزندتان قرار دارید بر او تسلط داشته باشید ، اما بعد چی ؟

وقتی که فرزند شش ساله شما در اتاقش است و شما در آشپز خانه مشغول کار هستید چی ؟ در مورد شب بعد ، هفته بعد چی؟ وقتی که جوان شما به تنهایی بیرون می روند و شما با همه شکوه استبداد و سلطه ای که دارید آنجا نیستید چی ؟

 آیا خیال ندارید امکان تأثیر گذاری بیشتری در دراز مدت در فرزندان خود داشته باشید !حقیقت این است :  اگر آنان مجاب نشوند و ارزشها و باورهای شما را ملکه ذهن نکنند ، کار تربیت فرزند شما و کنترل کردن آنان ، محدود به اوقاتی می شود که آنان را در اسارت واقعی نگه می دارید . ممکن است شما فکر صحبت کردن با آنان را درباره دیدگاه خودتان دوست نداشته باشید ؛اما چه بخواهید چه نخواهید ، این تنها فرصت واقعی شماست که بتوانید هنگامی که آنان در کنار شما نیستند ، واقعا بر رفتارشان تاثیر بگذارید .و اگر چنانچه توجه نکرده باشید ، هر چه آنان بزرگ تر می شوند ، شما کمتر به آنان نزدیک هستید و تصمیمات آنها مهم تر می شود.

داشتن اقتدار افسار گسیخته و تا حد زیادی کنترل نشده برفرزندتان ، مسئولیت خیلی بزرگی است .آنچه گاهی اوقات پدر و مادران خیرخواه نیز انجام می دهند این است که هنوز هم به پشت فرزندانشان ضربه و یا به آنان سیلی می زنند ،هر چند پژهش نشان داده است که تنبیه بدنی در آموزش سازنده و دراز مدت نقش بسیار اندکی دارد در عوض ، احساسات شرم ، رنجش ، تندی و قطع رابطه را موجب می گردد .

در این باره از دیدگاه یک کودک بنگرید . کودکان باور دارند که قرار است شما آنان را دوست بدارید و از آنان مواظبت کنید و در این جهان بسیار وحشتناک ساحل امن آنان باشید .بعد ناگهان شما با آنان تندی می کنید و موجب درد بدنی شان می شوید . آنان این را درک نمی کنند. آیا آن درد ، رفتار ناخواسته ای را سرکوب می کند ؟

 در کوتاه مدت شاید ، اما کمتر پیام با ارزشی را ملکه ذهن می کند . اگر فرزند شما رفتار ناپسندی دارد ، آنچه لازم است برایش انجام د هید ، خیلی پیچیده تر از ضربه زدن به پشت است . این ضربه هرگز نمی تواند پیامی را منتقل کند .

بسیاری از بزرگ ترهای خانواده انتظار دارند که کوچک ترها مطیع خواسته های آن ها باشند . چنین ادراکی از مفهوم روابط اجتماعی و روابط خانوادگی ، نابود کننده ی اعتماد بین اعضای خانواده وجامعه است

شمار فراوانی از پدران و مادرانی که معتقد به کتک زدن هستند می گویند که آنان هرگز بدون توضیح بچه را کتک نمی زنند . متأسفم ، این نیز قانع کننده نیست.

از خودتان بپرسید از کسی که ناگهان بر اثر یک خطا به پشت شما می کوبد ، چقدر می توانید چیز یاد بگیرید ؟   تنبیه بدنی نه لازم است و نه روش کافی برای هدایت فرزند شماست . حتی اگر تصور می کنید کتک زدن کاری خوب و موثر است باز نمی توانید انکار کنید که روشهای موثرتری برای دستیابی به همین نتیجه وجود دارند که عوارض جانبی نیز نخواهند داشت .

ضربه زدن به پشت فرزند ، مثل کندن حفره ای بزرگ با قاشق است . می توانید این کار را بکنید ؛ اما با یک بیل خوب ، محکم ، لبه تیز ، با دسته بلند این کار را سریع تر و بهتر انجام می دهد ، زیرا برای این کار ابزار عالی تری است .

"اعتماد" را جایگزین تنبیه کنید!

اصل انکار ناپذیری که برای رشد و موفقیت نوجوانان و جوانان ضروری است ،اعتماد کردن به آن هاست . باید از برخی والدین پرسید چرا به خود حق می دهند که به عنوان مثال : جیب بچه های خود را پنهانی تفتیش کنند ؟ دفتر خاطرات شان را بدون اجازه ی آن ها بخوانند ؟ تلفن های آن ها را کنترل کنند ؟یا فرزندان شان را تحت فشار دهند که جزء جزء مسائل شان را با آن ها در میان بگذارند ؟ فردی که به هوشمندی و حقانیت خود اعتماد ندارد ، به دیگران نیز بی اعتماد است.

 پدر و مادر هوشمند و درستکار و دقیق به راحتی می توانند از حالت ها و رفتار فرزندشان به وضع وی پی ببرند و در صورتی که احتمال مشکلی وجود داشت ، با تعقل و تدبیر و رفتار سنجیده به کمک او بشتابند ، نه این که با وی به مشاجره و دعوا بپردازند و وی را تنبیه کنند . چرا که این کار حس اعتماد فرزندان را به والدین نابود خواهد کرد.

بسیاری از بزرگ ترهای خانواده انتظار دارند که کوچک ترها مطیع خواسته های آن ها باشند . چنین ادراکی از مفهوم روابط اجتماعی و روابط خانوادگی ، نابود کننده ی اعتماد بین اعضای خانواده وجامعه است . متأسفانه در سطوح اجتماعی ، از جمله دبیرستان و مراکز آموزشی نیز ، موارد بی شماری از برخوردهای کاملا غیر اعتماد آمیز با نوجوانان و جوانان ، از قبیل گشتن کیف و جیب دانش آموزان و خبرچین تراشیدن در میان آن ها و غیره ، مشاهده می شود . این برخوردها ، روابط اولیای مدرسه با شاگردان را به کلی تخریب می کند و آنان را در مقابل یکدیگر قرار می دهد ؛ و نتیجه اش چیزی جز ضربه به شخصیت و تربیت درست فرزند مان نیست.

بدون تردید و برپایه ی تحلیل های دقیق روان شناسی ، بی اعتمادی به نوجوانان و جوانان چه در جامعه و چه در خانه یا مدرسه ، اساسا بازتاب ترس ها و اضطراب ها و خطاکاری های خود بزرگسالان است.

پژوهش ها نشان می دهد که آن دسته از والدینی که دارای بیش ترین ترس و اضطراب هستند و در دوره ی کودکی و نوجوانی با مشکلات بیش تری مواجه بوده اند ، کم اعتماد تر از سایر والدین ، نسبت به نوجوانان و جوانان هستند . اگر بنای روابط اعضای خانواده بر تفاهم متقابل استوار باشد و کودکان ، نوجوانان و جوانان احساس امنیت و آرامش داشته باشند ، هیچ جایی برای بی اعتمادی به آن ها وجود نخواهد داشت .

گروهی از والدین نیز به علت بی اعتمادی به شرایط موجود در جامعه ، سعی در کنترل روابط فرزندان با جامعه دارند و تصور می کنند با تسلط در کنترل رفتار و تربیت فرزندان شان ، هیچ فردی و هیچ قدرتی جرئت نفوذ در تغییر رفتار نوجوان و جوان آن ها را نخواهد داشت . در حالی که آن ها به علت بی اعتمادی ای که در وجودشان نهفته ، فرزند خود را از تجربه و آموزش های اجتماعی دور می کنند و او را فردی وابسته و بدون استقلال پرورش می دهند و موجب می شوند که فرزندان شان نیز مانند والدین شان افرادی بی اعتماد و بدبین تربیت شوند . 

رازداری نیز یکی از عواملی است که می تواند اعتماد نوجوان یا جوان را بر والدین تقویت کند . والدین ضروری است بکوشند که رازدار خوبی برای فرزندان شان باشند و حرف های آن ها را خواسته یا ناخواسته در جمع مطرح نکنند ، چرا که نوجوان حس اعتماد به پدر و مادرش را از دست می دهد و در نتیجه حرف هایش را به دیگران می گوید .

علت اصلی پنهان کاری جوانان ، عدم پذیرش بسیاری از امور از سوی والدین است . در این حالت جوان نمی تواند به والدین خود اعتماد کند و مسائل خود را با آن ها در میان گذارد . به خصوص در مورد جنس مخالف ، وضعیتی محدودتر در خانواده ها وجود دارد . والدین بایستی با مراقبت و نهادینه کردن ارزش های اخلاقی در جوانان از هنجاری ها جلوگیری کنند .

بنابراین ایجاد اعتماد در جوانان از سوی خانواده ها به خصوص والدین ،  یکی از مهم ترین عوامل ایجاد رابطه ای صمیمانه است .

 

سرور حاجی سعید

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع : tebyan.net